X
تبلیغات
زمین شناسی

 

سنگ شناسی آذرین

 این سنگهای پرورده آتش ، زمانی توده‌ای داغ و مذاب را به نام ماگما تشکیل میداده‌اند، که سرد شدن تدریجی ماگما ، آنها را به سنگ سخت و جامد تبدیل کرده است. بنابراین گدازهای که از دهانه آتشفشان فوران کرده و بر سطح زمین جاری می‌شود، به سرعت سرد و سخت شده و سنگی آذرین را بوجود می‌آورد.

تاریخچه و سیر تحولی و کلیات 
 اغلب مولفین یونانی و رومی ، آتشفشانها ، فعالیتهای آتشفشانی و زمین لرزهها را توصیف می‌کردند. استاربو جغرافیدان و مورخ یونانی (63 قبل از میلاد ـ 20 بعد از میلاد ) فعالیتهای آتشفشانی اتنا ، سوما ـ وزوو و جزایر لیپاری را توصیف کرد. او آتشفشانها را به منزله دریچه‌های اطمینان تلقی می‌نمود که از آنها مواد سیال خارج می‌شود.
در قرن هیجدهم اولین مناظرات و مباحثات تند و شدید درباره ماهیت و منشا سنگها در گرفت. در مباحثات منشا سنگها مناظراتی بین دسته و گروههای زیر وجود داشت: در یک طرف نپتونیستها و در طرف دیگر ولکانیستها و پلوتونیستها قرار داشتند. نپتونیستها معتقد بودند که سنگهای پوسته متوالیا در یک اقیانوس اولیه تهنشین شده‌اند و به نظر آنها بازالت و گرانیت هر دو سنگهایی هستند که در این اقیانوس بزرگ را سبب شده‌اند. پلوتونیستها اعتقاد داشتند که زمین از انجماد مواد مذاب و داغ بوجود آمده است و گرانیت را یک سنگ نفوذی داغ به شمار می‌آوردند.
واژه ماگما و مفهوم منحصر به فرد ماگمای اولیه توسط اسکراپ عنوان شد.
سرجـیـمزهال به همراه ریمور و اسپالانزانی و جورج وات پترولوژی تجربی را پایه‌گذاری کرد.
 چاربز داردین اظهار داشت که انواع مختلف سنگهای ماگمایی ممکن است از یک ماگمای اولیه اشتقاق یافته باشند به شرط آنکه ترکیب ماگما با تبلور و جدایش یک یا چند کانی مشکل سنگها تغییر یابد
 هنری کلیفتون سوربی جهت مطالعه میکروسکوپی ، اولین مقطع نازک سنگها را تهیه کرد.
روش طبقه بندی شیمیایی سنگها را ابداع کرد و در اواخر قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم برخی از روشهای نمایش شیمیایی و نهایتا طبقه‌بندی شیمیایی سنگها پا به عرصه ظهور نهاد ( موینسون ـ لسینگ کراس ، ایدینگز ، پیرسون و واشنگتن  ، اوسان  ، نیگلی ، فون ولف (
آلفرد لوتاروگز از کتابش تحت عنوان « منشا قاره‌ها و اقیانوسها  ، اصل و ریشه سوالات پزولوژیستها را به مفهوم تغییر ناپذیری قاره مربوط دانست.
موریس و ریچادر ویلژوئن اولین توصیف دقیق شیمیایی و سنگ شناسی یک سری جدید و مهم سنگهای آتشفشانی را که واجد انواع اولترامافیکها بود ، منتشر ساختند.
از آن زمان تا به امروز سنگ شناسی آذرین همانند دیگر رشته‌های علوم فراز و نشیبهای بسیاری را پشتسر گذاشته و با کوشش پیشگامان علم پترولوژی تجربی ، بررسی شرایط تشکیل کانیها و سنگها ، بویژه سنگهای آذرین و دگرگونی رو به رونق نهاد.

 ریشه لغوی
 
سنگهای آذرین ،  Igneous rocks نام خود را از واژه Ignis گرفته‌اند که در لاتین به معنای "آتش" است

کلیات
این سنگهای پرورده آتش ، زمانی توده‌ای داغ و مذاب را به نام ماگما تشکیل میداده‌اند، که سرد شدن تدریجی ماگما ، آنها را به سنگ سخت و جامد تبدیل کرده است. بنابراین گدازهای که از دهانه آتشفشان فوران کرده و بر سطح زمین جاری می‌شود، به سرعت سرد و سخت شده و سنگی آذرین را بوجود می‌آورد.

انواع سنگهای آذرین 
با سرد شدن و انجماد ماگما - سنگ مذاب متحرکی است که دمای آن بین 700 تا 1200 درجه سانتیگراد (1300 تا 2200 فارنهایت) میباشد- سنگهای آذرین تشکیل میشوند. اکثر ماگماهای سطح زمین از نوع مذاب سیلیکاتی میباشند.
تشکیل شدن سنگهای آذرین یا در سطح زمین صورت می‌گیرد و یا در داخل پوسته زمین ، بنابراین بر حسب اینکه ماگما در کجا منجمد شود دو گروه سنگ آذرین خواهیم داشت.
سنگهای آذرین خروجی:
سنگهای آذرینی را که از انجماد ماگما در سطح زمین بوجود می‌آید سنگهای آذرین خروجی می‌نامند.
سنگهای آذرین نفوذی:
به آن دسته از سنگهای آذرین که از انجماد ماگما در داخل پوسته زمین تشکیل می‌گردد سنگهای آذرین نفوذی گفته می‌شود. سنگهای آذرین نفوذی خود در پوسته زمین به اشکال مختلفی منجمد می‌شوند که شامل موارد زیر می‌باشند.

*لاکولیت‌ها 
*سیل‌ها 
*دایک‌ها 
*لوپولیت‌ها 
*پاتولیت‌ها 
*فاکولیت‌ها 
*استوک‌ها

طبقه بندی سنگهای آذرین 
   برای طبقه بندی سنگهای آذرین روشهای مختلفی وجود دارد. این روشهای طی 100 سال گذشته تحول پیدا کرده و کاملتر شده اند. هر طبقه بندی برای اهداف خاصی مورد استفاده دارد و نمایانگر یک روش خاص از مطالعه سنگهای آذرین میباشد. 
کلیه طبقه بندیهای مورد استفاده برای سنگهای اذرین بر دو معیار استوار هستند: محتوی کانی شناسی سنگ و بافت (اندازه دانه ها). یک طبقه بندی کامل، طبقه بندی است که هر دو مورد را شامل شود. البته در طبقه بندی سنگهای آذرین اغلب اوقات هر دو مورد، استفاده میشوند. به عنوان نمونه گرانیت سنگ دانه درشت با رنگ روشن است. سه طبقه بندی اصلی برای سنگهای آذرین وجود دارد:

1. طبقه بندی رنگ/بافت
2. طبقه بندی مودال که بر اساس ترکیب کانی شناسی و بافت استوار است.

3. طبقه بندی نورماتیو که بر اساس شیمی سنگ استوار است.

1. طبقه بندی رنگ/بافت: کانیهایی که در بالای سری واکنشی باون قرار میگیرند، دارای رنگهای تیره میباشند (به عنوان مثال، پیروکسن و آمفیبول) و کانیهایی که در قسمتهای پایین سری باون قرار گرفته اند دارای رنگهای روشن هستند (به عنوان مثال، پلاژیوکلاز سدیم دار و کوارتز). از لحاظ ترکیب شیمیایی ماگما، ماگماهایی که در بالای سری واکنشی باون قرار میگیرند مافیک هستند، ماگماهایی که در وسط این سری قرار میگیرند از نوع حدواسط میباشند و ماگماهیی که در بخشهای پائینی آن قرار میگیرند از نوع فلسیک میباشند. ماگماهای مافیک سنگهای تیره ای که دارای کانیهای تیره هستند، مانند بازالت تولید میکنند، ماگماهای حدواسط سنگهای با رنگ حدواسط همچون دیوریت ایجاد میکنند و ماگماهای فلسیک سنگهای روشنی همانند گرانیت تشکیل میدهند. اگر چه طبقه بندی براساس رنگ و بافت به نظر کامل می آید اما دارای خطاهای بسیار زیادی است.

2. طبقه بندی مودال که بر اساس ترکیب شیمیایی کانی و بافت استوار است.

طبقه بندی مودال سنگهای آذرین را بر اساس میزان فراوانی نسبی 5 کانی که جز کانی اصلی تشکیل دهنده آنهامیباشد، انجام میشود. این کانی های عبارت هستند از:
1. کوارتز
2. آلکالی فلدسپار
4. فلدسپاتوئیدها کانی های فقیر از سیلیس.
5. کانیهای مافیک مانند پیروکسن و آمفیبول.

طبقه بندی مودال، شامل نام سنگهاست مانند گرانیت، بازالت و دیوریت. این طبقه بندی در یک دیاگرام مثلثی است که بین محدوده های مختلف آن مرزهای مشخص وجود دارد. در مجموع، اسامی که در این طبقه بندی به کار میروند، مانند طبقه بندی رنگ/بافت است. البته در طبقه بندی مودال به جای رنگ، بیشتر به محتوای کانی شناسی توجه میشود. در مودال از نمودار درصد فراوانی کانی ها استفاده میشود. 
برای شناسایی سنگها در این طبقه بندی چند کار اساسی باید صورت گیرد. اولین کار این است که درصد کوارتز موجود در سنگ تعیین شود. به عنوان مثال اگر سنگ بیش از 20% کوارتز داشته باشد، نمونه در سه گروه آلکالی گرانیت، پلاژیوگرانیت یا گرانودیوریت قرار میگیرد. 
دومین کار این است که درصد فلدسپارها را در سنگ تعیین نماییم. سومین مرحله این است که مخلوط 50/50 از فلدسپارها و مافیکها در سنگ مشخص شود و در نهایت سنگها به 4 گروه وسیع تقسیم میشوند.

3. طبقه بندی نورماتیو:

 این روش طبقه بندی، به آسانی دو روش قبلی یعنی سیستم رنگ/بافت یا ترکیب شیمیایی/بافت نمیباشد. در این طبقه بندی سنگهای آذرین از نظر مجموعه کانیایی متفاوت هستند، اما از نظر شیمیایی تقریباً یکسان میباشند. مجموعه کانیایی و ترکیب شیمیایی نشاندهنده منشا اولیه سنگها است. 
از روش نورماتیو برای بررسی فرآیندهای تکتونیک صفحه ای نیز استفاده میشود. 
در روش طبقه بندی نورماتیو سنگهای آذرین در جایگاههای (که نمایانگر سنگهایی است که از یک ماگما حاصل شده اند) مشخصی تعریف میشوند و هر جایگاه دارای شیمی خاص خود میباشد. 4 جایگاه اصلی تعریف شده است که شامل کوماتئیت، تولئیت، کالک – آلکالن و آلکالن میباشند. با مشخص شدن یکی از آین جایگاهها میتوان به راحتی درباره تاریخچه زمین بحث کرد.

1. شیمی
2. تفریق
3. تکتونیک

شیمی:
از نظر شیمیایی سه شاخصه شیمیایی وجود دارد: میزان اشباع شدگی از سیلیس، غنی شدگی از آهن و شاخص آلکالی. 
با استفاده از شاخصه میزان اشباع شدگی مقدار SiO2 موجود در در ماگما یا سنگ تعیین میشود. شرایط تحت اشباع از سیلیس، شرایطی است که مقدار SiO2 آنقدر کم است که امکان تشکیل کوارتز و کانیهایی مانند فلدسپارها وجود ندارد. در نتیجه کانیهای فقیر از سیلیس یعنی فلدسپاتوئیدها مانند نفلین و سودالیت تشکیل میشوند. حالت فوق اشباع از سیلیس حالتی است که مقدار SiO2 به حدی است که کوارتز متبلور میشود. اگر مقدار       SiO2 قابل توجه باشد این امکان وجود دارد که بازالت کوارتزدار تشکیل شود ترکیبی که معمولاً متعارف نمیباشد. 
با استفاده از شاخص آلکالی مقدار کلسیم از قسمتهای بالای سری واکنشی باون با توجه به مقدار مجموع سدیم و پتاسیم در بخشهای تحتانی سری واکنشی باون محاسبه میشود. شاخصهای آلکالی بالاتر از 1 نشانه مقدار کلسیم بالا است. شاخصهای کمتر از یک نشانه کلسیم پایین و سدیم و پتاسیم بالا است. 
بر اثر تفریق عناصر تیره ماگما از آن جدا شده و مقدار سدیم و پتاسیم در ماده مذاب باقیمانده افزایش پیدا میکند. سریهای ماگمایی تولئیت، کالک – آلکالن و آلکالن به ترتیب درای شاخصهای آلکالی کمتر از یک، یک و بیشتر از یک میباشند که نشاندهنده روند تفریق میباشد. 
با افزایش روند تفریق، مقدار آهن کاهش پیدا میکند. در واقع با اندازه گیری مقدار آهن روند تغییرات کانیهای فرومنیزین در سری واکنشی باون مشخص میشود. مقدار آهن در کماتئیتها پایین است زیرا مقدار عناصری مانند منیزیم، نیکل و کرم بسیار بالا میباشد.

تفریق: 
تحول ماگمایی یا در داخل صفحات و یا در حاشیه آنها رخ میدهد. زمانیکه تحول ماگمایی در درون صفحات اتفاق می افتد، به عنوان مثال، در یک سری کالک – آلکالن سنگها از دیوریت به گرانیت یا در سری کماتئیتی سنگها از پریدوتیت به بازالت یا آندزیت تحول پیدا میکنند. 
اگر تحول ماگمایی در بین صفحات رخ دهد، مانند قوسهای آتشفشانی ، در اولین مراحل فعالیت ماگمایی، ماگما حالت فوق اشباع از سیلیس دارد و شاخص آلکالی آن بیشتر از یک میباشد، سپس ماگما تحول پیدا میکند و به یک ماگمای تحت اشباع با شاخص آلکالی کمتر از یک تبدیل میشود. به این ترتیب ابتدا ماگمای تولئیتی، سپس کالک – آلکالن و بعد آلکالن تشکیل خواهد شد. 
فرآیند تحولی دیگری که رخ میدهد این است که یک سنگ تفریق یافته مجدداً دچار تفریق شود. مثلاً یک ماگمای دیوریتی تفریق یافته در یک باتولیت جانشین شده و منجمد میشود. اگر باتولیت مذکور حرارت ببیند، محصول ثانویه ای که به این ترتیب تشکیل میشود تفریق یافته تر و فلسیک تر خواهد بود (گرانیت) و ماده مذاب باقیمانده بیشتر بقایای مافیک خواهد داشت. ممکن است سنگی از یک سری ماگمایی مجدداً تفریق پیدا کند و با ماده مذاب سری دیگری مخلوط شود.

تکتونیک
 
یکی از مهمترین موارد سریهای ماگمایی ارتباط آنها با رژیمهای تکتونیکی مختلف است. این علم برای شناسایی و شبیه سازی حوادث تکتونیکی قدیمی (زماینکه بسیاری از شواهد از بین رفته اند یا در دسترس نمیباشند) مفید است. با آنالیز شیمی سنگها، زمین شناسان قادر خواهند بود که فرآیندهای تشکیل دهنده سنگها را شبیه سازی کنند. 
تفریق در دو رژیم تکتونیکی اولیه اتفاق می افتد. تفریق ممکن است در مرکز ریفت رخ دهد. سنگهای اولیه فوق اشباع از سیلیس (کماتئیتهای آرکئن) به سطح زمین را پیدا میکنند و دچار ذوب تفریقی میشوند. ماده مذاب تولئیتی است و به سطح زمین میرسد و بازالتهای بالشی و دایکهای ورقه ای پوسته اقیانوسی را تشکیل میدهد. ماده ذوب نشده برجامانده معمولاً اولترامافیکهای تحت اشباع از سیلیس بوده که در گوشته به صورت 4 لایه افیولیتی باقی میمانند. دومین نوع تفریق در مرزهای همگرا اتفاق می افتد. پوسته اقیانوسی تولئیتی از مرکز ریفت دور میشود تا اینکه عمل فرورانش را انجام دهد. پوسته مذکور طی فرورانش گرم میشود و به صورت تفریقی ذوب میشود. معمولاً اولین مواد مذابی که در نزدیکی گودال اقیانوسی فوران میکنند، تولئیتها هستند، با گذشت زمان مواد مذاب به ماگمای کالک – الکالن تحول پیدا میکنند. ماگمای کالک – آلکالن سازنده قوسهای آتشفشانی است. در نهایت ماده مذاب تحول یافته آلکالن خواهد بود. ماده مذاب آلکالن از تفریق ثانویه ماده مذاب یا سنگ کالک – آلکالن حاصل شده است. بقایای تفریق در زون فرورانش اولترامافیکها یا پریدوتیتها هستندو به سمت گوشته پایین میروند و در گوشته باقی می مانند.

چندین سیستم مختلف برای طبقه بندی سنگهای آذرین ارائه شده است. نکته مشترک تمامی این سیستمهای طبقه بندی این است که در جزئیات همگی جنبه‌ای اختیاری و مصنوعی داشته و متکی به پاره‌ای خواص هستند که نمی‌توان آنها را از روی نمونه دستی و یا در صحرا تعیین کرد. در طبقه بندی سنگهای آذرین بافت و ترکیب سنگهای آذرین از مهمترین مواردی هستند که باید در نظر گرفته شوند. در این نوع طبقه بندی نمودارهایی که در آنها نسبت سیلیکاتها در هر یک از سنگهای آذرین را نمایش می‌دهد کاربرد دارند.

سنگهای آذرین روشن

·         این سنگها از رنگی روشن و نیز وزن مخصوصی نسبتا کم برخوردارند. گاهی اوقات این سنگها را تحت عنوان سنگهای سیاسی می‌شناسند. دو سنگ ، گرانیت و گرانودیوریت روی هم رفته 95 درصد از کل سنگهای آذرین قاره‌ای ناشی از انجماد ماگما را تشکیل می‌دهند.

 گرانیت سنگی دانه‌ای است و ترکیب کانیایی آن شامل دو قسمت فلدسپات اورتوکلاز + یک قسمت کوارتز + یک قسمت فلدسپات پلاژیو کلاژ + مقادیر ناچیزی از آهن – منیزیم‌دارها.

·سنگهایی که ترکیب کانی شناسی آنها مشابه گرانیتها باشد ولی به جای بافت دانه‌ای دارای بافت ریز بلور باشد، ریولیت نامیده می‌شود. معادل شیشه‌ای گرانیت، ابسیدین نام دارد. این سنگ معمولا ظاهری قیرگون دارد و کاملا سیاه است ولی باید توجه داشت که اگر قطعه‌ای بسیار نازک از ابسیدین را که ظاهری نیمه شفاف دارد را در مقابل زمینه روشن قرار دهیم رنگی سفید دودی از خود نشان می‌دهد.

سنگهای آذرین تیره

بر اساس تخمین های انجام گرفته 98 درصد از حجم کل سنگهای تشکیل شده از ماگماهای بیرون ریخته بر روی سطح زمین ترکیبی بازالتی ، آندریتی دارند. واژه مترادف بازالت سنگ پلاکانی است و این اسم از آنجا ناشی می‌شود که بازالت در برخی از بیرون زدگی‌ها ، ستونهایی تشکیل می‌دهد که ظاهری شبیه به پلکان دارند. این ستونها حاصل فرآیند سرد شدن بوده و در اثر هوازدگی ظاهر می‌شوند. بازالت بافتی ریز بلور داشته و ترکیب کانی شناسی آن به شرح زیر است:

  • یک قسمت فلسپار پلاژیوکلاژ + یک قسمت آهن – منیزیم‌دارها.
  • گابرو سنگی است که ترکیبی مانند بازالت داشته اما بافت آن به جای ریز بلورین بودن دانه‌ای است.
  • پریدوتیت سنگ آذرینی با بافت دانه‌ای است که عمدتا از آهن – منیزیم‌دارها تشکیل می‌شود.  

سنگهای آذرین بینابینی

هنگامی که در نمودار طبقه بندی سنگها از جهت دربر دارند سنگهای روشن به طرف جناح دربرگیرنده سنگهای تیره حرکت می‌کنیم. ترکیب سنگهای آذرین بطور پیوسته از نوعی به نوع دیگر تغییر می‌یابد. آندزیت نامی است که به سنگی آذرین و ریزبلوری که ترکیبی بین گرانیت و بازالت دارد اطلاق می‌شود. این سنگها برای اولین بار در کوههای آند در آمریکای جنوبی دیده شدند و نام آنها نیز از همین امر ناشی شده است. آندزیتها اکثرا در مناطق اطراف اقیانوس آرام یافت می‌شوند و معادل دانه‌ای آندزیت ، دیوریت نام دارد.

پگماتیت

محلولهایی را که در مراحل آخر سرد شدن و انجماد ماگما تولید می‌شوند، محلولهای گرمایی می‌نامند. از تبلور این محلولها سنگ آذرین بسیار درشت دانه‌ای موسوم به پگماتیت تشکیل می‌شود از واژه لاتین پگمات به معنی به هم بافته شده مشتق شده است. کوارتز و فلدسپات پتاسیم‌دار کانیهای اصلی حاصل از تبلور محلولهای گرمایی هستند. پگماتیتها صرفا بر مبنای اندازه‌های غیر عادی دانه‌های کانی موجود قابل تشخیص‌اند.

در معدودی از پگماتیت‌ها دانه‌های فلدسپات پتاسیم و کوارتز رشد در هم داشته و اساسا یک واحد را تشکیل می‌دهند. در این پگماتیت‌ها
کوارتز رنگی تیره تر از فلدسپات داشته و در نتیجه شکل کلی آن شبیه کتیبه‌های باستانی آشوری و بابلی است. به همین علت این نوع رشد در هم به ساختار گرافیک شهرت یافته است (از واژه لاتین گرافین به معنی نوشتن مشتق شده است,

سنگهای آذرین کره ماه

تجزیه شیمیایی سنگهایی که طی ماموریتهای مختلف سفینه آپولو از کره ماه به زمین آورده شد نشان می‌دهد که بجز در مورد فقدان آب و اکسیژن آزاد ، ترکیب سنگهای کرده ماه بسیار شبیه ترکیب سنگهای زمین است. اکثر سنگهای ماه از نظر منشا آذرین هستند. برای مثال سنگهای حوضچه ماریا همه گدازه‌های بازالتی و نمونه‌های مناطق مرتفع ماه همه از انواع گابرو ، نوریت (گابرویی متشکل از پلاژیوکلاز و پیروکسن ارتورومبیک) و آنورتوزیت سنگی عمدتا متشکل از پلاژیوکلاز کلسیم‌دار) تشکیل شده‌اند.

 سنگ هاي آذرين از انجماد مواد مذاب دروني زمين به وجود مي آيند

مواد مذاب كه خود از ذوب سنگ هاي پوسته يا گوشته زمين به وجود مي آيند ، تركيب

سيليكاتي دارند و ماگما ناميده مي شوند . تركيب شيميايي ماگما متنّوع است . بعضي سيليس زياد ( ماگماي اسيدي و بعضي سيليس كمتر و در عوض عناصر آهن ، منيزيم و كلسيم بيشتري دارند

ماگماي بازي

 دما ماگما بيش از 700 درجه سانتي گراد است در اين مذاب جوشان ، گازها ، قطعات بلور در حال رشد و قطعات سنگي كنده شده از سنگهاي درون زمين وجود دارد

ماگمايي كه به سطح زمين رسيده باشد بيشتر گازهاي خود را از دست مي دهد ، در اين حال به آن گدازه مي گويند
 از انجماد گدازه در سطح زمين سنگ هاي آتش فشاني به وجود مي آيد ، ماگما ممكن است در اعماق زمين يا در شكستگي ها و يا درآشيانه هاي ماگمايي تدريجاً منجمد شود ؛ در اين حال به سطح زمين نمي رسد و سنگ آذرين دروني به وجود مي آيد
 علت اصلي اختلاف فوران هاي آتش فشاني نوع گدازه است . گدازه هاي بازيك گرانروي كمتري دارند و گازها به آساني خارج مي شوند . در انواع انفجاري مقدار سيليس ماگما زياد و گرانروي آن نيز بيشتر از نوع قبلي است .ثابت كرده اند كه هر قدر مقدار سيليس يك ماگما بيشتر باشد اتصال اتم ها براي تشكيل كاني ها ، با ايجاد بلورهاي درشت همراه است و همين امر موجب گرانروي بيشتر ماگما مي شود . در حالي كه در ماگماي بازيك شبكه مولكولي كاني ها كوچك تر و گرانروي كمتراست

 در ماگماي اسيدي ، گازها و بخار آب به آساني خارج نمي شوند و تجمع آنها موجب ازدياد فشار دروني و در نتيجه انفجار شديد مي شود . اين پديده در آتش فشان هاي اسيدي پديده شناخته شده اي به شمار مي آيد

يك ماده مذاب ممكن است در اعماق و يا در نزديكي سطح زمين سرد شود . در اين حالت دو نوع سنگ به وجود مي آيد كه از نظر شيميايي و كاني شناسي شبيه به هم هستند ولي از نظر بافت با يكديگر متفاوت هستند . بنابراين هر سنگ آذرين دروني يك معادل بيروني خواهد داشت.

                                                                                                                                                                            

 

  

 

 

 


برچسب‌ها: گروه باتوليت, سوم تجربي1
+ نوشته شده توسط فروغ ابراهیمی در سه شنبه چهارم بهمن 1390 و ساعت 22:36 |

زمین‌لرزه

 

 

 

ميزان زلزله خيزی اخير ايران

 

ميزان خطر زلزله در ايران

زمین‌لرزه یا زلزله، لرزش و جنبش خفیف یا شدید زمین است که به علت آزاد شدن انرژی ناشی از گسیختگی سریع در گسلهای پوستهٔ زمین در مدتی کوتاه به وقوع می‌پیوندد. محلی که منشأ زلزله بوده و انرژی از آنجا خارج می‌شود را کانون زلزله، و نقطهٔ بالای کانون در سطح زمین را مرکز زلزله گویند. پیش از وقوع زمین‌لرزه اصلی معمولاً زلزله‌های نسبتاً خفیف‌تری در منطقه روی می‌دهد که به پیش‌لرزه معروفند. به لرزشهای بعدی زمین‌لرزه نیز پس‌لرزه گویند که با شدت کمتر و با فاصله زمانی گوناگون میان چند دقیقه تا چند ماه رخ می‌دهند. زلزله به سه صورت عمودی، افقی و موجی بوقوع می‌رسد که قسم آخر از شایعترین آنهاست. زمین لرزه (لرزه یا زلزله) نتیجه رهایی ناگهانی انرژی از داخل پوسته زمین است که امواج مرتعشی را ایجاد می‌کند. زمین لرزه‌ها توسط دستگاه زلزله سنج یا لرزه نگارثبت می‌شوند. مقداربزرگی یک زلزله (ریشتر) طبق قرارداد گزارش می‌شود، زلزله‌های کوچکتر ازشدت ۳اغلب غیر محسوس و بزگتر از ۷ خسارت‌های جدی را به بار می‌آورند. شدت لرزه با روش اصلاح شده مرکالی اندازگیری می‌شود. در نزدیکی سطح زمین، زلزله به صورت ارتعاش یا گاهی جابجایی زمین نمایان می‌شود. زمانی که مرکز زلزله در داخل دریا باشد، بستر دریا به میزانی تغیر مکان می‌یابد که باعث ایجاد سونامی می‌شود. ارتعاشات زمین همین‌طورریزش کوه و گاهی فعالیت‌ها ی آتشفشانی را موجب می‌شود. درحالت کلی کلمه زمین لرزه هر نوع ارتعاشی را در بر می‌گیرد – چه ارتعاش طبیعی چه مصنوعی توسط انسان - که موجب ایجاد امواج مرتعش می‌شود. زمین لرزه‌ها اغلب معلول شکستگی‌های گسل‌ها هستند، و همین‌طور فعالیت‌ها ی آتشفشانی، ریزش کوه‌ها، انفجار معدن‌ها، و آزمایشات هسته‌ای. نقطه اغازین شکاف لرزه را کانون می‌نامند. مرکز زلزله نقطه‌ای است در راستای عمودی کانون و در سطح زمین.

زلزله‌های طبیعی

زلزله‌ها در هر جای زمین که در آن به میزان کافی انرژی کشسانی ذخیره شده باشد، در امتداد صفحهٔ گسل و شکستگی رخ خواهند داد. در مرزهای صفحه‌های تبدیل ویا همگرا، که بزرگترین صفحه‌های گسل روی زمین را ایجاد می‌کنند، صفحات کنار یکدیگر حرکت یکنواخت و aseismically خواهند داشت اگرهیچ بی نظمی یا ناهمواری در امتداد مرزهای آنها که باعث افزایش مقاومت اصطکاکی می‌شود، وجود نداشته باشد. اکثر مرزها دارای این ناهمواری‌ها هستند و این منجر به یک شکل از رفتار چوب – لغزشی((stick-slip behavior می‌شود. هنگامی که مرزهای صفحه قفل شده باشد، ادامه حرکت نسبی بین صفحات منجر به افزایش تنش و در نتیجه افزایش انرژی ذخیره شده در حجم اطراف سطح گسل می‌شود. این افزایش ادامه می‌یابد تا زمانی که تنش افزایش یافته به اندازه‌ای کافی برسد و از طریق شکستن ناهمواری‌ها، ناگهان از بخش قفل شدهٔ گسل اجازه لغزش بیابد و انرژی ذخیره شده را آزاد کند. این انرژی به عنوان ترکیبی از کرنش الاستیک امواج لرزه‌ای آزاد شده وتابیده شده، گرمای اصطکاکی سطح گسل، و شکستن سنگ، که در نتیجه باعث ایجاد زلزله می‌شود. این روند تدریجی ساخت تنش و کرنش که موجب شکست ناگهانی وتولید زلزله‌است به عنوان تئوری الاستیک واکنش خوانده می‌شود. تخمین زده می‌شود که تنها ۱۰ درصد یا کمتر از کل انرژی زلزله به صورت انرژی لرزه‌ای تابیده می‌شود. بیشتر انرژی زلزله صرف رشد شکستگی یا تبدیل به حرارت تولید شده توسط اصطکاک می‌شود. بنابراین، زمین لرزه انرژی پتانسیل کشسانی زمین را کاهش می‌دهد و درجه حرارت آن را افزایش می‌دهد، اگرچه این تغییرات نسبت به جریان همرفت و رسانایی گرمای خارج از اعماق زمین ناچیزاست.

 

 

انواع گسل زلزله

سه نوع عمده از گسل وجود دارد که ممکن است موجب زلزله بشوند: عادی، معکوس (محوری) و ضربه ای- لغزشی. گسل‌های نرمال و معکوس نمونه‌هایی از شیب - لغزش هستند، که در آن جابه جایی در امتداد گسل در جهت شیب و حرکت بر روی آنها شامل مؤلفه عمودی می‌شود. گسل نرمال عمدتاً در حوزه‌هایی رخ می‌دهد که پوسته مانند مرز واگرا در حال تمدید شدن است. گسل معکوس در مناطقی که پوسته مانند مرز همگرا در حال کوتاه شدن است رخ می‌دهد. گسل‌ها ی ضربه‌ای - لغزشی ساختمان‌های شیب داری دارند که دو طرف گسل به صورت افقی در کنار یکدیگر می‌لغزند؛ مرزهای تبدیلی نوع خاصی از گسل ضربه‌ای – لغزشی هستند. زلزله‌های بسیاری ناشی از جنبش در گسل‌ها یی هستند که شامل هر دو نوع شیب - لغزش و ضربه ای- لغزشی است، این لغزش به عنوان مورب شناخته شده‌است.

زمین لرزه‌های دور از مرزهای صفحه‌ها

ازآنجایی که مرزهای صفحه‌ها در درون سنگ کره قاره‌ها رخ می‌دهد، تغییر شکل در منطقه‌ای بسیار بزرگ تر از مرز صفحه پخش شده‌است. مانند تبدیل قاره‌ای گسل سان آندریاس، بسیاری از زمین لرزه‌ها به دور از مرز صفحه رخ می‌دهند و به گونه‌های توسعه یافته در منطقه وسیع تری از تغییر شکل ناشی از نا منظمی در رابطه با گسل ردیابی هستند (به عنوان مثال منطقه «بزرگ خم».) زلزله نورتریج با جنبش در رانش کوه درون چنین منطقه‌ای در ارتباط بود. مثال دیگر مرز صفحه همگرا و به‌شدت مایل بین پلیت عربی و اوراسیا است که بخشی از شمال غربی کوههای زاگرس می‌باشد. تغییر شکل در ارتباط با مرز این صفحه به پوستهٔ تقریباً خالص که جنبش‌های عمود بر مرز در منطقه وسیعی درجنوب غربی و حرکات تقریباً خالص ضربه ای- لغزشی در امتداد گسل‌های اصلی نزدیک به مرز واقعی صفحه‌ها تقسیم می‌شود. این توسط مکانیسم کانونی زمین لرزه نشان داده‌است. همه صفحات تکتونیکی میدان تنش داخلی ناشی از تعاملات خود با صفحات مجاور و بارگیری و یا تخلیه رسوبی دارند. (به عنوان مثال deglaciation.) این تنش‌ها ممکن است برای ایجاد شکست در امتداد گسل صفحه‌های موجود کافی باشند، و زلزله‌های میان صفحه‌ای را ظاهر کنند.

 

 

کانون-کم عمق وکانون-عمیق زلزله

اکثر زلزله تکتونیکی در حلقه آتش درعمقی کمتراز ده‌ها کیلومتر ناشی می‌شوند. زلزله‌های درعمق کمتر از ۷۰ کیلومتر به عنوان زمین لرزه‌ها ی کانون-کم عمق طبقه بندی می‌شوند، در حالی که با فاصله کانونی بین ۷۰ و ۳۰۰ کیلومتر معمولاً 'کانون-میانی ' یا 'زلزله متوسط عمق' نامیده می‌شوند. در مناطق فرورانش، جایی که پوسته اقیانوسی مسن تر و سردتر در بشقاب تکتونیکی دیگر می‌رود، زلزله‌ها ممکن است در عمق بسیار بیشتری (در محدوده ۳۰۰ تا ۷۰۰ کیلومتر) رخ دهند. این نواحی مرتعش فعال همراه با فرورانش به عنوان مناطق Wadati - Benioff شناخته شده‌است. کانون-عمیق زلزله‌ها در عمق زیاد می‌باشند که در آن ناحیه، سنگ کره با توجه به درجه حرارت بالا و فشار دیگر شکننده نیست. مکانیسم احتمالی برای نسل کانون-عمیق زلزله‌ها ناشی از الوین تحت تغییر فاز به ساختارصلبی است.

زلزله‌ها و فعالیت‌های آتشفشانی

بعضی از زلزله‌ها در مناطق آتشفشانی رخ می‌دهند، آنها توسط حرکت ماگما در آتشفشان‌ها ایجاد می‌شوند. چنین زلزله‌هایی می‌توانند به عنوان هشدار دهنده‌ای زود هنگام فوران آتشفشانی را خبر دهند، مانند زلزله‌ها در طول فوران کوه سنت هلن در ۱۹۸۰. زیاد شدن زلزله‌ها در اطراف یک آتشفشان فعال می‌تواند به عنوان نشانه‌ای برای قریب‌الوقوع بودن فعالیت آتشفشانی باشد. زیاد شدن فعالیت لرزه‌ای قبل از فوران یک آتشفشان می‌تواند توسط زلزله نگارها و دستگاه‌های شیب‌سنج (tiltimeters )ثبت شوند.

خوشه‌های زلزله

بیشتر زمین لرزه‌ها از لحاظ مکان و زمان به یکدیگر مربوط هستند. بیشتر خوشه‌های زلزله شامل لرزش‌های کوچکی هستند که یا به میزان کم خسارت وارد می‌کند یا خسارتی ندارد، اما تئوری وجود دارد که زلزله می‌تواند در یک الگوی منظم تکرار شود.

پس لرزه

پس لرزه زلزله‌ای است که پس از زلزله اصلی، (mainshock) رخ می‌دهد. پس لرزه در منطقه همان شوک اصلی است، اما همیشه ازلحاظ قدرت کوچکتر است. اگر پس لرزه بزرگ تر از شوک اصلی باشد، پس لرزه به عنوان شوک اصلی و شوک اولیه اصلی به عنوان foreshock نام گذاری می‌شود. پس لرزه‌ها زمانی به وجود می‌آیند که پوسته در اطراف صفحه گسل جا به جا شده با اثرات شوک اصلی تطبیق داده می‌شود.

ازدحام زلزله‌ها

ازدحام زلزله، سلسله‌ای از زمین لرزه هاست که در منطقه‌ای خاص در مدت زمان کوتاهی اتفاق می‌افتند. آنها با زلزله‌هایی که به دنبال آن‌ها مجموعه‌ای از پس لرزه هاست متفاوتند با توجه به این واقعیت که هیچ‌کدام ازتک زمین لرزه‌ها در دنباله شوک اصلی نیست، بنابراین هیچ‌یک از قدرت قابل توجهی بالاتر از دیگران ندارد. نمونه‌ای از ازدحام زلزله، فعالیت پارک ملی یلو استون(Yellowstone) در سال ۲۰۰۴ می‌باشد.

طوفان زلزله

گاهی اوقات یک سری از زمین لرزه‌ها به صورت طوفان زلزله رخ می‌دهد، که در آن زلزله به گسل پرخوشه ضربه می‌زند، که باعث لرزش و یا توزیع مجدد تنش از زلزله قبلی ارسال شده، می‌شود. مشابه پس لرزه‌ها اما در بخشهای مجاور گسل، این طوفان‌ها طی سالیان اتفاق می‌افتد، همراه با برخی زلزله‌ها یی که به اندازهٔ زلزله‌های اولیه مخربند. چنین الگویی در دنبالهٔ زلزله‌ها در گسل شمال آناتولی در ترکیه در قرن ۲۰ مشاهده شد و برای خوشه‌های غیرعادی قدیمی از زلزله بزرگ در خاور میانه استنباط شد.

حجم و تعداد دفعات وقوع

حدود ۵۰۰،۰۰۰ زمین لرزه در هر سال وجود دارد که از این تعداد ۱۰۰،۰۰۰ تا می‌تواند احساس می‌شود. زمین لرزه کوچک به طور مداوم در سراسر جهان در مناطقی مانند کالیفرنیا و آلاسکا، ایالات متحده همچنین در گواتمالا، شیلی، پرو، اندونزی، ایران، پاکستان، آزورس در پرتغال، ترکیه، نیوزیلند، یونان، ایتالیا و ژاپن رخ می‌دهد، اما زلزله می‌تواند، تقریباً در هر نقطه‌ای رخ دهد، از جمله نیویورک، لندن و استرالیا. زمین لرزه بزرگتر کمتر اتفاق می‌افتد، رابطه به صورت نمایی است؛ برای مثال، تقریباً ده برابراز زلزله‌ها ی بزرگتر از شدت ۴ در یک دوره زمانی خاص نسبت به زلزله‌ها ی بزرگتر از شدت ۵ رخ می‌دهد. در(لرزه خیزی کم) انگلستان، به عنوان مثال، محاسبه شده‌است که عود به طور متوسط عبارتند از: زلزله ۳٫۷ -- ۴٫۶ در هر سال، زلزله ۴٫۷ -- ۵٫۵ هر ۱۰ سال، و زلزله ۵٫۶ یا بالاتر در هر ۱۰۰ سال است. این نمونه‌ای از قانون گوتنبرگ- ریشتر است. تعداد ایستگاه‌های لرزه‌ای از حدود ۳۵۰ در سال ۱۹۳۱ امروزه به هزارها از افزایش یافته‌است. نتیجتا، تعداد بیشتری زمین لرزه نسبت به گذشته منتشرمی شود، اما این به دلیل بهبود ابزار اندازه گیری است نه به دلیل افزایش تعداد زمین لرزه‌ها. USGS تخمین می‌زند که از سال ۱۹۰۰ تا به حال به طور متوسط ۱۸ زلزله بزرگ (قدر ۷٫۰-۷٫۹) و یک زلزله خیلی بزرگ (قدر ۸٫۰ و یا بیشتر) در هر سال وجود داشته‌است، و این نسبت تقریباً ثابت بوده‌است. در سال‌های اخیر، تعداد زمین لرزه‌های بزرگ در هر سال کاهش یافته‌است، اگرچه این نتیجهٔ نوسانات آماری است، نه از روند سیستماتیک. آمار دقیق بیشتر در اندازه و تعداد زلزله‌ها، از USGS در دسترس است. بسیاری از زمین لرزه‌های جهان (۹۰ ٪ و ۸۱ ٪ از بزرگترین) در طول ۰۰۰،۴۰ کیلومتر، منطقه نعل اسبی شکل به نام کمربند زمین لرزه سیرکم پاسیفیک(circum-Pacific seismic belt)، که همچنین به عنوان زنگ آتش اقیانوس آرام شناخته شده، اتفاق می‌افتند. که در اکثرنفاط با صفحهٔ اقیانوس آرام هم مرز است. زلزله‌های بزرگ تمایل دارند در طول مرز صفحه‌های دیگر نیز رخ دهند: مثلاً در امتداد کوه‌های هیمالیا. با رشد سریع شهرهای بزرگ مانند مکزیکوسیتی، توکیو و تهران، در مناطق پر خطر زمین لرزه، برخی از زلزله شناسان هشدار می‌دهند که ممکن است زلزله زندگی تا حداکثر ۳ میلیون نفر را بگیرد.

لرزه خیزی القا شده

در حالی که اکثر زمین لرزه‌ها توسط حرکت صفحات تکتونیکی زمین ایجاد می‌شود، فعالیت‌های انسانی نیز می‌تواند زمین لرزه تولید کند. چهار فعالیت‌های اصلی در این پدیده مشارکت می‌کنند: احداث سدها و ساختمان‌های بزرگ، حفاری و تزریق مایع به داخل چاه، و با استخراج از معادن زغال سنگ و استخراج نفت. شاید بهترین مثال شناخته شده زمین لرزه سال ۲۰۰۸سیچوان در استان سیچوان چین است، این لرزش منجر به ۲۲۷ ۶۹ نفرتلفات ونوزدهمین مرگبارترین زلزله‌ها در تمام دورانها بوده‌است. اعتقاد بر این است که سد Zipingpu، زیر فشار گسل ۱۶۵۰ فوت (۵۰۳ متر) نوسان یافته؛ این فشار احتمالاً قدرت زلزله را افزایش داده و سرعت حرکت گسل را شتاب بخشیده‌است. همچنین بزرگترین زمین لرزه‌ای در تاریخ استرالیا روی داد توسط بشرالقا شده بود، از طریق استخراج از معادن زغال سنگ. شهر نیوکاسل بر بخش بزرگی از مناطق استخراج معادن زغال سنگ ساخته شده بود. زلزله از گسلی که به خاطر استخراج میلیون‌ها تن سنگ معدن ایجاد شده بود، تولید شد.

اندازه گیری شدت و محل زلزله

زلزله را می‌توان توسط لرزه نگار(seismometers) تا فواصل بسیار بزرگ ثبت کرد، چرا که امواج لرزه‌ای حتی از داخل زمین هم عبور می‌کنند. قدر مطلق اندازهٔ زلزله مطابق قرارداد توسط اعداد در مقیاس قدر گشتاور (که قبلاً در مقیاس ریشتر، از قدر ۷ باعث آسیب جدی و بزرگ بیشتر مناطق گزارش شده)، در حالی که احساس قدر با استفاده از مقیاس مرکالی گزارش می‌شود. هر لرزش انواع امواج لرزه‌ای را تولید می‌کند که با سرعت‌های مختلف ازداخل سنگ عبور می‌کنند: امواج طولی P (امواج ضربه‌ای یا فشاری) امواج عرضی S (هر دو امواج بدن) و امواج سطحی مختلف (امواج ریلی). سرعت انتشار امواج لرزه‌ای حاصل از محدوده تقریبی ۳ کیلومتر بر ثانیه تا ۱۳ کیلومتر بر ثانیه، بسته به تراکم و کشش از مقدار میانه تغییر می‌کند. در داخل کره زمین امواج ضربه‌ای یا P بسیار سریعتر از امواج S حرکت می‌کنند. (تقریباً ۱٫۷: ۱). تفاوت در زمان سفرامواج از کانون به رصدخانه برای اندازه گیری فاصله‌است و می‌تواند منابع لرزه و ساختار درون زمین را نشان دهد. همچنین عمق کانون hypocenter را می‌توان به طور تقریبی محاسبه کرد. قانون کلی: به طور متوسط، فاصله (کیلومتر) به زلزله برابر است با زمان(ثانیه) بین امواج P و S. انحراف خفیف به دلیل ناهمگن بودن لایه‌های زیرسطحی زمین است.

آثار زمین لرزه

 

لرزاندن و گسیختگی زمین

لرزاندن و گسیختگی زمین اثرات اصلی ایجاد شده توسط زمین لرزه هستند، اساسا منجر به آسیب زیاد یا کم ساختمان‌ها و دیگر سازه‌های سفت و سخت می‌شود. شدت عوارض بستگی به ترکیب پیچیدهٔ بزرگی زلزله، فاصله از مرکز زلزله، شرایط زمین‌شناسی و geomorpholical محل دارد که باعث تقویت یا کاهش انتشار امواج می‌شود. تکان زمین را با شتاب زمین اندازه گیری می‌کنند. ویژگی‌های خاص زمین‌شناسی، geomorphological و geostructural محل می‌توانند میزان لرزش زمین را حتی در زلزله‌ها ی کم شدت افزایش دهند. این اثر، سایت یا تقویت محلی نامیده شده‌است. اصولاً به دلیل انتقال حرکت لرزه‌ای از خاک سخت به خاک سطحی نرم، تمرکز و ذخیرهٔ انرژی لرزه‌ای در کانون به علت نوعی تنظیم هندسی می‌باشد. گسیختگی زمین در واقع شکستن آشکار و جابه جایی سطح کره زمین در طول گسل است که ممکن است در مورد زلزله بزرگ مترها باشد. گسیختگی زمین خطر بزرگی برای سازه‌های مهندسی بزرگ مانند سدها، پل‌ها و ایستگاه‌های قدرت هسته‌ای است در نتیجه نیاز به نقشه برداری دقیق از گسل‌های موجود برای شناسایی هر گونه احتمال شکستن سطح زمین در طول مدت عمر سازه وجود دارد.

رانش زمین و بهمن

زلزله، همراه با طوفان شدید، فعالیت آتشفشانی، برخورد موج ساحلی، و آتش سوزی بزرگ، می‌تواند منجر به عدم ثبات شیب زمین وخطر بزرگی در زمین‌شناسی شود. خطر زمین لغزش حتی ممکن است در حالی که پرسنل اورژانس اقدام به نجاتت می‌کنند باقی بماند.

آتش

زلزله می‌تواند با صدمه زدن به قدرت برق یا خطوط گازمنجر به آتش سوزی شود. در صورت صدمه به شبکه آبرسانی و از دست دادن فشار، جلوگیری از گسترش آتش نیز ممکن است مشکل شود. برای مثال، مرگ و میر در زلزله ۱۹۰۶ سان فرانسیسکو بیشتر توسط آتش سوزی بود تا از زلزله.

روانگرایی خاک

روانگرایی خاک یا شبیه به مایع عملکردن خاک وقتی رخ می‌دهد که، به خاطر تکانها، دانه‌های مواد اشباع شده با آب (مانند شن و ماسه) به طور موقت استحکام خود را از دست داده و از شکل جامد به حالت روان تبدیل شوند. روانگرایی خاک می‌تواند ساختارهای سفت و سخت، مانند ساختمان‌ها و پل‌ها را، کج کند یا به ساختارهای فرورونده تبدیل کند. برای مثال، در زلزله ۱۹۶۴ آلاسکا، روانگرایی خاک باعث شد ساختمان‌های بسیاری در زمین فروروند و در نهایت به روی خود فروبریزند.

سونامی

سونامی، موجهایی با طول بلند، امواج طولانی مدت دریا هستند که توسط حرکت ناگهانی حجم زیادی از آب تولید می‌شوند. در اقیانوس فاصله بین فاکتورهای اوج موج می‌تواند ۱۰۰ کیلومتر فراتر، و دوره‌های موج می‌تواند از پنج دفیفه تا یک ساعت متفاوت باشد. چنین سونامی، ۶۰۰-۸۰۰ کیلومتر در ساعت، بسته به عمق آب حرکت می‌کند. امواج بزرگ تولید شده توسط زلزله یا زمین لغزش زیر دریایی می‌تواند در نزدیکی مناطق ساحلی در عرض چند دقیقه تاخت و تاز کند. سونامی همچنین می‌تواند هزاران کیلومتر در سراسر اقیانوس حرکت کند و ساعتها بعد از زلزله‌ای که آن را تولید کرده، سواحل دور را تخریب کند. در حالت عادی، زلزله فرورانش کمتر از قدر ۷٫۵ در مقیاس ریشتر سونامی ایجاد نمی‌کند، هر چند برخی از این موارد ثبت شده‌است. بیشتر سونامی‌های مخرب توسط زمین لرزه با بیشتر از بزرگی ۷٫۵ ریشتر ایجاد می‌شود.

سیل

سیل سرریزشدن هر مقدار آب است که به زمین می‌رسد. سیل معمولاً هنگامی رخ می‌دهد که حجم آب داخل بستر، مثلاً رودخانه و یا دریاچه، بیش از ظرفیت کل آن شود، و در نتیجه مقداری آب جاری شود و در خارج از محیط طبیعی بستر قرار بگیرد. با این حال، اگر سد آسیب ببیند سیل اثرات ثانویه زلزله‌است. زلزله ممکن است موجب ریزش خاک کوه شود و جریان رودخانه را مسدود کند که علت سیل شود. زمین در زیر دریاچه Sarez در تاجیکستان در معرض خطر سیل عظیمی است اگر سد ناشی از ریزش تشکیل شده توسط زلزله، معروف به سد Usoi به هنگام زمین لرزه‌های آینده شکسته شود. پیش بینی می‌شود سیل می‌تواند بر زندگی حدود ۵ میلیون نفر تاثیر بگذارد.

 

 

نیروهای جزر

تحقیقات نشان داده‌است ارتباط قوی بین نیروهای کشندی(جزرومدی) کوچک و لرزشهای غیرآتشفشانی وجود دارد.

اثرات بشر

زلزله ممکن است منجر به بیماری، فقدان نیازهای اساسی، از دست دادن زندگی، حق بیمه بالاتر، صدمه به اموال عمومی، آسیب جاده و پل و فروپاشی(یا منجر به سقوط در آینده) ساختمانها شود. زلزله همچنین می‌توانید فوران‌های آتشفشانی، که سبب بروز مشکلات آتی هستند را ایجاد کند؛ به عنوان مثال، صدمه قابل توجه به محصولات، همان‌طور که در سال معروف به «بدون تابستان» (۱۸۱۶) اتفاق افتاد.

زمین لرزه‌های ثبت شده بر پایه ی بزرگی

رتبه

تاریخ

محل

بزرگی

۱

۲۲ مه ۱۹۶۰

والدیویا - شیلی

۹٫۵

۲

۲۷ مارس ۱۹۶۴

آلاسکا - ایالات متحده آمریکا

۹٫۲

۳

۲۶ دسامبر ۲۰۰۴

سوماترا - اندونزی

۹٫۱

۴

۴ نوامبر ۱۹۵۲

کامچاتکا - روسیه

۹٫۰

۵

۱۱ مارس ۲۰۱۱

توهوکو - ژاپن

۹٫۰

 

آمادگی

به منظور تعیین احتمال فعالیت‌های لرزه نگاری آینده، زمین شناسان و دانشمندان سنگهای منطقه را بررسی می‌کنند تا تعیین کنند اگر سنگها به نظر «فشرده» می‌رسد. مطالعه گسلهای یک منطقه به مطالعه زمان سپری شده برای تشکیل فشار کافی برای وقوع زلزله توسط گسل نیز به عنوان یک تکنیک پیش بینی، کمک می‌کند. اندازه گیری‌ها بر اساس میزان انرژی کرنش انباشته در گسل در هر سال، زمان سپری شده از آخرین زلزله بزرگ، و انرژی و قدرت آخرین زلزله بنا می‌شوند. تمام این حقایق به دانشمندان اجازه می‌دهد میزان فشار لازم برای ایجاد گسل زلزله را تعیین کنند. اگرچه این روش بسیار مفید است، آن را تا به حال تنها در گسل سان آندریاس کالیفرنیا اجرا کرده‌اند. امروزه راه‌هایی برای محافظت و آماده سازی محل‌های احتمالی زمین لرزه از آسیب شدید وجود دارد که از طریق فرایندهای زیر است: مهندسی زلزله، آمادگی دربرابر زلزله، ایمنی لرزه‌ای خانواده، دایر کردن تجهیزات لرزه‌ای (از جمله اتصالات، مواد و روش‌ها ی خاص)، خطر زلزله، کاهش حرکت زمین لرزه، و پیش بینی زلزله. مقاوم سازی لرزه‌ای این است که ساختارهای موجود را نسبت به فعالیت‌های زمین لرزه، حرکت زمین یا شکست خاک ناشی از زلزله مقاوم تر و بهتر کند. با درک بهتر از تقاضا لرزه‌ای در سازه‌ها و با تجربه‌های اخیر زمین لرزه‌های بزرگ در نزدیکی مراکز شهری، نیاز به مقاوم سازی لرزه‌ای هرچه بیشتر است. قبل از معرفی کدهای مدرن لرزه در اواخر ۱۹۶۰ برای کشورهای توسعه یافته (آمریکا، ژاپن و …) و در اواخر ۱۹۷۰ برای بسیاری از دیگر نقاط جهان (ترکیه، چین و …)، سازه‌های بسیاری بدون جزئیات کافی برای محافظت و تقویت لرزه‌ای طراحی شده بودند. با در نظر گرفتن مشکل قریب الوقوع، کارهای تحقیقاتی مختلفی انجام گرفت. علاوه بر این، دستورالعمل‌های فنی برای ارزیابی لرزه‌ای، در سراسر جهان ایجاد و بازسازی شده‌اند و به چاپ رسیده اند-- مانند ASCE - SEI ۴۱ و دستورالعمل انجمن مهندسی زلزله نیوزیلند (NZSEE).

تاریخ

پیش از قرون میانه

از زمان آناکساگوراس فیلسوف یونانی در قرن ۵ پیش از میلاد تا قرن ۱۴ میلادی، زمین لرزه معمولاً نسبت داده می‌شد به «هوا (بخار) در حفرات از زمین». تالس(۶۲۵-۵۴۷ پیش از میلاد) تنها کسی است که به طور مستند معتقد بود که زمین لرزه توسط تنش میان زمین و آب تولید می‌شود. نظریه‌های دیگر هم وجود داشت، از جمله فیلسوف یونانی آناکساماین(۵۸۵-۵۲۶ پیش از میلاد) باورداشت که شیب قسمت کوتاه از خشکی و رطوبت فعالیت‌های لرزه‌ای را ناشی می‌شود. دموکریتوس (۴۶۰ – ۳۷۱ پیش از میلاد) به طور کلی آب را برای زلزله سرزنش می‌کرد. پلینی ارشد کلیسا زلزله را «رعد و برق زیر زمینی» نامید.

 

 

بزرگی زمین‌لرزه

بزرگی زمین‌لرزه را به صورت زیر تعریف می‌کنند:

بزرگی زلزله، M برابر لگاریتم در پایه ده دامنه حداکثر (برحسب میکرون) حرکت، A، است که توسط لرزه‌سنج استاندارد ووداندرسون در فاصله صد کیلومتری از مرکز زلزله ثبت شده باشد.

  • M = Log(۱۰) A

همچنین، جهت تعیین انرژی آزاد شده توسط هر زلزله رابطه‌ای توسط ریشترگوتنبرگ در سال ۱۹۵۶ ارائه گردید که میزان انرژی آزاد شده در کانون زلزله بر حسب ارگ (erg) و بزرگی آن "M" مشخص می‌نماید.

  • Log E =۱۱٫۴ + ۱٫۵ M

با یک محاسبه ساده می‌توان نشان داد که با افزایش یک درجه‌ای اندازه بزرگی زلزله، مقدار انرژی آزاد شده تقریباً ۳۲ برابر می‌گردد.

انواع زلزله

زلزله‌ها از دید جهت آزاد شدن انرژی به دو گونه افقی و عمودی تقسیم بندی می‌گردد. خرابی‌های عمده و وسیع معمولاً بر اثر زلزله‌هایی از نوع افقی صورت می‌پذیرند. چرا که اغلب ابنیا در برابر بارهای عمودی مقاومت کافی دارند.

براساس میزان خرابی به وجود آمده زلزله‌ها به ده درجه بر مبنای مرکالی تقسیم می‌گردند.

ثبت زلزله‌ها

به منظور ثبت زلزله‌ها از دستگاهی به نام لرزه سنج یا شتاب نگار استفاده می‌شود. داده‌های به دست آمده از این دستگاه یا به صورت یک سری از اعداد بیانگر شتاب است که به صورت (شتاب - زمان) دسته بندی شده‌اند و یا صرفاً یک سری اعداد بیانگر شتاب زمین است. در این مورد اخیر در ابتدای داده‌ها اشاره می‌گردد که فاصله زمانی این داده‌ها چند ثانیه‌است. داده‌های زلزله‌های ایران از سایت مرکز تحقیقات ساختمان و مسکن قابل دریافت است.

 عکس های که در آنها زمین لرزه رخ داده است:

نویسندگان:زهراکریمی-مرضیه احمدی-سمیه شادبخت و...

+ نوشته شده توسط فروغ ابراهیمی در پنجشنبه بیست و دوم اردیبهشت 1390 و ساعت 22:36 |

  سنگهاي دگرگوني

 ریشه لغوی

واژه دگرگونی ، که از کلمه لاتین Metamorphic به معنای تغییر شکل گرفته شده است، به این اشاره دارد که سنگ اولیه ، شکل اصلی خود را تغییر داده و به شکل جدید در آمده است. 

دید کلی

سنگهاي ثانويه هستند كه از دگرگون شدن سنگهاي آذرين ، دگرگوني و رسوبي كه قبلا وجود داشته اند تشكيل مي شود . عامل دگرگوني مي تواند فشار ، گرما ، اثر سيالها و جانشيني باشد . دو عامل ماهيت سنگ دگرگوني را تعيين مي نمايد :
- تركيب سنگ اوليه
- چگونگي تركيب عوامل دگرگوني كه روي آن اثر گذاشته اند .
در شرايط مختلف ، بافتهاي متفاوتي حاصل مي شود ، لذا بافت اوليه مبناي تشخيص سنگهاي دگرگوني از يكديگر مي باشد .
سگ ماربل بر اثر دگرگون شدن سنگ آهك يا دولوميت ايجاد مي شود . ماربل اغلب داراي بلورهاي درشت است كه وجه تمايز آن با سنگ هاي كربناتي رسوبي است . كاني اصلي تشكيل دهنده اغلب ماربل ها كلسيت است و نيز داراي كاني هايي مانند كوارتز ، گرافيت ، هماتيت ، ليمونيت ، پيريت و غيره نيز هستند .
ماربل ها به عنوان يك گروه دامنه وسيعي از انواع رنگهاي مختلف را از خود نشان مي دهند . ماربل كاملا خالص داراي رنگ سفيد و درخشان مي باشد . رنگ خاكستري روشن تا سياه توسط مواد كربن دار به وجود مي آيد . رنگ هاي سبز معمولا توسط كلريت يا سيليكاتهاي ديگر توليد مي شوند . رنگ صورتي و قرمز به علت وجود ذرات بسيار ريز پراكنده هماتيت و يا كربنات منگنز و رنگ زرد و كرم بر اثر وجود ليمونيت است .

- سختي : ماربل ها اگر حاوي مقداري كوارتز يا ديگر كاني هاي سيليكاته باشند مقاومترند.
- جذب آب : به طور معمول داراي جذب آب كمتر از يك درصد است .
- وزن مخصوص : وزن مخصوص متوسط ماربل 7/2 ميباشد .
- مقاومت : از مقاومت متوسطي برخوردار مي باشد و تغيير شكل آن به صورت الاستيك ، پلاستيك است . مقاومت فشاري ماربل بين 19 تا 140 مگاپاسكال است و مقاومت فشاري متوسط آن حدود 110 مگاپاسكال است . مقاومت خمشي آن بين 15 تا 6 مگاپاسكال و مقاومت كششي به طور متوسط 4 مگاپاسكال است .
- تخلخل : تخلخل اين سنگ نسبتا كم و بين 3/0 تا 2/1 درصد است .
- رنگ : ماربل اگر خالص باشد رنگ آن سفيد و درخشان است . اما به رنگهاي سياه ، سبز ، صورتي ، زرد و قرمز نيز ديده شود . وجود كربن ، كلريت ، هماتيت و ليمونيت باعث تغيير رنگ در ماربل مي شود .

{{{ در ايران ، در برابر كلمه ماربل به اشتباه از واژه مرمر استفاده مي شود . در حقيقت ماربل يك سنگ دگرگوني است ، در حالي كه آن سنگي كه در ايران در تجارت به عنوان مرمر شناخته مي شود معادل واژه اونيكس ماربل بوده و عبارت است از يك سنگ لايه لايه نيمه شفاف ريز بلور از كلسيت از طرف ديگر ، سنگهاي دگرگوني كه در ايران به عنوان مرمريت ، چيني و كريستال شناخته ميشوند انواعي از ماربل هستند . از آنجا كه واژه هاي فوق از نظر علمي معادل صحيحي براي ماربل نيستند ، در اين راهنما از كاربرد آنها اجتناب و براي تمامي آنها از همان واژه ماربل استفاده شده است . اگرچه ممكن است از نظر دانه ها متفاوت باشند . }}}

 

 

 


نوشته شده توسط : فاطمه فرقانی-کلاس سوم تجربی- مدرسه شاهد زینب
 

سنگ شناسی دگرگونی

انواع‌ دگرگوني

دگرگوني را مي‌توان بر اساس عوامل مؤثر برآن، ميزان و وسعت پراكندگي و يا شكل ظاهري توده‌ي دگرگون شده به گروههاي مختلفي تقسيم نمود. برخي از مهمترين انواع دگرگوني عبارتند از دگرگوني مجاورتي، دگرگوني ناحيه‌اي، دگرگوني ديناميكي يا حركتي، دگرگوني تدفيني، دگرگوني ناحيه‌اي، دگرگوني هيدرونرمال و دگرگوني در زير كف اقيانوسها. كه هر يك مشخصات و ويژگي‌هاي بافتي، سنگ شناسي و .... خاص خود را دارا مي‌باشند.

 

دگرگوني ناحيه‌اي يا عموميRegional Metamorphism

دگرگوني ناحيه‌اي با گسترش زياد (از چند صد متر تا هزاران كيلومتر) در نوارهاي كوهزايي و محل برخورد صفحات پوسته زمين به دو صورت  دفني و ديناميكي اتفاق مي‌افتد. در دگرگوني ناحيه‌اي ميزان دما گاه به هشتصددرجه سانتي‌گراد و مقدارفشار به دوهزار تا هزاربار مي‌رسد و گاهي ممكن است مدت زمان تأثير آنها به بيش ازده ميليون سال نيز برسد. اين نوع دگرگوني معمولاً با فعاليتهاي ماگمايي همراه است. شيست، فيليت، گنيس، واسليت از جمله معروف‌ترين سنگهاي حاصل از دگرگوني ناحيه‌اي هستند.زون سنندج‌ـ سيرجان در ايران مثال بارزي از دگرگوني نوع ناحيه‌اي است.

 

دگرگوني ديناميكيCataclastic Metamorphism

بر اثر حركات تكتونيكي پوسته زمين و فشارهاي جهت‌داري كه منجربه ايجاد گسلهاي بزرگ، چين‌ها و وراندگي‌هاي مهم مي‌شود، در ساخت سنگهاي سطوح فوقاني پوسته تغييراتي ايجاد مي‌گردد. به طوري كه ساخت قديمي سنگ از بين رفته و ساخت جديدي در آن به وجود مي‌آيد. فشار جهت‌دار مؤثر در اين نوع دگرگوني سبب پيدايش شيستوزيته در سنگ مي‌شود كه بر اثر آن مي‌توان سنگ را به صورت ورقه‌هاي نازك از يكديگر جدا كرد.

ميلونيت يك نوع سنگ دگرگوني شده است كه در دگرگوني‌هاي ديناميكي به وجود مي‌آيد.

 

دگرگونی دینامیکی

 دگرگوني اصابتي يا ضربه‌ايImpact or shock Metamorphism

بر اثر برخورد سنگهاي آسماني (متئوريتها) با سطح زمين و يا تحت تأثير انفجارهاي هسته‌اي در زيرزمين، سنگها دچار دگرگوني مي‌شوند. اگر سنگ آسماني كه با زمين برخورد كرده است بزرگ و سنگين باشد مي‌تواند تا محدوده‌ي نسبتاً وسيعي، سنگهاي اطراف خود را ذوب كرده و حتي مقدار كمي از آنها را به بخار تبديل نمايد.

در انفجارهاي زيرزميني نيز بر اثر تشعشعات ناشي از انفجارهاي هسته‌اي، بخشي از سنگها، در اطراف محل انفجار ذوب يا بخار مي‌گردند و پديده دگرگوني در آنها به وقوع مي‌پيوندد. سنگهاي تشكيل شده بر اثر اين پديده داراي كاني‌هايي هستند كه فقط تحت فشار بسيار بالا تشكيل مي‌گيرد و اين موضوع اشاره به اهميت بسيار زياد فشار در اين نوع دگرگوني دارد.

 

دگرگونی ضربه ای

دگرگوني هيدروترمالHydrothermal alteration

محلول‌ها و آبهاي نفوذي‌اي كه در حين نفوذ در درون زمين، بر اثر درجه زمين گرمابي و برخورد با منابع ماگمايي يا گرم و تبخير مي‌شوند، يا مواد سيالي كه هنگام انجماد توده هاي نفوذي از آن جدا گشته‌اند، از نظر فعل و انفعالات شيميايي بسيار فعالند و در حين بالا آمدن به آساني با سنگهاي محيط تركيب شده و آنها را حل مي‌نمايند و يا باعث تشكيل كانيهاي جديد و دگرگوني آنها مي‌گردند. به عنوان مثال بر اثر واكنش‌هاي بين محلول‌ها داغ با سنگهاي اليوين و پيروكسن‌دار، اين كاني‌ها به سرپانتين تبديل مي‌گردند.

 

دگرگونی هیدروترمال

دگرگوني زير كف اقيانوسهاocean-Floor Metamorphism

در اثر جانشيني كانيهاي سازنده بستر اقيانوس در نتيجه خروج بازالت از رشته كوههاي اقيانوسي، تحت تأثير فشار بسيار كم و دماي نسبتاً زياد سنگها دچار دگرگوني مي‌شوند. كه اين نوع دگرگوني به نام دگرگوني زيركف اقيانوسها خوانده مي‌شود.

دگرگوني ناحيه ‌وزني (تدفيني)Burial Metamorphism

زماني كه ضخامت زيادي از رسوبات يا سنگهاي آتش‌فشاني (قطر بيش ازده کیلومتر) بر روي هم انباشته مي‌شوند در اثر افزايش دما و فشار در اعماق زياد دگرگوني نوع تدفيني به وقوع مي‌پيوندد. در اين نوع دگرگوني مهمترين عامل فشار ناشي از ضخامت طبقات سنگي است و دما نقش چنداني ندارد(دما معمولاً كمتر ازچهارصدوپنجاه درجه سانتي‌گراد است) به دليل آنكه در اين دگرگوني هيچ‌گونه فشار جهت‌داري در كارنيست سنگهاي حاصل بدون لايه‌اند.

 


نوشته شده توسط : فاطمه فرقانی-کلاس سوم تجربی- مدرسه شاهد زینب
 

+ نوشته شده توسط فروغ ابراهیمی در چهارشنبه بیست و یکم اردیبهشت 1390 و ساعت 10:58 |
(فرایند دگر گونی و سنگ های دگرگون شده)

جهت سرعت در یادگیری و یاد سپاری مطالب فصل ۸ زمین شناسی و بیاد آوری  سریع آن لطفاً این صفحات را مطالعه نمایید. و ما را از نظرات ارزنده خود مستفیض فرمائید.

گروه محقق و زمین شناسان سوم تجربی

+ نوشته شده توسط فروغ ابراهیمی در چهارشنبه بیست و یکم اردیبهشت 1390 و ساعت 2:47 |


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط فروغ ابراهیمی در دوشنبه دهم بهمن 1390 و ساعت 20:58 |

خاصیت آهنربایی کره زمین

دانشمندان با پيدايش آهنربا پس از گذشت زمان كوتاهی پی بردند كه كره زمين نيز خاصيت آهنربايی دارد ، تا آنجا كه نام قطب‌های آهنربا را بر اساس نام قطب‌های زمين نام گذاری كردند. به دنبال آن برای اولين بار در سال 1600 ميلادی ، توسط ویلیام گیلبرت (Willam Gilbert) ، زمين به عنوان يک آهنربای بزرگ معرفی شد. ويليام گيلبرت فيزيکدان انگليسی - در زمان اليزابت يكم - نخستين كسی بود كه ثابت كرد زمين خود دارای جاذبه مغناطيسی است و همانند يک آهنربای عظيم عمل می‌كند. او طی آزمايش‌هايی متوجه شد كه عقربه مغناطيسی علاوه بر حركت افقی دارای حركت عمودی نيز بوده و  نوک آن بر حسب دوری و نزديكی از قطب شمال ، بالا یا پایین می‌رود. او بعد از 17 سال مطالعه رساله زمین یک آهنربای بزرگ را به رشته تحریر در آورد که امروزه این نظریه به طریق علمی ثابت شده و مورد تأيید قرار گرفته است. مغناطیس زمین دارای میدان نامنظمی است که نسبت به زمان تغییر می‌کند و شدت ثابت و پایانی ندارد ، به طوری که از یک قرن پیش تا به حال شدت میدان مغناطیس زمین 5 درصد کاهش یافته است. با توجه به اصول الکترومغناطیس می‌توان قبول کرد که بايد رابطه‌ای میان نیروی الکتریسیته مورد بحث و میدان مغنـــاطیسی زمین موجود باشد؛ زیـــرا به موجب تئوری‌هــای الکتریســیته ، همواره پیرامون جریانهای الکتریکی را میدان مغناطیسی فرا گرفته است. در یک نیروگاه برقی یک موتور و یک دینام وجود دارد ، که موتور دینام را می‌چرخاند و دینام نیز با نیروی برقی که تولید می‌کند ، موتور را به حر کت وا می‌دارد؛ در زمین چنین سیستمی وجود ندارد و ناگزیر باید پذیرفت که یک نیروی دیگری محرک این سیستم باشد. می‌دانیم که اختلاف فراوانی میان توده مذاب مرکزی زمین و سیم پیچ یک دینام وجود دارد ، ولی در هر حال نیروی موثری لازم است تا فعل و انفعالات بالا را در مرکز زمین پدید آورد. تحقیقات این طور نشان می‌دهد که منبع انرژی احتمالا حرکت مداری میان لایه مذاب توده مرکزی و هسته توده مذبور است ، که محتملا به صورت جامد می‌باشد. براساس اصول گرمابرقی (ترموالکتریک) وقتی محل اتصال دو جسم را که از نظر ترکیب شیمیایی متفاوت هستند - مانند سیم آهنی و مس - متناوبا حرارت دهیم در آن نیروی الکتریسیته پدید می‌آید؛ بر اساس همین اصل احتمالا میان لایه توده مذاب مرکزی زمین و هسته جامد آن (که از دو جنس شیمیایی متفاوت هستند و هر دو تحت تأثیر گرمای درونی زمین قرار گرفته‌اند) جریان الکتریسیته پدید می‌آید و در پیرامون خود میدان مغناطیسی عظیمی ایجاد می‌کند و همین میدان است که نه تنها به پوسته سطحی کره زمین منتقل می گردد بلکه به شعاع هزاران کیلومتر در فضا گسترده شده و ماگنتوسفر یا مغناطیس‌كـُره زمین در فضا به وجود می‌آورد و همین مغناطيس‌کره است که نقش سپر محافظ زمین را ، در برابر تشعشعات کیهانی بر عهده دارد. برای دلیل وجود خاصیت مغناطیسی در کره زمین نظریه‌های متفاوتی از آغاز شناخت آن تاکنون ارائه شده است و حتی بعضی‌ها می‌گفتند خاصیت مغناطیسی کره زمین تحت تأثیر کره‌های دیگر است ، اما آخرین نظریه این خاصیت را به مواد مذاب داخل كره زمين مربو ط می‌داند.

 

برای دیدن بقیه مطالب به ادامه مطلب برید


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط فروغ ابراهیمی در دوشنبه دهم بهمن 1390 و ساعت 15:36 |

منظومه ی شمسی

مقدمه

شکل گیری منظومه شمسی حدود 5 میلیارد سال پیش ، از ابری متشکل از گاز و غبار بین ستاره‌ای ، آغاز گردید. جاذبه باعث انقباض ابر شده و کره متراکمی از گاز در مرکز ابر بوجود آورد. جاذبه همچنین باعث دوران هر چه سریعتر ابر شد. هنگام دوران، مواد موجود در ابر، پهن شده و حلقه ای به وجود آمد که نواحی متراکم مرکزی را در بر می گرفت. سرانجام در این ناحیه متراکم ، گرمای لازم برای وقوع واکنشهای هسته‌ای فراهم گشت و بدین ترتیب ، ستاره خورشید بوجود آمد. اعضای کوچکتر منظومه شمسی از مواد موجود در این حلقه بوجود آمدند. این اعضاء عبارتند از سیارات ، سیارکها و ستاره دنباله دار.

میلیونها سال طول کشید تا منظومه
شمسی از ابری متشکل ازگاز و غبار ، پدید آمد.

 

خانواده منظومه شمسی

تمام اجرام آسمانی که در یک منظومه مداری قرار دارند، تحت تأثیر جاذبه‌ای دو جانبه به دور یک جرم مشترک مرکزی می‌چرخند. در منظومه زمین _ ماه مرکز جرم مشترک در فاصله 4748 کیلومتری (2950مایلی) هسته زمین قرار داشته و از سطح زمین خارج نشده است. در مورد منظومه شمسی ، مرکز جرم مشترک همواره با تغییر موقعیت نسبی سیاره‌ها ، در حال تغییر است. این مرکز در فاصله‌ای حدود 300000 کیلومتر (186000 مایل) خارج از سطح خورشید قرار دارد.

سیارات منظومه شمسی

سیاره عطارد

نگاه اجمالی

عطارد نزدیکترین سیاره به خورشید است. از اینرو ، دمای آن در روز به 400 درجه سانتیگراد می‌رسد. در این دما سرب هم ذوب می‌شود. شبها دما افت می‌کند و احتمالا تا 200 درجه سانتیگراد پایین می‌آید. عطارد جو ندارد و نمی‌تواند گرما را نگه دارد. از اینرو دمای شب و روز آن تفاوت زیادی باهم دارند. یک بار چرخش آن به دور خود 59 روز و یک بار گردش آن به دور خورشید 88 روز طول می‌کشد. مدار عطارد کاملا به شکل بیضی است و در نتیجه فاصله آن از خورشید بین 47 تا 69 میلیون کیلومتر تغییر می‌کند. این سیاره کوچک اندکی از ماه بزرگتر است.

موقعیت عطارد نسبت به زمین

عطارد نزدیکترین سیاره به خورشید و نیز کوچکترین سیاره خاکی است. هر سال در حدود سه بار به عنوان ستاره درخشان شامگاهی در نزدیکی افق غروب خورشید و نیز به عنوان یک ستاره صبحگاهی ظاهر می‌شود. بخاطر سرعت کم آن نسبت به زمین از لحاظ افسانه‌ای ، خدای روشنی نامیده شده است. در مواقعی ، عطارد در درخشندگی شبیه زحل می‌شود، اما معمولا بواسطه درخشندگی همسایه‌اش ، خورشید ، ناپدید می‌گردد.

حرکت عطارد

 



عطارد در یک مدار با ثابت خروج از مرکز (e=0.02056) و میل زیاد (7 درجه نسبت به دایرة ‌البروج) با نیم قطر اطول 0.03871Au و یک دوره تناوب مداری نجومی 87.96 روز به دور خورشید می‌گردد. بزرگترین زاویه کشیدگی این سیاره که از زمین مشاهده شده است، از ˚18(قرین خورشیدی) تا ˚28 (بعید خورشیدی) ، با متوسط 23 قرار دارد. تصور می‌شد که دوره تناوب چرخشی نجومی ‌عطارد یا (مانند زمین) 24 ساعت یا بطور همزمان 88 روز باشد. اما در اوایل سال 1960 میلادی برای اولین بار تپشهای راداری منعکس شده از سطح عطارد دریافت شدند و در سال 1965 میلادی جی.اچ. پتنژیل (G.H.Pettengill) و آر.بی. وایس مستقیما با استفاده از فنهای راداری دوپلری نشان داده‌اند که دوره تناوب چرخشی عطارد در حدود 59 روز است.

گرانش سیاره

جاذبه سطحی عطارد به قدری ضعیف است که قادر به نگهداری ذرات اطراف خود نیست. در نتیجه عطارد تقریبا فاقد جو است. چگالی فضایی اطراف عطارد حدود 1000 میلیارد برابر کمتر از چگالی جو زمین است.

مشخصه‌های فیزیکی

شعاع عطارد 24400 کیلومتر است. جرم آن 33x1023kg می‌باشد که از اختلالات گرانشی بر روی فضاپیما محاسبه شده است. عطارد هیچ قمر طبیعی ندارد. چگالی متوسط آن 5420 کیلوگرم بر متر مکعب می‌باشد که نظیر یک سیاره خاکی است، اما برای اندازه عطارد زیاد است. از آنجا که گرانش کلی عطارد کمتر از زمین است (فشردگی آن کمتر است)، اما چگالی حجمی ‌آن در حدود چگالی حجمی‌ زمین می‌باشد، لذا باید در برگیرنده مقدار بیشتری از فلزات باشد.



حدس می‌زنیم که در داخل عطارد یک گوشته صخره‌ای و یک هسته بزرگ فلزی (شاید نیکل و آهن) وجود داشته باشد. عطارد هوا ندارد. در آن ، پس از سپری شدن روز بی‌درنگ شبی سرد فرا می‌رسد. از اینرو ، سطح آن در نتیجه فرسایش تغییر نمی‌کند. طی هزاران میلیون سال ، سطح عطارد مورد اصابت خرده سنگهای فضایی قرار گرفته است. به علت این بمباران مداوم اکنون سطح سیاره پر از گودال است. کف گودالها پوشیده از گرد و غباری است که از متلاشی شدن این خرده سنگها به‌وجود آمده است.

فاصله متوسط از خورشید

57.93 کیلومتر

قطر استوا

4879 کیلومتر

مدت حرکت وضعی

58.65 روز زمینی

مدت حرکت انتقالی

87.97 روز زمینی

سرعت مداری

47.89 کیلومتر در ثانیه

دمای سطحی

180- تا 430 درجه سانتیگراد

جرم (زمین=1)

0.06

چگالی متوسط (آب=1)

5.43

جاذبه (زمین=1)

0.38

تعداد قمر

16

میدان مغناطیسی

درسال 1974 میلادی (1353 شمسی) سفینه فضایی مارنیر 10 از کنار عطارد گذشت. مارینر 10 یک میدان مغناطیسی ضعیف سیاره‌ای را با شدتی در حدود 220nT ، 1nT=10-9T آشکار کرد. اگر چه این مقدار کوچک است. ولی برای قطع مغناطوسپهر در بادهای خورشیدی کافی است. در اینجا میدان مغناطیسی ، ذرات باردار (اکثرا پروتونها) را از باد خورشیدی اطراف سیاره منحرف می‌کند.

به نظر می‌رسد که میدان عطارد یک دوقطبی باشد که کم و بیش با محور چرخش سیاره ، در یک امتداد قرار گرفته است. دراین صورت ، بطور کلی میدان مغناطیسی عطارد شبیه میدان مغناطیسی زمین ولی ضعیفتر از آن است. حضور یک میدان مغناطیسی و همچنین چگالی زیاد سیاره دلالت بر آن دارد که عطارد مانند زمین دارای یک هسته فلزی است که عمدتا از آهن و نیکل تشکیل شده است. به نظر می‌رسد که این سیاره همانند یک آهنربای دائمی ‌است. میدان مغناطیسی زمین صدبار شدیدتر از میدان مغناطیسی عطارد است.

حوزه کالریس

حوزه کالریس به وسعت 1300 کیلومتر (800 مایل) بزرگترین حوزه ناشی از برخورد شهابسنگها به سطح عطارد است. حلقه‌های کوهستانی هم مرکز ناشی از برخورد شهابسنگهای عظیم ، این حوزه را محصور کرده‌اند. کف این حوزه پوشیده از گدازه سفت شده است، همچنین گودالهای کوچک و جوان نیز در کف این حوزه یافت می‌شوند. کالریس واژه‌ای لاتینی و به معنای گرما می‌باشد. این اسم به این دلیل انتخاب شده است که این حوزه هنگام نزدیک شدن عطارد به خورشید یک دور در میان ، رو به خورشید بوده و گرمترین نقطه سیاره می‌گردد.

 

گودالها

سطح سیاره عطارد پوشیده از گودالهای شهابسنگی است که حدود 3.5 میلیارد سال پبش بر اثر بمباران شهابسنگها بوجود آمده‌اند. اندازه گودالهای موجود در عطارد از چند متر تا 1000 کیلومتر (600 مایل) متغیر است. گودالهای بزرگتر ، حوزه نامیده می‌شوند. گودالها دارای مشخصاتی نظیر قله‌ها و حلقه‌های کوهستانی ، دیوارهای تراس دار و رگه‌هایی درخشان از توف (موادی که بر اثر برخورد شهابسنگ به بیرون پرتاب می‌شوند) هستند. مشخصات یک گودال به اندازه ، سرعت و جهت شهابسنگی که آنرا بوجود آورده بستگی دارد.

تحول سطح

چون ماه و عطارد هر دو فاقد جوهای قابل توجهی هستند، آب و هوا ، سطوحشان را فرسوده نمی‌کند. هر دو جهانهای کوچکی با ناحیه داخلی سردتر از ناحیه داخلی زمین هستند. اکنون نه آتشفشانهای فعال زیادی دارند و نه دستخوش تحول سطحی دائمی ‌می‌شوند که زمین از انتقال یافتن صفحات پوسته‌ای تجربه کرده است. فقدان جو و کوتاه بودن زمان تحول پوسته‌‌ای هر دو به جرمهای کوچک ماه و عطارد مربوط می‌شود و جو آنها برای مدت طولانی حفظ نمی‌شود.

همچنین جرمهای کوچک دلالت بر این دارند که حرارت داخلی‌شان از تلاشی مواد رادیواکتیو نسبت به مقدار مشابه برای زمین کمتر است و جریان گرمایی‌شان به طرف بیرون چنان سریع می‌باشد که هر دو جسم به سرعت سرد خواهند شد. داخل زمین داغ است و شارش گرمایی به طرف بیرون آن ، جریانهایی در گوشته پلاستیکی ایجاد می‌کند و اینها تحول پوسته زمین را نیرو می‌بخشند. ماه و عطارد هر دو فاقد این ترکیب درونی داغ و گوشته پلاستیکی هستند.

هلال عطارد

رصد کردن سیاره عطارد دشوار است. نزدیک بودن مدار آن به خورشید سبب می‌شود که هیچگاه ˚27 دورتر از قرص خورشید دیده نشود. در نتیجه ، تنها قبل از طلوع و غروب آفتاب می‌توان آن را نزدیکی افق دید. حرکت مداری عطارد سریع است و به همین سبب ، در هر بار گردش به دور خورشید امکان دید آن به چند روز محدود می‌شود. عطارد نیز مانند ماه ، دوره هلالی دارد. از آنجا که هلالهای عطارد تنها به کمک تلسکوپ قابل روءیت است، اگر می‌خواهید عطارد را با تلسکوپ کاوش کنید، مواظب باشید که به طرف خورشید نشانه نروید.


 

سیاره مشتری

نگاه اجمالی

مشتری پنجمین سیاره نزدیک به خورشید و اولین غول از چهار غول گازی است. مشتری بزرگترین سیاره منظومه شمسی بوده و جرم آن از تمام سیارات دیگر بیشتر است. مشتری که نزدیکترین سیاره غول پیکر به خورشید است، از نظر بزرگی و جرم در مقام اول جای دارد. هنگامی که در آسمان پدیدار می‌شود، به غیر از زهره از تمام ستارگان و سیاره‌های دیگر ، نورانی تر دیده می‌شود. اشکال گوناگونی در مشتری دیده می‌شود که حتی با یک تلسکوپ کوچک نیز قابل رویت است. مثلا لکه بزرگ سرخ رنگی می‌توان در آن دید. موقعی که به مشتری نگاه می‌کنیم، فقط ابرها و توفانهای جو فوقانی آن را می‌بینیم. حتی تلسکوپهای مستقر در سفینه‌های فضایی نمی‌توانند از سطح پنهان در زیر هزاران کیلومتر گاز تیره جو آن تصویر بدست آورند.حجم این سیاره 1300 برابر زمین، و جرم آن دو و نیم برابر جرم تمامی سیارات منظومه شمسی است. ابرهای انواری شکل مشتری غالباً از گازهای هیدروژن و هلیوم تشکیل شده اند. جو درونی سیاره حدود 1000 کیلومتر (600 مایل) پایین‌تر از ابرها شروع می‌شود که در این نقطه گاز هیدروژن به مایع تبدیل می‌گردد. در اعماق پایین تر، هیدروژن حالت فلزی دارد. در مرکز مشتری ، هسته‌ای سنگی و بسیار داغ وجود دارد که حرارتش به 3500 درجه سانتی گراد (63000 درجه فارنهایت) می‌رسد.

 


فاصله متوسط از خورشید

778/33 کیلومتر

قطر استوا

142984 کیلومتر

مدت حرکت وضعی

9/48 ساعت

مدت حرکت انتقالی

11/86 سال زمینی

سرعت مداری

13/06 کیلومتر در ثانیه

دمای ابر فوقانی

-150 درجه سانتیگراد

جرم (زمین=1)

317/93

چگالی متوسط (آب=1)

1/33

جاذبه (زمین=1)

2/54

تعداد قمر

16

مشتری گون


آن سوی مریخ ، از کمربند سیاری به اندازه تقریبا 3AV عبور می‌کنیم و بالاخره به بزرگترین سیاره مشتری گون یعنی مشتری که به خاطر نام سلطان خدایان اولمپیا (Olym pian) نامگذاری شده است، می‌رسیم. به دلیل اندازه بسیار بزرگ و آلبدوی زیاد آن (51%) ، مشتری در آسمان شبهای زمین به خصوص در نقطه مقابله یک سیاره خیلی روشن است. سیاره‌های غول پیکر منظومه شمسی ، بطور قابل ملاحظه‌ای بزرگتر از سیاره‌های درونی هستند. برای مثال ، قطر مشتری یازده برابر قطر زمین و حجم آن ، هزار برابر حجم زمین است. ولی چگالی این سیاره‌ها در حدود چگالی آب است.

حرکت مشتری

مدار مشتری حول خورشید ، خروج از مرکز کمی دارد (0.0484) و تنها به اندازه 1.31 درجه نسبت به دایرةالبروج میل دارد. نیم قطر طول مدار آن 5.2028AV است. این سیاره یک مدار نجومی را در 11.862 سال زمینی طی می‌کند. دوره تناوب مداری هلالی 398.88 روزه آن ، دلالت بر این دارد که مشتری (با شکل کامل) هر سال دیرتر به نقطه مقابله بر می‌گردد. از آنجا که فقط می‌توانیم جو غلیظ مشتری را ببینیم، دوره تناوب چرخش سیاره بوسیله دوره تناوب چرخش اشکال جوی آن ، نظیر لکه قرمز بزرگ با اندازه گیری انتقال دو پلری نور از لبه‌های نزدیک و دور شونده و با مطالعه چرخش ساختار میدان مغناطیسی تعیین می‌شود.

در می‌یابیم که محور چرخشی مشتری 7 دقیقه و 3 ثانیه نسبت به محور مداری آن میل دارد. اما دوره تناوب چرخشی نجومی آن از 9 ساعت و 50 دقیقه در استوا تا 9 ساعت و 55 دقیقه در عرضهای جغرافیایی بالاتر تغییر می‌کند. از این رو جو گازی شکل مشتری یک چرخش جزئی نشان می‌دهد. در استوا سریعترین و در قطبین آهسته‌ترین (خورشید نیز به مدار جزئی می‌چرخد، زیرا آن هم یک سیال است) است. چرخش بسیار سریع مشتری در اثر پخی زیاد آن نتیجه می‌شود.

گردباد
لکه سرخ بزرگ ناحیه‌ای پر فشار است
که در آن گردبادهای بالارونده ، گازهای
مختلفی را با خود وارد جو می‌کنند.

مشخصات فیزیکی

شعاع استوایی (11.19Rφ) و جرم (318Mφ) مشتری توسط مشاهدات مدرای ، و پنهان شدگیهایی اقمارش و بوسیله اختلالات جاذبه‌ای آن در مدارات ستاره‌های دنباله‌دار و سیارکها و بوسیله اندازه گیری قطر زاویه‌ای قرص قابل رویت آن (47 ثانیه در نقطه مقابله) و بوسیله اندازه گیریهای مسافر (Voyager) که از کنار آن در حال عبور است، بطور دقیق معین شده است. این مدل خیلی بزرگ سیارات مشتری گون ، دارای چگالی متوسط 1330Kg/m3 است. این چگالی دلالت بر این دارد که ترکیبات مشتری شبیه خورشید با فراوانی حدود 75 درصد هیدروژن ، 24 درصد هلیوم و یک درصد تمام عناصر سنگینتر (از لحا‌ظ جرمی) است. قسمت اعظم مشتری ، کاملا برخلاف درون زمین و سایر سیارات خاکی ، از هیدروژن تشکیل شده است و بیشتر آن به صورت مایع می‌باشد. دمای هسته ممکن است حدود 10 برابر داغ تر از زمین ، بالغ بر 4000 درجه کلوین ، باشد. عامل چرخش همرفتی جو ، شارش گرما از هسته به بیرون است. چرخش سریع سیاره ، شتاب کوریولیس بزرگی ایجاد می‌کند که جو لایه‌ لایه‌ای زیبایی بوجود می‌آورد.

لکه سرخ بزرگ

لکه سرخ بزرگ ، یک ناحیه واچرخه‌ای بزرگ (نوعی گردباد) در ابرهای فوقانی سیاره مشتری است. از زمان کشف این لکه تا کنون ، بارها دیده شده که قطر آن تا سه برابر قطر زمین افزایش یافته است. جریانهای چرخان گاز که در این لکه وجود دارند، فسفر را ار جو تحتانی به بالا مکیده و باعث قرمز یا صورتی شدن لکه می‌شوند. این لکه از محیط اطراف خود بلندتر و سردتر است و هر 12 روز زمینی، یک دور در جهت عکس عقربه‌های ساعت به دور خودش می‌چرخد.

حلقه‌های مشتری

منظومه حلقه‌های مشتری در سال 1979 توسط کاوشگر فضایی ویجر 1 کشف گردید. سه حلقه مشتری به ترتیب زیر نامگذاری شده اند:

حلقه هاله به عرض 22800 کیلومتر (14170 مایل). حلقه اصلی که حلقه‌ای باریک و درخشان است به عرض 6400 کیلومتر (3980 مایل). و حلقه تار عنکبوت (گسامر) که رقیق‌ترین و عریض ترین حلقه می‌باشد به عرض 8500 کیلومتر (53000 مایل). حلقه تار عنکبوت که در این تصویر ساختگی به رنگ آبی کمرنگ دیده می‌شود، از حلقه اصلی که مشتری را احاطه می‌کند بیرون زده است.

میدان مغناطیسی


مشتری از خود گسیلهای رادیویی نشان می‌دهد که به میدان مغناطیسی مشتری گون در حدود 1x10-4T در سطح سیاره ربط داده شده است. این میدان مغناطیسی شدید در اثر یک ساز و کار دینامیکی در هسته مایع هیدروژن فلزی در حال چرخش سریع بوجود می‌آید. در طول موجهای 3 تا 75 سانتیمتر مشاهده شده است که سیاره به صورت غیر حرارتی تشعشع می‌کند. این تابش دسیمتری و یا DIM عبارت است از تابش همزمان در اثر الکترونهای نسبیتی با تندی خیلی نزدیک به تندی نور در کمربندهای تابشی مشتری گون ، که بوسیله

میدان مغناطیسی مشتری به دام افتاده‌اند و به صورت مارپیچی حرکت می‌کنند.

محور مغناطیسی با محور چرخش مشتری ، زاویه‌ای حدود 10 درجه می‌سازد. این میدان مغناطیسی شدید یک مغناطیس سپهر عظیم در اطراف مشتری بوجود می‌آورد که باد خورشیدی را دور نگه می‌دارد. مشتری میدان مغناطیسی بسیار بزرگی دارد که تا فاصله‌های دور دستی در فضا امتداد یافته است. ذرات باردار ، به هنگام حرکت در میان این میدان ، علامتهای رادیویی گسیل می‌کنند. تلسکوپهای رادیویی با دریافت آنها می‌توانند پوشش مغناطیس اطراف مشتری را نقشه برداری کنند.

قمرهای مشتری


گالیله در سال 1610 میلادی (989 شمسی) ، چهار قمر اصلی مشتری را کشف کرد. اسامی آنها شامل یو ، اروپا ، گانیمد و کالیسو است. این چهار قمر ، حتی با دوربین دو چشمی نیز دیده می‌شوند. یو درکمتر از دور روز ، اروپا در سه روز و نیم و گانیمد در یک هفته و کالیسو در حدود هفده روز ، مشتری را دور می‌زنند. اگر در چند شب ، نموداری از مشتری و قمرهایش تهیه کنیم، رقص آنها به دور سیاره مادر آشکار می‌شود. گالیله دریافت که مشتری ، خود یک منظومه شمسی کوچک است. علاوه بر این چهار قمر که قمرهای گالیله نیز نامیده می‌شوند، دست کم 9 قمر کوچکتر در اطراف مشتری وجود دارد. آنها را می‌توان با تلسکوپهای بزرگ عکسبرداری کرد.

ور سیاره مادر آشکار می‌شود. گالیله دریافت که مشتری ، خود یک
منظومه شمسی کوچک است. علاوه بر این چهار قمر که قمرهای گالیله نیز نامیده می‌شوند، دست کم 9 قمر کوچکتر در اطراف مشتری وجود دارد. آنها را می‌توان با تلسکوپهای بزرگ عکسبرداری کرد.
شانزده قمر مشتری به چهار گروه چهارتایی تقسیم می شوند . گروه اول در فاصله حدود 130000 کیلومتری (80000 مایل). گروه دوم در فاصله حدود 200000 کیلومتر
شانزده قمر مشتری به چهار گروه چهارتایی تقسیم می شوند . گروه اول در فاصله حدود 130000 کیلومتری (80000 مایل). گروه دوم در فاصله حدود 200000 کیلومتری (125000 مایل). گروه سوم در فاصله 9 میلیون کیلومتری (6/5 میلیون مایل). و گروه چهارم در فاصله ای نزدیک به گروه سوم قرار دارند. جهت چرخش تمام گروهها بجز گروه چهارم، همان جهت چرخش مشتری است. همه قمرهای مشتری بجز قمرهای گروه دوم، کوچک هشانزده قمر مشتری به چهار گروه چهارتایی تقسیم می شوند . گروه اول در فاصله حدود 130000 کیلومتری (80000 مایل). گروه دوم در فاصله حدود 200000 کیلومتری (125000 مایل). گروه سوم در فاصله 9 میلیون کیلومتری (6/5 میلیون مایل). و گروه چهارم در فاصله ای نزدیک به گروه سوم قرار دارند. جهت چرخش تمام گروهها بجز گروه چهارم، همان جهت چرخش مشتری است. همه قمرهای مشتری بجز قمرهای گروه دوم، کوچک هستند. قمرهای گروه دوم که گالیله ای نام دارند هم اندازه ماه زمین هستند. گانیمید ، یک قمر گالیله ای چهار قمر بزرگ مشتری که توسط گالیله (1642-1564) کشف شدند، قمرهای گالیله‌ای نامیده می‌شوند. سیاره مشتری دارای بزرگترین قطر و بیشترین جرم در میان تمام سیارات منظومه شمسی است. استوای مشتری 11 برابر استوای زمین است. این سیاره سریعتر از سایر سیارات به دور خود می چرخد. دوره چرخشی مشتری نصف دوره چرخشی زمین است.
ستند. قمرهای گروه دوم که گالیله ای نام دارند هم اندازه ماه زمین هستند. گانیمید ، یک قمر گالیله ای چهار قمر بزرگ مشتری که توسط گالیله (1642-1564) کشف شدند، قمرهای گالیله‌ای نامیده می‌شوند. سیاره مشتری دارای بزرگترین قطر و بیشترین
جرم در میان تمام سیارات منظومه شمسی است. استوای مشتری 11 برابر استوای زمین است. این سیاره سریعتر از سایر سیارات به دور خود می چرخد. دوره چرخشی مشتری نصف دوره چرخشی زمین است.
ی (125000 مایل). گروه سوم در فاصله 9 میلیون کیلومتری (6/5 میلیون مایل). و گروه چهارم در فاصله ای نزدیک به گروه سوم قرار دارند. جهت چرخش تمام گروهها بجز گروه چهارم، همان جهت چرخش مشتری است. همه قمرهای مشتری بجز قمرهای گروه دوم، کوچک هستند. قمرهای گروه دوم که گالیله ای نام دارند هم اندازه ماه زمین هستند. گانیمید ، یک قمر گالیله ای چهار قمر بزرگ مشتری که توسط گالیله (1642-1564) کشف شدند، قمرهای گالیله‌ای نامیده می‌شوند. سیاره مشتری دارای بزرگترین قطر و بیشترین
جرم در میان تمام سیارات منظومه شمسی است. استوای مشتری 11 برابر استوای زمین است. این سیاره سریعتر از سایر سیارات به دور خود می چرخد. دوره چرخشی مشتری نصف دوره چرخشی زمین است.



 

نویسندگان:مائده ناصری,عسل بارانی , زهرا ندیمی ,فاطمه حیدری ,محدثه کیانی (کلاس سوم تجربی)

+ نوشته شده توسط فروغ ابراهیمی در پنجشنبه ششم بهمن 1390 و ساعت 19:49 |
 

بسم الله الرحمن الرحیم                         

گروه لیمونیت

چهار لايه زمين:

زمين از چهار لايه متفاوت تشكيل شده است. بسياري از زمين شناسان معتقدند كه زمين در مركز خود از مواد سنگينتر و با چگالي بيشتر تشكيل شده است و مواد سبكتر به سمت بالا حركت مي كنند. زيرا پوسته زمين غالبا از مواد سبكتر(سنگهاي بازالت و گرانيت) ساخته شده در حاليكه هسته آن شامل فلزات سنگين(نيكل و آهن) است.

پوسته لايه اي است كه شما بر روي آن زندگي مي كنيد، اين لايه به خوبي مطالعه و درك شده است. گوشته بسيار گرمتر از پوسته است و توانايي جريان زيادي دارد. هسته هاي دروني و بيروني همچنان گرمتر هستند و فشار وارده در مركز زمين به اندازه اي است كه شما مي توانيد به وسيله آن، يك توپ را به يك تكه سنگ مرمر تبديل كنيد.

                      

پوسته:

پوسته زمين، شبيه پوسته يك زمين است. اين لايه نسبت به سه لايه ديگر، بسيار نازكتر است. پوسته، در محل اقيانوسها(پوسته اقيانوسي)تنها حدود 5-3 مايل(8كيلومتر) ضخامت دارد و در قاره ها(پوسته قاره اي) حدود25 مايل(32كيلومتر) ضخامت دارد. درجه حرارت پوسته از درجه حرارت هوا در بالاترين بخش آن، تا 1600درجه فارنهايت(870 درجه سلسيوس) در عميق ترين بخش پوسته تغيير مي كند. شما مي توانيد يك قرص نان در تنور(اجاق) خودتان در حرارت 350درجه فارنهايت) بپزيد. در حرارت 1600درجه فارنهايت،‌سنگها شروع به ذوب شدن مي كنند. پوسته زمين به قطعاتي كه ورقه ناميده مي شوند، تقسيم شده است. ورقه ها نيز بر روي يك گوشته پلاستيكي نرم كه زير پوسته قرار گرفته اند شناورند. اين ورقه ها معمولا به آرامي حركت مي كنند ولي اغلب، به هم مي چسبند و فشار زيادي را ايجاد مي نمايند. فشار ايجاد شده و سنگها خميده مي شوند تا حدي كه بشكنند. به هنگام رخداد اين پديده، زمين لرزه ايجاد مي شود. به ضخامت كم پوسته، در مقايسه با ساير لايه ها توجه كنيد. كلا هفت ورقه اقيانوسي و قاره اي بر روي گوشته اي كه از مواد داغتر و با چگالي بيشتري تشكيل شده است،‌شناور مي باشند.

  پوسته از دو نوع سنگ اصلي تشكيل شده است، گرانيت و بازالت. پوسته قاره اي بيشتر از گرانيت تشكيل شده در حاليكه پوسته اقيانوسي شامل نوعي از سنگهاي آتشفشاني، كه بازالت ناميده مي شوند، مي باشد.

سنگهاي بازالتي ورقه هاي اقيانوسي،‌چگالي بيشتري داشته و از سنگهاي گرانيتي ورقه قاره اي سنگينتر هستند. شاهد اين قضيه نيز، رانده شدن پوسته قاره اي بر روي پوسته سنگينتر اقيانوسي در طي برخورد ورقه ها مي باشد. پوسته و قسمت بالايي گوشته، پهنه اي از سنگهاي صلب و شكننده را ايجاد مي كنند كه سنگ كره(ليتوسفر) ناميده مي شود. لايه پاييني سنگ كره صلب، پهنه اي با محتويات قيرمانند است كه سست كره(آستنوسفر) نام دارد. سست كره، بخشي از گوشته است كه جريان دارد و ورقه ها بر روي آن حركت مي كنند.

گوشته:

گوشته لايه اي است كه مستقيما بر روي سيما قرار دارد. اين لايه بزرگترين قسمت زمين است كه حدود 1800مايل ضخامت دارد. گوشته از سنگهاي بسيار داغ و چگال تشكيل شده است. اين لايه سنگي، ‌شبيه

                         قير جريان مي يابد. اين جريان در اثراختلاف زياد درجه حرارت از كف تا بالاي گوشته مي باشد. حركت گوشته، دليل حركت ورقه هاي زمين است. درجه حرارت گوشته، از 1600درجه فارنهايت در بالاي آن تا 4000درجه در قسمتهاي قاعده اي اس،‌ تغيير مي كند.

جريانهاي همرفتي:

گوشته از مواد بسيار چگالتر و با ضخامت بيشتر ساخته شده است. ورقه ها بر رو ي آن مانند روغني كه بر روي آب شناور است،‌ شناورند. بسياري از زمين شناسان معتقدند كه گوشته به سبب وجود جريانهاي همرفتي،‌جريان دارد.

جريانهاي همرفتي، به علت وجود موادبسيار داغي است كه از عميق ترين قسمت گوشته بالا مي آيند سپس سرد شده، دوباره پايين رفته، سپس داغ شده و باز بالا مي آيند و اين چرخه بارها و بارها ادامه مي يابد.

شما سوپ يا پودينگ را در ماهيتابه اي گرم مي كنيد و جريانات همرفتي را مي توانيد در اين مايع ببينيد كه شروع به حركت مي كند.

هنگامي كه جريانان همرفتي در درون گوشته جريان مي يابند، مي توانند پوسته را نيز به حركت درآورند. در اثر اين جريانات، پوسته آزادانه حركت مي كند.

نوار نقاله، دركارخانه جعبه ها را حركت مي دهد همانند جريانات همرفتي در گوشته، كه ورقه هاي زمين را حركت مي دهد.

                            دیدکلی...

 لایه های زمین

ساختمان داخلی زمین از یکسری لایه هایی شده است.ضخامت این لایه ها متفاوت است و بطور کلی به سه دسته تقسیم که مانند پوست پیاز روی هم قرار گرفته اند تشکیل می شود که عبارتند از:

                                                                                

1- پوسته زمین با ضخامت حدود 30 کیلومتر

 

2- زیرپوش یا جبه زمین تا عمق حدود 2900 کیلومتری

 

3- هسته مذاب از 2900 تا 5165 کیلومتری زمین و هسته جامد زمین به شعاع1220 کیلومتر.

 ابزارهای زیبا سازی برای سایت و وبلاگ

 

+ نوشته شده توسط فروغ ابراهیمی در دوشنبه سوم بهمن 1390 و ساعت 14:52 |

دریای خَزَر (یا در استفاده کمتر دریای مازَندَران) (به انگلیسی: Caspian Sea) پهنه‌ای آبی است که از جنوب به ایران، از شمال به روسیه، از غرب به جمهوری آذربایجان و از شرق به جمهوری‌های ترکمنستان و قزاقستان محدود می‌شود. به دلیل این که بزرگترین دریاچه جهان است در اصطلاح آن را دریا می‌نامند.

از منابع مهم این دریا؛ ذخایر نفت و گاز موجود در زیر بستر دریا و همچنین انواع ماهیان خاویاری را می‌توان نام برد.

دریای خزر

در آغاز سدهٔ هفتم ميلادی دو قوم بزرگ در شمال قفقاز سكنی داشتند. یكی از این دو قوم بلغارها و قوم ديگر خزران بودند كه دشت‌های سفلای رود تِرِكْ و رود ولگا جايگاهشان بود به عبارت ديگر اين قوم در بین شمال غربی اين دریا و دریای سیاه سکونت داشتند. این‌ها مردمی بودند از نژاد زرد(اصفر) که به صحراگردی و تاخت و تاز در ممالک همجوار اشتغال داشتند و غالباً به طرف وادی رود کورا(کوروش قدیم) می‌آمدند.[۴] در جنگ‌هائی كه به سال‌های ۵۸۹ و ۶۳۰-۶۲۶ میلادی روی داد، سرنوشت خزران با سرنوشت خان آشينا پيوندی سخت نزديك يافت. از اين رو در نوشته‌های مورخان رومی و ايرانی، نام‌های ترك و خزر در كنار يكديگر آمده‌است. شاوان در نوشته‌های خود خواننده را از اين خطا بر حذر می‌دارد و معتقد است كه نباید این دو قوم را یكی دانست[۵] خزران می‌خواستند راه ابريشم را زير نظر گيرند تا از اين رهگذر در روابط بازرگانی با روم شرقی(بیزانس) سود فراوان به چنگ آورند. سبب اتحاد خزران با ترکان همین بوده‌است. بعدها در روزگار خسرو اول و انوشیروان و نیز به هنگام فرمانروایی هرمز چهارم، خسرو دوم و كواذ دوم تا پایان شاهنشاهی ساسانی، خزران كه از دیر زمان دشمن ایران بودند، دوش به دوش تركان و رومیان با سپاه ساسانی پیكار كردند و ستم فراوان بر مردم قفقاز روا داشتندبنای استحکامات بزرگی چون شهر دربند یا (باب الابواب) در شمال قفقاز در عهد ساسانیان، که برای جلوگیری از حملات خزران صورت گرفت، هنوز پا برجاست. رواج امروزی دریای خزر به طور کلی به زمان اشغالگری روس‌ها در دورة قاجاریه  و کوتاه سازی دست ایرانیان از این دریا برمی‌گردد. [۹] به اعتقاد عنایت‌الله رضا، «خزران»، قومی بودند که در زمان خسرو انوشیروان در قرن ششم میلادی گروهی از بقایای آن‌ها به ناحیهٔ شمال قفقاز آمدند و به ‌طور کلی در منطقهٔ بخش وسطا و جنوبی رود ولگا زندگی می‌کردند و این، هیچ ربطی به دریا شمال ایران نداشته و فاصلهٔ قوم خزر تا این دریا بسیار زیاد بوده‌است. او با اشاره به بررسی‌هایش برای پی بردن به دلیل نام‌گذاری دریای شمال ایران به نام خزر و آوردن اسم خزر در متون عربی، معتقد است: «در بررسی‌هایم در متون قدیمی متوجه شدم، تا قرن چهارم هجری قمری اصلاً نام خزر بر دریای شمال ایران گذاشته نشده‌است. مثلاً در کتاب «خوارزمی» و «سفرنامه ابن فضلان» اصلاً اسمی از خزر نیست. در دورهٔ بنی‌امیه که حاکمان عرب، قفقاز را گرفتند، قوم خزر که با رم شرقی و بیزانس متحد بود، هنوز به‌طور کامل شکل نگرفته بود و غارتگری می‌کرد؛ از طریق رود کر به عرب‌ها حمله کرد. عرب‌ها به این دلیل که آن‌ها از رود کر حمله کردند، گمان کردند، از دریا به این رود آمده‌اند، پس استنباط کردند که گویا این دریا، دریا خزر است. به همین دلیل، آن را بر مبنای گفته‌ها،«بحر الخزر» نامیدند؛ در حالی که این نام را بر چند دریای دیگر نیز گفته‌اند. در متونی که ما به زبان عربی مشاهده می‌کنیم، اصلاً نام خزر را تا قرن چهارم هجری قمری نمی‌بینیم. نام خزر برای نخستین بار در کتاب «حدود العالم» و در کنار نام دریای جرجان، تبرستان و دیگر نام‌ها ذکر شده، ولی هیچ دلیلی بر این که این دریا، «خزر» گفته شود، وجود نداشته‌است. اما در متون اسلامی و غربی قدیم، دو نام قدیم و مشهور «هیرکانی‌ها» یا«گرگان» که بعدها در دورهٔ اسلامی عرب‌ها آن را«جرجانیه» نامیدند و «کاسپی» وجود دارد.

دریای تپورستان

نقشه دریای خزر در نقشه ایران در دوره افشاریه

دریای مازندران یا تپورستان (تبرستان)[نیازمند منبع]: در اسنادی که در مؤسسات تاریخ‌شناسی روسیه است آمده که نوجین زیس در قرن دوازدهم نوشته‌است که ایرانیان این دریا را قرن‌ها دریای تبرستان می‌خواندند، ولی چون واژهٔ مازندران میان بومیان تبرستان جایگزین گشته، آن را دریاچهٔ مازندران می‌خوانند [۱۱]، همچنین در میان دانشمندان قرون پس از اسلام دریای مازندران به روی نقشه‌ها ثبت می‌گشته [۱۲]، گذشته از آن نام دریای تبرستان به دلیل مجاورت دولت تبرستان به آن بوده‌است، نام‌های جرجان، ساری، خراسان، گیلان که زمانی بر روی این دریا بوده‌است، همگی به مناطقی از تبرستان باستانی (که مازندران امروزی باقیماندهٔ آن است) برمی‌گردد[۱۳]. به اعتقاد عنایت‌الله رضا، اصلاً سرزمین شمال ایران، در طول تاریخ نام مازندران نداشته، بلکه نخست «تپوران» و بعدها در دورهٔ اسلامی «طبرستان» نامیده می‌شده‌است. درحالی که مازندران نام ناحیه‌ای در شرق سیستان در شمال هند و در نزدیک ناحیه رود سند بوده‌است. مأخذ قدیمی‌تری مانند «معجم البلدان» یاقوت حموی در این‌ باره به صراحت می‌نویسد: «من بسیار تلاش کردم تا ببینم نام مازندران از کجا بر این ناحیه در شمال ایران وجود داشته و هر چه گشتم، دلیلی بر این کار پیدا نکردم. معلوم است که این نام، نوساخته‌است.» همچنین در کتاب «تاریخ طبرستان»، ابن اسفندیار نیز می‌گوید: «نام محدث است.» به اعتقاد او بدین ترتیب نام دریایٔ مازندران به عنوان نخستین نام برای دریایٔ شمال ایران منتفی است.[۱۴]

دریای قزوین

دریای کشوین (قزوین): بر پایهٔ دیدگاهی دیگر قزوین و کاسپین به ترتیب عربی‌شده و یونانی‌شدهٔ نام باستانی آن کشوین می‌باشد. این نام امروزه از سوی کشورهای عربی به شکل بحر القزوین به کار می‌رود. در زبان اردو نیز این دریای به نام بحیره قزوین خوانده می‌شود.

حصار دربند در قفقاز برای جلوگیری از هجوم خزرها به ایران در دوره باستان

دریای گیلان

کهن‌ترین سندی که در آن از دریایٔ شمال ایران به نام دریای گیلان نام برده شده، کتاب مفقودهٔ «خوتای نامگ»، نگارش یافته در سده‌های ششم تا هفتم میلادی یعنی در سال‌های پایانی پادشاهی سلسلهٔ ساسانیان بوده‌است.[۱۵] پس از حدود ۴۰۰ سال بعد از نگارش کتاب خوتای نامگ، فردوسی در شاهنامه از طریق ترجمهٔ متن زبان پهلوی خدای نامه به زبان نثر فارسی دری، به تنظیم شاهنامه دست یازید و در دو بیت از دریایٔ شمال ایران به عنوان دریایٔ گیلان نام برد.

ز دریای گیلان چن ابر سیاه

دُمادُم به ساری رسیده سپاه[۱۶]

ز یک سو به دریای گیلان رهست

چراگاه اسپان و جای نشست[۱۷]

دریای کاسپین

کاسپین اصطلاح نادرستی در فارسی است که منظور از به کار بردن آن، واژهٔ کاسپی است. کَسپین اصطلاحی است که اروپایی‌ها و تقریبا تمام جهانیان برای دریایٔ شمال ایران به کار می‌برند. شماری از فارسی‌زبانان نیز به تازگی به غلط اصرار به استفاده از این واژه در زبان فارسی دارند.[۱۸] کاسپین خود از نام قوم آریایی کاسپی (یا کاسّی) [۱۹] گرفته شده‌است که ابتدا در کرانه‌های غربی تا جنوب غربی آن ساکن بوده‌اند و به تدریج تا کرانه‌های جنوبی آمدند. پژوهش‌های جدیدی که دربارهٔ ژنتیک مردمان ساکن جنوب این دریا شده، گواهی بر این ادعاست که مازندرانی‌ها و گیلانی‌ها از نوادگان مردمی هستند که از غرب این دریا آمده‌اند [۲۰]. کاس‌ها که به نوعی مادر-قوم مردمان جنوبی و غربی این دریا محسوب می‌شوند، خود به دو دستهٔ کاسی‌ها و کاسپی‌ها تقسیم می‌شدند. «سی» در زبان گیلکی به معنی صخره (مثال: در سی‌پورد و سی‌بون و...) و «پی» به معنی جلگه‌است و به این صورت کاس‌های ساکن جلگه، کاسپی‌ها نام گرفته‌اند.[۲۱]

برتولت - یکی از بزرگ‌ترین خاورشناسان جهان - در نوشته‌هایش، «کاسپ» را جمع «کاس» خوانده و نوشته‌است، اسم این قوم «کاس» بوده‌است. در گیلان هنوز هم این نام مانند «کاس آقا» و «کاس خانوم» برای افراد سفیدرو وجود دارد. این اصطلاح هنوز در گیلکی وجود دارد و نیز گیلک‌ها برای اشاره به زمان بسیار قدیم از عبارت «کوسپیت ایام» که در واقع کاسپت ایام و به معنی دوران کاسپت‌ها می‌باشد استفاده می‌کنند. همچنین در متون جغرافیایی جهان در نوشته‌های استرابو، هرودت و دیگران، نام هیرکانی‌ها و کاسپی وجود دارد. در بررسی‌ها و مطالعات انجام‌شده، به این نتیجه رسیدم که نام «هیرکانی‌ها» را مردمی که در شرق این دریا زندگی می‌کردند، بیش‌تر به‌کار می‌بردند و مردمی که در غرب این دریا زندگی می‌کردند، نام «کاسپی» را بیش‌تر استفاده می‌کردند. به همین دلیل، در متون دورهٔ اشکانی - از جمله نوشتهٔ استرابو - هر دو نام «هیرکانی‌ها» و «کاسپی» دیده می‌شود و در عین حال، نقشه‌های جغرافیایی این را نشان می‌دهند.

به اعتقاد عنایت‌الله رضا نام «کاسپی» یا دیگر نام‌های قدیمی دریأ شمال ایران به دریایٔ خزر یا دریایٔ مازندران توسط برخی مترجمان به اشتباه به فارسی ترجمه شده‌است. او می‌گوید: «در ترجمهٔ فارسی تعدادی از کتاب‌ها و نوشته‌ها، در برخی کتاب‌ها وقتی به نام مازندران برخورد می‌کنیم، با مراجعه به منبع اصلی متوجه می‌شویم که مترجم نام مازندران یا خزر را به‌جای نام کاسپی، طبرستان یا هیرکانی آورده‌است. در حالی که در هزارهٔ دوم پیش از میلاد اصلاً خزرها وجود خارجی نداشتند. وقتی قومی وجود خارجی ندارد، به چه دلیلی کاسپی، خزر نوشته می‌شود؟ این کار سبب گمراهی خواننده می‌شود.» به اعتقاد او «کاسپین»، اصطلاحی است که فرانسوی‌ها و انگلیسی‌ها برای دریایٔ شمال ایران به‌کار می‌برند و ایرانیان نیز به غلط آن را «کاسپین» می‌نامند. «کاسپین» چون با پسوند توسط انگلیسی‌ها و فرانسوی‌ها گفته می‌شود، «کاسپین» بیان می‌شود، در حالی که اگر بخواهیم با پسوند فارسی، «کاس» را تلفظ کنیم، به دلیل گرفتن «یای نسبت» باید «کاسپی» بگوییم، همان‌گونه که بقیهٔ کشورها این دریای را با پسوند خود بیان می‌کنند. به گفته او، نام دریایٔ «کاسپی» در زبان یونانی Kaspia Thalassa، لاتینی Mare Caspitum و انگلیسی Caspian Sea است. او با بررسی‌هایی که انجام داده، به این نتیجه رسیده‌است که به‌طور کلی دو نام «هیرکانی‌ها» و «کاسپی» را باید اساس بگیرد. رضا وسیع نبودن گسترهٔ اقوام شرقی ایران برای نگه‌داشتن نام «هیرکانی‌ها» و تبدیل این نام در عربی به «جرجانیه» را از دلایل متروک شدن نام «هیرکانی» در متون جغرافیایی غربی می‌داند و معتقد است به همین دلیل، نام «هیرکانی» جای خود را به نام اصلی دریایٔ شمال ایران، یعنی «کاسپی» داد

دیگر نام‌ها

  • دریای باکو: در قرون وسطا توسط بعضی اروپاییان
  • دریای گرگان (هیرکانی): دریای هیرکانی (هیرکانیا) که در منابع یونانی و لاتین (Hyrcania Maro) آمده (منبع: هرودوت). هیرکانی یونانی‌شدهٔ وُرکان (گرگان) است.
  • دریای فراخ‌کرت (وُئوروکَشَ): در اوستا از دریایی به نام وُئوروکَشَ نام برده شده که در نوشتارهای پارسی میانه از آن با نام فراخ‌کرت یاد شده‌است. فراخ‌کرت در زبان پارسی میانه به معنای فراخ بریده‌است. ابراهیم پورداود احتمال داده این دریا همان دریای خزر باشد. مهرداد بهار این دریای را با اقیانوس هند یکی دانسته‌است. جهانشاه درخشانی این دریا را همان خلیج فارس دانسته‌است.
  • دریای آبسکون: پس از شکست سلطان محمد خوارزمشاه از چنگیز خان مغول، او به جزیرهٔ آبسکون در دریای آبسکون گریخت[۲۴].
  • دریای ساری: امروزه به کار نمی‌رود.[نیازمند منبع]
  • دریای دیلم یا دیلمستان: امروزه به کار نمی‌رود.
  • دریای 'کبود (زَراه اَکفوده)
  • دریای خراسان در زمان حکومت طاهریان در خراسان و اتحاد و یگانگی آنها با علوبان تبرستان (و چیرگی قلمرو خراسان تا بخش‌های شرقی دریا)، بدین نام شهرت یافت.
  • دریای باب‌الابواب

ویژگی‌ها

عمق آن از شمال به جنوب افزایش می‌یابد. میانگین ژرفای این دریاچه در ناحیه شمالی کم‌تر از ۱۰ متر، در بخش میانی بین ۱۸۰ تا ۷۸۸ متر و در بخش جنوبی که آب‌های کناره ایران را تشکیل می‌دهد به ۹۶۰ تا ۱۰۰۰ متر می‌رسد. تا ژرفای ۱۰۲۵ متری نیز در ناحیه جنوبی این دریاچه گزارش شده‌است.

جهت جریان آب این دریاچه از سمت شمال غربی به جنوب شرقی است. همین جهت جریان و ژرفای زیاد آب در کرانه‌های ایران که باعث کندی حرکت جریان می‌شود منجر به تجمع انواع آلودگی‌های این دریاچه در سواحل ایران به میزانی بیش از کرانه‌های دیگر کشورها می‌شود.

این دریا، محیط زیست گرانبهاترین ماهی‌های دنیا است. در بخش جنوبی دریای مازندران و رودخانه‌هایی که به آن می‌ریزند یعنی سواحل مربوط به ایران، ۷۸ گونه و زیرگونه ماهی یافت می‌شود.از مهمترین رودخانه‌هایی که به این دریای می‌ریزد می‌توان از سپید رود و پیلورود (رود بزرگ) و هراز نام برد. دریای مازندران یکی از بوم‌شناخت‌های آبی جهان است که محیطی مناسب برای زندگی و رشد مرغوب‌ترین ماهی‌های خاویاری جهان است. ۹۰ درصد صید ماهیان خاویاری مختص به این دریای است.

مناقشات بین المللی

مناقشات راجع به میزان مالکیت این دریای بین کشورهای هم جوار، در طول یک دهه گذشته جریان دارد. کشورهای هم جوار شامل ایران، آذربایجان، ترکمنستان، روسیه، و قزاقستان هستند. سه مساله اصلی در این مناقشات، منابع (نفت و گاز)، حدود آبی، و سهم ماهیگیری این کشورها است.

منابع دریای خزر

دریای خزر دارای ذخایر گاز و نفت است. ذخایر اثبات شده نفت در این دریای ۳۲ میلیارد بشکه می‌باشد و این یعنی حدود ۴ درصد از کل ذخایر نفت خاورمیانه. ذخایر احتمالی نفت این حوزه نیز در حدود ۱۶۳ میلیارد بشکه دیگر برآورد شده است.[۲۵]

همچنین ۹۰ درصد خاویار جهان از این دریای صید می‏‌شود. اما صید بی رویه این ماهی سبب گشته‌است که بنابر گفته دانشمندان ۹۰ درصد از تعداد این ماهیان در یک قرن اخیر کاسته شود.[۲۶]

آلودگی

آلودگی معضلی جدی و خطرناک برای این دریای پهناور میباشد به طوری که با ورود سالیانه ۱۲۲ هزار و ۳۵۰ تن آلودگی از کشورهای حاشیهٔ دریایٔ خزر به ویژه آلودگی ناشی از عملیات اکشتاف و استخراج نفت، محیط این دریا را آلوده کرده و گونه های زیستی این دریا را در معرض خطر جدی قرار داده است.

 

 

 

 

دریای خَزَر (یا در استفاده کمتر دریای مازَندَران) (به انگلیسی: Caspian Sea) پهنه‌ای آبی است که از جنوب به ایران، از شمال به روسیه، از غرب به جمهوری آذربایجان و از شرق به جمهوری‌های ترکمنستان و قزاقستان محدود می‌شود. به دلیل این که بزرگترین دریاچه جهان است در اصطلاح آن را دریا می‌نامند.

از منابع مهم این دریا؛ ذخایر نفت و گاز موجود در زیر بستر دریا و همچنین انواع ماهیان خاویاری را می‌توان نام برد.

دریای خزر

در آغاز سدهٔ هفتم ميلادی دو قوم بزرگ در شمال قفقاز سكنی داشتند. یكی از این دو قوم بلغارها و قوم ديگر خزران بودند كه دشت‌های سفلای رود تِرِكْ و رود ولگا جايگاهشان بود به عبارت ديگر اين قوم در بین شمال غربی اين دریا و دریای سیاه سکونت داشتند. این‌ها مردمی بودند از نژاد زرد(اصفر) که به صحراگردی و تاخت و تاز در ممالک همجوار اشتغال داشتند و غالباً به طرف وادی رود کورا(کوروش قدیم) می‌آمدند.[۴] در جنگ‌هائی كه به سال‌های ۵۸۹ و ۶۳۰-۶۲۶ میلادی روی داد، سرنوشت خزران با سرنوشت خان آشينا پيوندی سخت نزديك يافت. از اين رو در نوشته‌های مورخان رومی و ايرانی، نام‌های ترك و خزر در كنار يكديگر آمده‌است. شاوان در نوشته‌های خود خواننده را از اين خطا بر حذر می‌دارد و معتقد است كه نباید این دو قوم را یكی دانست[۵] خزران می‌خواستند راه ابريشم را زير نظر گيرند تا از اين رهگذر در روابط بازرگانی با روم شرقی(بیزانس) سود فراوان به چنگ آورند. سبب اتحاد خزران با ترکان همین بوده‌است. بعدها در روزگار خسرو اول و انوشیروان و نیز به هنگام فرمانروایی هرمز چهارم، خسرو دوم و كواذ دوم تا پایان شاهنشاهی ساسانی، خزران كه از دیر زمان دشمن ایران بودند، دوش به دوش تركان و رومیان با سپاه ساسانی پیكار كردند و ستم فراوان بر مردم قفقاز روا داشتندبنای استحکامات بزرگی چون شهر دربند یا (باب الابواب) در شمال قفقاز در عهد ساسانیان، که برای جلوگیری از حملات خزران صورت گرفت، هنوز پا برجاست. رواج امروزی دریای خزر به طور کلی به زمان اشغالگری روس‌ها در دورة قاجاریه  و کوتاه سازی دست ایرانیان از این دریا برمی‌گردد. [۹] به اعتقاد عنایت‌الله رضا، «خزران»، قومی بودند که در زمان خسرو انوشیروان در قرن ششم میلادی گروهی از بقایای آن‌ها به ناحیهٔ شمال قفقاز آمدند و به ‌طور کلی در منطقهٔ بخش وسطا و جنوبی رود ولگا زندگی می‌کردند و این، هیچ ربطی به دریا شمال ایران نداشته و فاصلهٔ قوم خزر تا این دریا بسیار زیاد بوده‌است. او با اشاره به بررسی‌هایش برای پی بردن به دلیل نام‌گذاری دریای شمال ایران به نام خزر و آوردن اسم خزر در متون عربی، معتقد است: «در بررسی‌هایم در متون قدیمی متوجه شدم، تا قرن چهارم هجری قمری اصلاً نام خزر بر دریای شمال ایران گذاشته نشده‌است. مثلاً در کتاب «خوارزمی» و «سفرنامه ابن فضلان» اصلاً اسمی از خزر نیست. در دورهٔ بنی‌امیه که حاکمان عرب، قفقاز را گرفتند، قوم خزر که با رم شرقی و بیزانس متحد بود، هنوز به‌طور کامل شکل نگرفته بود و غارتگری می‌کرد؛ از طریق رود کر به عرب‌ها حمله کرد. عرب‌ها به این دلیل که آن‌ها از رود کر حمله کردند، گمان کردند، از دریا به این رود آمده‌اند، پس استنباط کردند که گویا این دریا، دریا خزر است. به همین دلیل، آن را بر مبنای گفته‌ها،«بحر الخزر» نامیدند؛ در حالی که این نام را بر چند دریای دیگر نیز گفته‌اند. در متونی که ما به زبان عربی مشاهده می‌کنیم، اصلاً نام خزر را تا قرن چهارم هجری قمری نمی‌بینیم. نام خزر برای نخستین بار در کتاب «حدود العالم» و در کنار نام دریای جرجان، تبرستان و دیگر نام‌ها ذکر شده، ولی هیچ دلیلی بر این که این دریا، «خزر» گفته شود، وجود نداشته‌است. اما در متون اسلامی و غربی قدیم، دو نام قدیم و مشهور «هیرکانی‌ها» یا«گرگان» که بعدها در دورهٔ اسلامی عرب‌ها آن را«جرجانیه» نامیدند و «کاسپی» وجود دارد.

دریای تپورستان

نقشه دریای خزر در نقشه ایران در دوره افشاریه

دریای مازندران یا تپورستان (تبرستان)[نیازمند منبع]: در اسنادی که در مؤسسات تاریخ‌شناسی روسیه است آمده که نوجین زیس در قرن دوازدهم نوشته‌است که ایرانیان این دریا را قرن‌ها دریای تبرستان می‌خواندند، ولی چون واژهٔ مازندران میان بومیان تبرستان جایگزین گشته، آن را دریاچهٔ مازندران می‌خوانند [۱۱]، همچنین در میان دانشمندان قرون پس از اسلام دریای مازندران به روی نقشه‌ها ثبت می‌گشته [۱۲]، گذشته از آن نام دریای تبرستان به دلیل مجاورت دولت تبرستان به آن بوده‌است، نام‌های جرجان، ساری، خراسان، گیلان که زمانی بر روی این دریا بوده‌است، همگی به مناطقی از تبرستان باستانی (که مازندران امروزی باقیماندهٔ آن است) برمی‌گردد[۱۳]. به اعتقاد عنایت‌الله رضا، اصلاً سرزمین شمال ایران، در طول تاریخ نام مازندران نداشته، بلکه نخست «تپوران» و بعدها در دورهٔ اسلامی «طبرستان» نامیده می‌شده‌است. درحالی که مازندران نام ناحیه‌ای در شرق سیستان در شمال هند و در نزدیک ناحیه رود سند بوده‌است. مأخذ قدیمی‌تری مانند «معجم البلدان» یاقوت حموی در این‌ باره به صراحت می‌نویسد: «من بسیار تلاش کردم تا ببینم نام مازندران از کجا بر این ناحیه در شمال ایران وجود داشته و هر چه گشتم، دلیلی بر این کار پیدا نکردم. معلوم است که این نام، نوساخته‌است.» همچنین در کتاب «تاریخ طبرستان»، ابن اسفندیار نیز می‌گوید: «نام محدث است.» به اعتقاد او بدین ترتیب نام دریایٔ مازندران به عنوان نخستین نام برای دریایٔ شمال ایران منتفی است.[۱۴]

دریای قزوین

دریای کشوین (قزوین): بر پایهٔ دیدگاهی دیگر قزوین و کاسپین به ترتیب عربی‌شده و یونانی‌شدهٔ نام باستانی آن کشوین می‌باشد. این نام امروزه از سوی کشورهای عربی به شکل بحر القزوین به کار می‌رود. در زبان اردو نیز این دریای به نام بحیره قزوین خوانده می‌شود.

حصار دربند در قفقاز برای جلوگیری از هجوم خزرها به ایران در دوره باستان

دریای گیلان

کهن‌ترین سندی که در آن از دریایٔ شمال ایران به نام دریای گیلان نام برده شده، کتاب مفقودهٔ «خوتای نامگ»، نگارش یافته در سده‌های ششم تا هفتم میلادی یعنی در سال‌های پایانی پادشاهی سلسلهٔ ساسانیان بوده‌است.[۱۵] پس از حدود ۴۰۰ سال بعد از نگارش کتاب خوتای نامگ، فردوسی در شاهنامه از طریق ترجمهٔ متن زبان پهلوی خدای نامه به زبان نثر فارسی دری، به تنظیم شاهنامه دست یازید و در دو بیت از دریایٔ شمال ایران به عنوان دریایٔ گیلان نام برد.

ز دریای گیلان چن ابر سیاه

دُمادُم به ساری رسیده سپاه[۱۶]

ز یک سو به دریای گیلان رهست

چراگاه اسپان و جای نشست[۱۷]

دریای کاسپین

کاسپین اصطلاح نادرستی در فارسی است که منظور از به کار بردن آن، واژهٔ کاسپی است. کَسپین اصطلاحی است که اروپایی‌ها و تقریبا تمام جهانیان برای دریایٔ شمال ایران به کار می‌برند. شماری از فارسی‌زبانان نیز به تازگی به غلط اصرار به استفاده از این واژه در زبان فارسی دارند.[۱۸] کاسپین خود از نام قوم آریایی کاسپی (یا کاسّی) [۱۹] گرفته شده‌است که ابتدا در کرانه‌های غربی تا جنوب غربی آن ساکن بوده‌اند و به تدریج تا کرانه‌های جنوبی آمدند. پژوهش‌های جدیدی که دربارهٔ ژنتیک مردمان ساکن جنوب این دریا شده، گواهی بر این ادعاست که مازندرانی‌ها و گیلانی‌ها از نوادگان مردمی هستند که از غرب این دریا آمده‌اند [۲۰]. کاس‌ها که به نوعی مادر-قوم مردمان جنوبی و غربی این دریا محسوب می‌شوند، خود به دو دستهٔ کاسی‌ها و کاسپی‌ها تقسیم می‌شدند. «سی» در زبان گیلکی به معنی صخره (مثال: در سی‌پورد و سی‌بون و...) و «پی» به معنی جلگه‌است و به این صورت کاس‌های ساکن جلگه، کاسپی‌ها نام گرفته‌اند.[۲۱]

برتولت - یکی از بزرگ‌ترین خاورشناسان جهان - در نوشته‌هایش، «کاسپ» را جمع «کاس» خوانده و نوشته‌است، اسم این قوم «کاس» بوده‌است. در گیلان هنوز هم این نام مانند «کاس آقا» و «کاس خانوم» برای افراد سفیدرو وجود دارد. این اصطلاح هنوز در گیلکی وجود دارد و نیز گیلک‌ها برای اشاره به زمان بسیار قدیم از عبارت «کوسپیت ایام» که در واقع کاسپت ایام و به معنی دوران کاسپت‌ها می‌باشد استفاده می‌کنند. همچنین در متون جغرافیایی جهان در نوشته‌های استرابو، هرودت و دیگران، نام هیرکانی‌ها و کاسپی وجود دارد. در بررسی‌ها و مطالعات انجام‌شده، به این نتیجه رسیدم که نام «هیرکانی‌ها» را مردمی که در شرق این دریا زندگی می‌کردند، بیش‌تر به‌کار می‌بردند و مردمی که در غرب این دریا زندگی می‌کردند، نام «کاسپی» را بیش‌تر استفاده می‌کردند. به همین دلیل، در متون دورهٔ اشکانی - از جمله نوشتهٔ استرابو - هر دو نام «هیرکانی‌ها» و «کاسپی» دیده می‌شود و در عین حال، نقشه‌های جغرافیایی این را نشان می‌دهند.

به اعتقاد عنایت‌الله رضا نام «کاسپی» یا دیگر نام‌های قدیمی دریأ شمال ایران به دریایٔ خزر یا دریایٔ مازندران توسط برخی مترجمان به اشتباه به فارسی ترجمه شده‌است. او می‌گوید: «در ترجمهٔ فارسی تعدادی از کتاب‌ها و نوشته‌ها، در برخی کتاب‌ها وقتی به نام مازندران برخورد می‌کنیم، با مراجعه به منبع اصلی متوجه می‌شویم که مترجم نام مازندران یا خزر را به‌جای نام کاسپی، طبرستان یا هیرکانی آورده‌است. در حالی که در هزارهٔ دوم پیش از میلاد اصلاً خزرها وجود خارجی نداشتند. وقتی قومی وجود خارجی ندارد، به چه دلیلی کاسپی، خزر نوشته می‌شود؟ این کار سبب گمراهی خواننده می‌شود.» به اعتقاد او «کاسپین»، اصطلاحی است که فرانسوی‌ها و انگلیسی‌ها برای دریایٔ شمال ایران به‌کار می‌برند و ایرانیان نیز به غلط آن را «کاسپین» می‌نامند. «کاسپین» چون با پسوند توسط انگلیسی‌ها و فرانسوی‌ها گفته می‌شود، «کاسپین» بیان می‌شود، در حالی که اگر بخواهیم با پسوند فارسی، «کاس» را تلفظ کنیم، به دلیل گرفتن «یای نسبت» باید «کاسپی» بگوییم، همان‌گونه که بقیهٔ کشورها این دریای را با پسوند خود بیان می‌کنند. به گفته او، نام دریایٔ «کاسپی» در زبان یونانی Kaspia Thalassa، لاتینی Mare Caspitum و انگلیسی Caspian Sea است. او با بررسی‌هایی که انجام داده، به این نتیجه رسیده‌است که به‌طور کلی دو نام «هیرکانی‌ها» و «کاسپی» را باید اساس بگیرد. رضا وسیع نبودن گسترهٔ اقوام شرقی ایران برای نگه‌داشتن نام «هیرکانی‌ها» و تبدیل این نام در عربی به «جرجانیه» را از دلایل متروک شدن نام «هیرکانی» در متون جغرافیایی غربی می‌داند و معتقد است به همین دلیل، نام «هیرکانی» جای خود را به نام اصلی دریایٔ شمال ایران، یعنی «کاسپی» داد

دیگر نام‌ها

  • دریای باکو: در قرون وسطا توسط بعضی اروپاییان
  • دریای گرگان (هیرکانی): دریای هیرکانی (هیرکانیا) که در منابع یونانی و لاتین (Hyrcania Maro) آمده (منبع: هرودوت). هیرکانی یونانی‌شدهٔ وُرکان (گرگان) است.
  • دریای فراخ‌کرت (وُئوروکَشَ): در اوستا از دریایی به نام وُئوروکَشَ نام برده شده که در نوشتارهای پارسی میانه از آن با نام فراخ‌کرت یاد شده‌است. فراخ‌کرت در زبان پارسی میانه به معنای فراخ بریده‌است. ابراهیم پورداود احتمال داده این دریا همان دریای خزر باشد. مهرداد بهار این دریای را با اقیانوس هند یکی دانسته‌است. جهانشاه درخشانی این دریا را همان خلیج فارس دانسته‌است.
  • دریای آبسکون: پس از شکست سلطان محمد خوارزمشاه از چنگیز خان مغول، او به جزیرهٔ آبسکون در دریای آبسکون گریخت[۲۴].
  • دریای ساری: امروزه به کار نمی‌رود.[نیازمند منبع]
  • دریای دیلم یا دیلمستان: امروزه به کار نمی‌رود.
  • دریای 'کبود (زَراه اَکفوده)
  • دریای خراسان در زمان حکومت طاهریان در خراسان و اتحاد و یگانگی آنها با علوبان تبرستان (و چیرگی قلمرو خراسان تا بخش‌های شرقی دریا)، بدین نام شهرت یافت.
  • دریای باب‌الابواب

ویژگی‌ها

عمق آن از شمال به جنوب افزایش می‌یابد. میانگین ژرفای این دریاچه در ناحیه شمالی کم‌تر از ۱۰ متر، در بخش میانی بین ۱۸۰ تا ۷۸۸ متر و در بخش جنوبی که آب‌های کناره ایران را تشکیل می‌دهد به ۹۶۰ تا ۱۰۰۰ متر می‌رسد. تا ژرفای ۱۰۲۵ متری نیز در ناحیه جنوبی این دریاچه گزارش شده‌است.

جهت جریان آب این دریاچه از سمت شمال غربی به جنوب شرقی است. همین جهت جریان و ژرفای زیاد آب در کرانه‌های ایران که باعث کندی حرکت جریان می‌شود منجر به تجمع انواع آلودگی‌های این دریاچه در سواحل ایران به میزانی بیش از کرانه‌های دیگر کشورها می‌شود.

این دریا، محیط زیست گرانبهاترین ماهی‌های دنیا است. در بخش جنوبی دریای مازندران و رودخانه‌هایی که به آن می‌ریزند یعنی سواحل مربوط به ایران، ۷۸ گونه و زیرگونه ماهی یافت می‌شود.از مهمترین رودخانه‌هایی که به این دریای می‌ریزد می‌توان از سپید رود و پیلورود (رود بزرگ) و هراز نام برد. دریای مازندران یکی از بوم‌شناخت‌های آبی جهان است که محیطی مناسب برای زندگی و رشد مرغوب‌ترین ماهی‌های خاویاری جهان است. ۹۰ درصد صید ماهیان خاویاری مختص به این دریای است.

مناقشات بین المللی

مناقشات راجع به میزان مالکیت این دریای بین کشورهای هم جوار، در طول یک دهه گذشته جریان دارد. کشورهای هم جوار شامل ایران، آذربایجان، ترکمنستان، روسیه، و قزاقستان هستند. سه مساله اصلی در این مناقشات، منابع (نفت و گاز)، حدود آبی، و سهم ماهیگیری این کشورها است.

منابع دریای خزر

دریای خزر دارای ذخایر گاز و نفت است. ذخایر اثبات شده نفت در این دریای ۳۲ میلیارد بشکه می‌باشد و این یعنی حدود ۴ درصد از کل ذخایر نفت خاورمیانه. ذخایر احتمالی نفت این حوزه نیز در حدود ۱۶۳ میلیارد بشکه دیگر برآورد شده است.[۲۵]

همچنین ۹۰ درصد خاویار جهان از این دریای صید می‏‌شود. اما صید بی رویه این ماهی سبب گشته‌است که بنابر گفته دانشمندان ۹۰ درصد از تعداد این ماهیان در یک قرن اخیر کاسته شود.[۲۶]

آلودگی

آلودگی معضلی جدی و خطرناک برای این دریای پهناور میباشد به طوری که با ورود سالیانه ۱۲۲ هزار و ۳۵۰ تن آلودگی از کشورهای حاشیهٔ دریایٔ خزر به ویژه آلودگی ناشی از عملیات اکشتاف و استخراج نفت، محیط این دریا را آلوده کرده و گونه های زیستی این دریا را در معرض خطر جدی قرار داده است.

 

 

دریاچه اُرومیه یا دریاچه رضائیه در شمال غربی ایران و در منطقهٔ آذربایجان واقع شده‌است. این دریاچه طبق آخرین تقسیمات کشوری، بین دو استان آذربایجان شرقی و آذربایجان غربی تقسیم شده‌است. دریاچهٔ ارومیه، بزرگ‌ترین دریاچهٔ داخلی ایران و دومین دریاچهٔ آب‌شور دنیا است.[۱] آب این دریاچه بسیار شور بوده و عمدتاً از رودخانه‌های زرینه‌رود، سیمینه‌رود، گادر، باراندوز، شهرچای، نازلو و زولا تغذیه می‌شود.

حوضهٔ آبریز دریاچه ارومیه، ۵۱٬۸۷۶ کیلومتر مربع است که پیرامون ۳٪ مساحت کل کشور ایران را دربر می‌گیرد. این حوضه با داشتن دشت‌هایی مانند دشت تبریز، ارومیه، مراغه، مهاباد، میاندوآب، نقده، سلماس، پیرانشهر، آذرشهر و اشنویه، یکی از کانون‌های ارزشمند فعالیت کشاورزی و دامداری در ایران به‌شمار می‌رود.

تصویر ماهواره ای از دریاچه ارومیه که در سال ۲۰۰۳ گرفته شده است.دو نیم شدن دریاچه به خاطر پل میان گذر دریاچه در مرکز آن مشخص است.

دریاچه ارومیه بزرگ‌ترین آبگیر دایمی آسیای غربی است که در شمال غرب فلات ایران قرار گرفته‌است. پارک ملی دریاچه ارومیه پس از مرداب انزلی، از جالب‌ترین و نغزترین زیستگاه‌های طبیعی جانوران در ایران به‌شمار می‌رود. در حال حاضر ۲۷ گونه پستاندار، ۲۱۲ گونه پرنده، ۴۱ گونه خزنده، ۷ گونه دوزیست و ۲۶ گونه ماهی حیات وحش این دریاچه را تشکیل داده‌اند.

آب دریاچهٔ ارومیه بسیار شور و میزان نمک محلول در آن دو برابر اقیانوس‌ها است. به این دلیل، هیچ ماهی و نرم‌تنی به جز گونه‌هایی از سخت‌پوستان در آن زندگی نمی‌کنند و آب آن هیچ‌وقت یخ نمی‌زند. شناکنندگان نیز می‌توانند بر روی آب آن شناور بمانند.

دریاچهٔ ارومیه دارای ۱۰۲ جزیره‌است که همهٔ آن‌ها از سوی سازمان یونسکو به عنوان اندوختهٔ طبیعی جهان به ثبت رسیده‌اند. جزیرهٔ اِشک، زیستگاه پرندگان زیبای کوچک، از جمله مرغ آتش و تنجه و همچنین تعدادی گوزن زرد ایرانی و گوسفند وحشی (قوچ و میش) به آن انتقال داده شده‌اند. برای گشت و گذار در دریاچه و جزیره‌های آن می‌توان از دو کشتی سهند و نوح، یا قایق‌های گوناگون در بندر گلمانخانه بهره گرفت.

تاریخچه

نام کهن این دریاچه چیچَست بوده‌است. این واژه، واژه‌ایست از زبان اوستایی و پارسی باستان و تلفظ آن چَئِچَستَ بوده‌است. دریاچهٔ چیچست در اسطوره‌های ایرانی نقشی بنیادین دارد. عرصهٔ بسیاری از رویدادهای مهم زندگی کیخسرو، کرانهٔ این دریاچه بوده‌است. دژ بهمن که کیخسرو در نبردی غول‌آسا و سهمگین آن را می‌گشاید و از چنگ دیوان به‌در می‌آورد، در نزدیکی همین دریاچه بوده و بسیاری از اسطوره‌های دیگر.

در دوران پهلوی به مناسبت پادشاهی رضاشاه پهلوی، به این دریاچه نام رضائیه داده شد.

دریاچهٔ ارومیه یکی از زیستگاه‌های طبیعی مهم در منطقهٔ آذربایجان که در عین حال برای ورزش‌های آبی همانند شنا، قایقرانی و اسکی روی آب نیز بسیار مناسب می‌باشد، در آستانهٔ خشک شدن است. این دریاچه که با سواحل زیبا و آب‌شور خود گردشگران بسیاری را در فصول مختلف و علی‌الخصوص در تابستان به‌سوی خود جلب می‌نماید، از نظر داشتن موادّ معدنی گوناگون، دارای یکی از کمیاب‌ترین منابع طبیعی بوده و امروزه با تهدیدی بسیار جدی روبروست.

سیر عقب نشینی ساحل دریاچه بین سالهای ۱۳۶۳ و ۱۳۹۰ (براساس تصاویر ماهواره‌ای ناسا)

دوره افشاریه

نام دریاچه در نقشه ایران در دوره افشاریه، دریاچه شاهی (L. of Shahi) ذکر شده‌است.

خشکیدن دریاچه

این دریاچه در خطر خشک شدن کامل قراردارد و طی ۱۳ سال گذشته ۶ متر کاهش سطح داشته‌است. اختصاص ۹۰٪ منابع آبی منطقه به بخش کشاورزی، تبخیر زیاد در پی گرم شدن هوا و برداشت غیرمجاز از آب‌های زیرزمینی در پی حفر چاه از دلایل خشک شدن این دریاچه می‌باشند. کارشناسان ابراز داشته‌اند در صورت خشک شدن این دریاچه هوای معتدل منطقه تبدیل به هوای گرمسیری با بادهای نمکی خواهد شد و زیست محیط منطقه را تغییر خواهد داد. در اعتراض به خشک شدن دریاچه در فروردین سال ۱۳۹۰ اعتراضی صورت گرفت.

یکی از طرح‌هایی که برای نجات دریاچه ارومیه مطرح شده انتقال آب از نقاط دیگر به ویژه رود ارس است. به گفته نماینده ارومیه در مجلس نادر قاضی‌پور، تنها راه نجات دریاچه ارومیه آبهای رود ارس و شهرستان پیرانشهر است. اما این ایده با مخالفت‌هایی روبروست. روزنامه اقتصاد پویا در سرمقاله‌ای مقصر خشکیدن دریاچه ارومیه را مردم و نمایندگانی می‌اند که بارها خواستار انتقال آب رودخانه‌هایی که به دریاچه ارومیه به می‌ریزند، برای تأمین نیازهای کشاورزی و خانگی آذربایجان شدند و بارها از حکومت درخواست داشتند تا آب این رودخانه‌ها برای تأمین نیاز باغ‌های مراغه و دیگر شهرهای استان استفاده شود و یا با فشار بسیار بر مسئولین طرح میان‌گذر دریاچه ارومیه را اجرایی کردند. بر اساس این نظریه برای نجات دریاچه ارومیه به جای خشکاندن ارس و از بین بردن زمین‌های بارور نقاط دیگر باید از مصرف آب کاشته و به وزارت نیرو اجازه داده شود تا آب رودخانه‌هایی را که به طور طبیعی به این دریاچه می‌ریخته‌اند به سوی آن رها کند.

در مرداد ماه سال ۱۳۹۰ مجلس شورای اسلامی با دو فوریت طرح انتقال آب به دریاچه ارومیه موافقت نکرد.و این امر به احتمال زیاد به بحرانی تر شدن اوضاع دریاچه دامن خواهد زد، علاوه بر این پیش بینی میشود در صورت خشک شدن احتمالی دریاچه شاهد بارش باران نمک در بسیاری از استان های همجوار باشیم و در ادامه این امر منجر به آواره شدن ۱۳ میلیون نفر خواهد شد

گروه آمتیست سوم تجربی

 

 

 

+ نوشته شده توسط فروغ ابراهیمی در چهارشنبه بیست و هشتم دی 1390 و ساعت 19:58 |

 

                                                             آتش‌فشان

آتشفشان:

۱.حجره بزرگ تفتالی
۲. سنگ‌بستر
۳. مجرا
۴. پایه
۵.
آذرین‌لایه
۶. مجرای فرعی
۷. لایه‌های خاکستر فوران‌شده
۸. گُرده

۹. لایه‌های گدازه
۱۰. گلو
۱۱.
مخروط انگلی
۱۲. جریان گدازه‌ای
۱۳. دودکش
۱۴. دهانه
۱۵. ابر خاکستر

آتشفشان روزنه‌ای در سطح زمین است که سنگ‌های گداخته، خاکستر و گازهای درون زمین از آن به بیرون فوران می‌کنند. فعالیت آتشفشانی با برون‌افکنی صخره‌ها، با گذشت زمان باعث پیدایش کوه‌های آتشفشانی بر سطح زمین می‌شود. آتشفشان‌ها معمولاً در نقاطی یافت می‌شوند که ورقه‌های زمین‌ساخت، همگرایی یا واگرایی دارند.

دید کلی

می‌دانیم که زمین در ابتدا به حالت کره گداخته‌ای بوده‌است که پس از طی میلیون‌ها سال بخش خارجی آن به صورت قشر سختی در آمد. این پوسته به دفعات بر اثر عبور مواد مذاب درونی سوراخ گردید و سنگ‌های آتشفشانی زیادی به سطح آن رسید. این عمل حتی در عصر کنونی نیز ادامه دارد. تمام پدیده‌هایی که با فوران توده‌های مذاب بستگی دارند، پدیده آتشفشانی می‌گویند و علمی را که هدف آن بررسی این پدیده‌هاست آتشفشان‌شناسی می‌نامند.

وقتی که از فعالیت آتشفشانی صحبت می‌شود در فکر خود فوران‌های بزرگ، سیل‌هایی از گدازه، بهمن‌هایی از سنگ‌های گرم و خاکستر، گازهای سمی و خطرناک و انفجارهای شدید در نظر مجسم می‌نماییم که با مرگ و خرابی همراه است. به قول ریتمن کسی که این حوادث را می‌بیند هرگز نمی‌تواند فراموش کند و این امر به قدرت عظیم طبیعت و ضعف نیروی انسانی مربوط می‌باشد.

بزرگترین آتشفشان کرهٔ زمین

بزرگترین آتشفشان کره زمین مونالوآ نام دارد که بخشی از جزایر هاوایی را تشکیل می‌دهد. محیط قاعده مخروط این آتشفشان ۶۰۰ کیلومتر و قله آن نسبت به کف اقیانوس که آن را احاطه کرده‌است ۱۰ کیلومتر ارتفاع دارد. این آتشفشان، همراه با سایر قسمت‌های جزایر هاوایی نشان‌دهندهٔ موادی هستند که به وسیله فوران‌هایی که از یک میلیون سال پیش تاکنون ادامه داشته‌اند، بیرون ریخته شده‌اند.

بزرگترین آتشفشان کشف بشر

بزرگترین آتشفشانی که تا کنون به وسیله بشر کشف شده‌است، الیمپوس مونز یا کوه المپوس نام دارد که در بهرام واقع است. شواهد به دست آمده از طریق عکس‌برداری‌های سفینهٔ فضایی مارینر ۹ نشان می‌دهد که ارتفاع این آتشفشان احتمالاً ۲۳ کیلومتر بوده و کالدرای آن نیز ۶۵ کیلومتر عرض دارد.

نمونه‌ای از فوران‌های مهم دنیا

1.     آتشفشان وزوو

2.     آتشفشان مونالوآ

3.     آتشفشان پله

4.     آتشفشان بزیمیانی

5.     آتشفشان پاری کوتین در مکزیک

6.     آتشفشان سنت هلن

اقسام آتشفشان‌ها

1.     آتشفشان‌های نقطه‌ای که مواد گداخته از یک محل بیرون می‌آید (آتشفشان نوع مرکزی).

2.     آتشفشان‌های شکافی یا خطی که فوران آن در امتداد یک شکاف صورت می‌گیرد.

 

  • انواع آتشفشان‌های نقطه‌ای عبارتند از:

1.     آتشفشان‌های نوع هاوایی یا سپری

2.     آتشفشان‌های نوع استرومبولی

3.     آتشفشان‌های پرکابی

4.     آتشفشان‌های نوع پله

5.     آتشفشان‌های نوع ولکانو

  • انواع آتشفشان‌های شکافی یا خطی عبارتند از:

1.     فوران‌های خطی غیر انفجاری

2.     فوران‌های خطی انفجاری

رابطهٔ آتشفشان‌شناسی با سایر علوم زمینی

  • ژئوفیزیک: برای اثبات و آگاهی از کانون‌های درونی آتشفشان‌ها و پیشگویی شکل و محل و موقعیت آن.
  • ژئوشیمی: تعیین دقیق عناصر که بصورت مواد جامد، مایع و گاز از آتشفشان خارج می‌شوند.
  • ترمودینامیک: برای فهم و ارزیابی نیروی حرارتی آتشفشان و انرژی حاصله از آن و رابطه تشکیل مواد گداخته با حرارت و فشار و همچنین انجماد آن.
  • سنگ‌شناسی: جهت اطلاع از اختصاصات گدازه و شناسایی دقیق سنگ‌های آتشفشانی.
  • رسوب‌شناسی: پراکندگی و نحوه انتشار مواد جامد آتشفشانی در دریاها و خشکی‌ها که به صورت خاکستر، توف، برش و... ته‌نشین می‌شوند.

اهمیت آتشفشان‌شناسی

از نظر اقتصادی: استفاده از انرژی گرمایی آن و انرژی گازهای فومرولی در گردش توربین و به دست آوردن مواد شیمیایی با ارزش که امروزه در ایتالیا، زلاندنو، ژاپن و ایسلند اهمیت پیدا کرده‌است و در کشور ما نیز اخیراً برای استفاده از نیروی حرارتی زمین (انرژی ژئوترمال) حفاری‌هایی انجام شده‌است.

آتشفشان تاووروور در حال فعال شدن

 

 

منبع

شبکه ملی مدارس ایران مشارکت‌کنندگان ویکی‌پدیا، «Volcano»، ویکی‌پدیای انگلیسی، دانشنامهٔ آزاد (بازیابی در ۳ آوریل ۲۰۰۷)

 

نوشته شده توسط :گروه الماس (نفیسه زارع - نرگس زارع - نرگس فاطمی - پریچهر حمزه ای - متین آقالر ) سوم تجربی ۲


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط فروغ ابراهیمی در چهارشنبه هفتم دی 1390 و ساعت 15:21 |
                                مثلث برمودا

 

 

 

در اقیانوس اطلس، منطقه شگفت انگیزی وجود دارد که تاکنون، تعداد زیادی از هواپیماها و کشتی ها، بی آنکه نشانه ای از خود برجای گذارند، به طرز اسرارآمیزی در آنجا ناپدید شده اند.
این منطقه مرگبار که اصطلاحا «مثلث برمودا» یا «مثلث شیطان» نامیده می شود، از شمال به جزیره «برمودا» از باختر به « فلوریدا» و از سوی خاور به نقطه ای از اقیانوس اطلس محدود میشود. حوادث شگفت انگیزی که در این نقطه از عالم اتفاق افتاده، دانشمندان را بر آن داشته است تا در « مثلث برمودا» به مطالعه و کاوش بپردازند و در رابطه با این حوادث، نظریات گوناگون ارائه دهند، ولی این کوشش ها، تا کنون کمکی به حل معما نکرده است.


در حدود ساعت 5/10 شامگاه 29 ژانویه 1948 هواپیمای بزرگ چهار موتوره بریتانیا موسوم به « استار تایگر» هنگامی که با 26 مسافر و خدمه بر فراز « مثلث برمودا» پرواز می کرد، ناگهان به طرز اسرارامیزی ناپدید شد و دیگر هیچ خبری از آن به دست نیامد.
چند دقیقه قبل، تنها یک پیام رادیویی از خلبان هواپیما دریافت شده بود که اعلام کرده بود « هوا خوب است و هیچ مانعی وجود ندارد»

با این حال، هواپیمای « استار تایگر» ناپدید گردید و معلوم نشد چه بلایی بر سر آن آمد.
در ساعت 45/7 دقیقه بامداد روز 17 ژانویه 1949 کاپیتان با هواپیمای خود از فرودگاهی در جزیره « برمودا» به هوا برخاست تا به «کینگستون» واقع در « جامائیکا» برود، ولی این هوایما نیز هنگام عبور از فراز « مثلث برمودا» به سرونوشت هواپیمای قبلی دچار گردید.
کاپیتان 40 دقیقه پس از پرواز، طی یک تماس رادیویی، وضع هوا را عالی توصیف کرد و با اطمینان گفت که به موقع به « جامائیکا» خواهد رسید.
ولی این آخرین پیامی بود که از خلبان هواپیما دریافت شد و پس از آن، فقط سکوتی اسرار آمیز بر قرار گردید.
برای یافتن این هواپیما، قطعات شکسته آن، و یا حتی آثار روغن و بنزین بر سطح آب که می توانست سرنخی به دست دهد، جستجوی گسترده ای به عمل آمد، لیکن این جستجو کاملا بی فایده بود.
پیش از ناپدید شدن این دو هواپیما، حادثه شگفت انگیزی در مثلث برمودا رخ داده بود که توجه همگان را به خود جلب کرد و در حقیقت وجه تسمیه «مثلث برمودا» از آنجا ناشی شد.
وجه تسمیه «مثلث برمودا»
در روز 5 دسامبر 1945 پنج بمب افکن از نوع «اونجر» به منظور انجام یک پرواز تمرینی که پرواز شماره 19 نامیده می شد، از پایگاه نظامی « فورت لودردیل» واقع در « فلوریدا» به هوا برخاستند . طبق برنامه ، آنها می بایستی یک مسیر مثلث شکل را طی کنند و دوباره به پایگاه بازگردند.


قبلا جندین بار جنین تمرینی را انجام داده بودند، از این رو این ماموریت بر ایشان دشوار نبود. از سوی دیگر، خلبانان و خدمه این پنج بمب افکن را افرادی با تجربه و ماهر تشکیل می دادندم. و همه هواپیماها مجهز به بهترین دستاه بی سیم و تجهیزات هوانوردی بودند.
در ساعت 10/2 دقیقه آن روز، هر پنج بمب افکن به هوا برخاستند و با آرایشی زیبا و سرعتی در حدود 200 مایل در ساعت به سوی خاور به پرواز در آمدند.
در ساعت 45/3 دقیقه، حادثه وحشتناکی رخ داد. ستوان «تایلو» فرمانده این اسکادران طی تماس رادیویی با برج مراقبت فریاد زد:
- برج مراقبت ... وضع اضطراری پیش آمده ... انگار ما از مسیر خود منحرف شده ایم... ما قادر نیستیم زمین را ببینیم... تکرار می کنم ... ما قادر نیستیم زمین را ببینیم.
مسئول برج مراقبت پرسید:
- حالا در چه موقعیتی هستید؟
- موقعیت خود را به درستی نمی دانیم ... اصلا نمی دانیم کجا هستیم . به نظر میرسد راه را گم کرده ایم.
مسئول برج مراقبت از این سخن بر خود لرزید. چگونه ممکن بود پنج هواپیما، با سرنشینان پر تجربه خود، در شرایطی که هوا کاملا مساعد بود راه خود را گم کنند.
برج مراقبت گفت:
- طاقت داشته باشید. به سوی غرب پرواز کنید.
ستوان « تایلور» پاسخ داد:
- ما اصلا نمی دانیم غرب کجاست... همه دستگاه ها از کار افتاده ... همه چیز شگفت انگیز است. هیچ جهتی را نمی توانیم تشخیص دهیم.
حتی اقیانوس شکل دیگری به خود گرفته است...
چند لحظه بعد، دوباره صدای ستوان« تایلور» به گوش ریسید که دیوانه وار فریاد زد:
- ما وارد آب های سفید می شویم ... خطر همچون دشنه ای به سوی ما می آید... کمک ... کمک ...
و این آخرین پیام ستوان « تایلور» بود و صدای او برای همیشه خاموش شد.
مسئولان فرودگاه، وضع اضطراری اعلام کردند و یک هواپیمای « مارتین مرینر» با 13 سرنشین و مجهز به کلیه وسایل نجات از زمین برخاست تا به جستجوی پنج هواپیمای بمب افکن بپردازد، ولی شگفت اینکه این هواپیما نیز به همان سرنوشت پنج بمب افکن دچار گردید و برای همیشه ناپدید شد.
در ساعت 4/7 دقیقه بعد از ظهر آن روز، برج مراقبت نیروی دریایی در « اوپالوکا» پیام ضعیفی دریافت کرد که مربوط به یکی از هواپیماهای پرواز شماره 19 بود. عجیب آن بود که به موجب پیش بینی، موجودی بنزین آخرین هواپیما می بایستی تقریبا دو ساعت پیش تمام شده باشد، در حالی که هنوز در آسمان بود.

سپیده دم روز بعد، 242 فروند هواپیما و 18 فروند کشتی به جستجوی هواپیماهای گمشده پرداختند، ولی اثری از آنها نیافتند. انگار این هواپیماها، قطره ای شده و به درون اقیانوس فرو رفته بودند.

هرگاه فرض کنیم که این پنج هواپیمای بمب افکن، در آسمان با یکدیگر تصادم کرده اند، می بایستی قطعات شکسته هواپیما و یا آثار و علائمی از این تصادم پیدا می شد و از سوی دیگر هنگامی که ستوان«تایلور» وضع اضطراری اعلام کرد، برخی از خدمه هواپیما می توانستند به وسیله چتر نجات، خود را از مهلکه رهایی بخشند، یا پس از سقوط در آب از وسایل ایمنی نظیر تشک های بادی و جلیقه های نجات استفاده کنند، در حالی که معلوم نیست چرا هیچ یک از این اقدامات صورت نگرفت . هواپیمای « مارتین مرینر» که به کمک این پنج هواپیما شتافته بود، به گونه ای ساخته شده بود که می توانست روی آب بنشیند، در حالی که این هواپیما نیز بی آنکه با برج مراقبت تماس بگیرد، به طرز اسرارآمیزی ناپدید شد.
واقعیت حادثه تا به امروز کشف نشده و این ماجرا همچنان در شمار یکی از اسرار حل نشده عالم، باقی مانده است. پس از این رویداد، تعداد زیادی هواپیما و کشتی همراه با سرنشینان آنها در منطقه مثلث برمودا ناپدید شده اند که تا کنون اثری از آنها به دست نیامده است و این حوادث موجب شده که دانشمندان نظریات گوناگون در رابطه با « مثلث برمودا» ارائه دهند.

نظرات دانشمندان در ارتباط با مثلث برمودا


پاره ای از این دانشمندان بر این اعتقادند که از مثلث برمودا، دریچه ای به دنیای دیگر گشوده می شود و این کشتی ها و هواپیماها از آن دریچه به بعد دیگری که برای ما ناشناخته است منتقل می شوند.
و گروهی دیگر گناه این حوادث را به گردن موجودات فضایی می اندازند و می گویند که ساکنان کرات دیگر، کشتی ها و هواپیماها را با سرنشینانش برای تحقیق به کرات خود می برند.
برخی دیگر نیز با توجه به فرضیه فرو رفتن قاره افسانه ای آتلانتیس به زیر آب ، بر این باورند که در اعماق آب های مثلث برمودا، بلور عظیمی وجود دارد که اشعه ای قوی تر از لیزر از آن ساطع می شود و این اشعه کشتی ها و هواپیماها را ذوب می کند. در نقشه های قدیم یقاره ای به نام « آتلانتیس» به چشم می خورد که امروزه اثری از این خشکی وجود ندارد، و دانشمندان حدس می زنند بر اثر وقوع فاجعه ای که ماهیت آن هنوز بر بشر معلوم نیست، در منطقه «مثلث برمودا» به اعماق اقیانوس فرورفته باشد.


موقعیت مثلث برمودا

مثلث برمودا واقعا یک مثلث نیست، بلکه شباهت بیشتری به یک بیضی (و شاید هم دایره‌ای بزرگ) دارد که در روی بخشی از اقیانوس اطلس در سواحل جنوب شرقی آمریکا واقع است. راس آن نزدیک برمودا و قسمت انحنای آن از سمت پایین فلوریدا گسترش یافته و از پورتوریکو گذشته ، به طرف جنوب و شرق منحرف شده و از میان دریای سارگاسو عبور کرده و دوباره به طرف برمودا برگشته است. طول جغرافیایی در قسمت غرب مثلث برمودا 80 درجه است، بر روی خطی که شمال حقیقی و شمال مغناطیسی بر یکدیگر منطبق می‌گردند. در این نقطه هیچ انحرافی در قطب نما محاسبه نمی‌شود.

وینسنت گادیس که مثلث برمودا را نامگذاری کرده، آن را به صورت زیر توصیف می‌کند: « یک خط از فلوریدا تا برمودا ، دیگری از برمودا تا پورتویکو می‌گذرد و سومین خط از میان باهاما به فلوریدا بر می‌گردد. »

مشاهدات و گزارشات

در بیشتر اتفاقات مثلث برمودا ، اکثر هواپیماها در حالی ناپدید شده‌اند که تماس رادیویی خود را با ایستگاههای مبدا و مقصدشان تا آخرین لحظه حفظ کرده‌اند و یا برخی دیگر در لحظات آخر پیامهای غیر عادی مخابره کرده‌اند که حاکی از عدم کنترل آنان بر روی دستگاه و ابزارها بوده است و یا چرخش عقربه‌های قطب نما به دور خود و تغییر رنگ آسمان اطراف به زردی و مه آلودی ، آن هم در روز صاف و آفتابی و یا تغییراتی غیر عادی در آبها که تا لحظاتی قبل آرام بوده‌اند، بدون بیان هیچ دلیل روشنی از چگونگی این وقایع.

این پیامها رفته رفته ضعیف‌تر و غیرقابل تشخیص‌تر شده و یا سریعا قطع شده‌اند. دقیقا مثل اینکه چیزی ارتباط رادیویی را قطع کرده باشد و یا چنانچه اظهار عقیده شده، در حال دور شدن و عقب رفتن از فضا و زمان بوده و دورتر و دورتر شده‌اند. در برخی موارد گزارشها حاکی از آن بود که نوری ناشناخته و غیر قابل تشریح روئیت شده است. همچنین توده سیاه و تاریکی در سطح دریا که پس از مدتی ناپدید شده ، در جریان اتفاقات مزبور گزارش شده است.

در مواردی هم گزارش شده که نقطه تاریک بزرگی در میان ستارگان در آسمان دیده شده که نوری متحرک از طرف زمین به آن قسمت وارد شده و سپس هر دو ناپدید شده‌اند. در تمام مدت دیده شدن تاریکی ، دستگاهها و سایر ابزارهای قایق‌های ناظر از کار افتاده بودند که پس از رفع تاریکی آسمان ، دوباره شروع بکار کرده‌اند.

در یک مورد هم پیامی عجیب از یک کشتی باری ژاپنی بدین مضمون دریافت گردید. "خطری همانند یک خنجر هم اکنون ... به سرعت می‌آید ... ما نمی‌توانیم فرار کنیم ..." در هر حال بدون اینکه مشخص شود خنجر چه بود، کشتی ناپدید شد.

علل واقعه

علل فرضی طبیعی

توضیحات و علل فرضی مختلفی درباره حوادث مثلث برمودا ارائه شده است که معمول‌ترین فرضیات بر اساس مرگ غیر طبیعی (زیرا هیچ جسدی تا کنون بدست نیامده است.) بنا شده است. این توضیحات عبارتند از:

جزر و مد ناگهانی دریا در نتیجه زلزله در اعماق دریا ، وزش بادهای مخرب و اختلالات جوی ، گویهای آتشفشان که موجب انفجار هواپیماها می‌شود، گرفتار آمدن در جاذبه یک گرداب یا گردباد که باعث سقوط و انهدام هواپیماها یا انحراف مسیر کشتیها و مفقود شدن آنها در آب می‌شود، تحت تاثیر نیرویی مغناطیسی قرار گرفتن و اختلالات امواج الکترومغناطیسی، ولی این دلایل توجیه قابل قبولی برای ناپدید شدن هواپیماها و کشتیهای متعدد در یک منطقه نیست.

علل فرضی غیر طبیعی


دستگیری و ربوده شدن به وسیله زیردریایی یا بشقاب پرنده‌هایی متعلق به کراتی دیگر که برای تحقیق درباره حیات و زندگی باستان و حال ما انسانها به کره زمین آمده‌اند، می‌تواند علتی غیر طبیعی برای توجیه وقایع باشد.

یکی از عجیب‌ترین پیشنهادات در این مورد بوسیله ادگار کایس ، پیشگو و روانکاو و حکیم در دهه پنجم قرن بیست ، ارائه شده است. به عقیده وی قرنها قبل از کشف اشعه لیزر ، بومیان سواحل اقیانوس اطلس از کریستال به عنوان یک منبع انرژی و قدرت استفاده می‌کردند. به نظر کاین نوعی نیروی شیطانی القا شده از سوی آنها ، در عمق یک مایلی در قسمت غرب اندروس غرق شده که هنوز در برخی مواقع باعث از کار انداختن ابزار و وسایل الکتریکی کشتیها ، هواپیماها و در نهایت نابودی آنها می‌گردد.

ام. ک. جساپ که یک فضانورد ، منجم و متخصص کره ماه است، در کتابش به نام « در مورد بشقاب پرنده‌ها » ابزار می‌دارد که ناپدید شدن کشتیهای مشهور در مثلث برمودا ، به وسیله اجسام پرنده صورت گرفته است. وی مفقود شدن خدمه آنها را نیز به اجسام مزبور ربط می‌دهد. به عقیده جساپ یوفوها هر چه هستند، حوزه مغناطیسی موقتی ایجاد می‌کنند که دارای طرحی یونیزه شده است و می‌تواند باعث متلاشی شدن یا ناپدید شدن هواپیماها و کشتیها گردد. او روی این سوال کار می‌کرد که چگونه نیروی مغناطیسی کنترل شده و می‌تواند باعث نامرئی شدن گردد. نظریه میدان واحد انیشتین او را مجذوب کرده بود. جساپ هر دو اینها را کلیدی می‌دانست برای ظهور و محو شدن ناگهانی بشقاب پرنده‌ها و ناپدید شدن کشتیها و هواپیماها. ولی مرگ امکان ادامه فعالیت و نتیجه گیری را از جساپ گرفت و تحقیقاتش نیمه تمام ماند.

محققان:گروه کوکینا(فاطمه زاهدی-مریم یوسف زاده-زینب بردال-مریم بلدی- الهه ضیایی)       کلاس سوم تجربی ۱

+ نوشته شده توسط فروغ ابراهیمی در یکشنبه چهارم دی 1390 و ساعت 13:6 |

تشریح کاملی در مورد سنگ های رسوبی و نامگذاری آنها

 


تشریح کاملی در مورد سنگ های رسوبی و نامگذاری آنها

 

آشنایی با سنگ های کربناته و رده بندی سنگ های اهکی:

سنگ آهک کربنات کلسیم(CaCO3) به ندرت به صورت آهک خالص در طبیعت پیدا می‌شود. این سنگ بیشتر به صورت آهک رسی ، آهک ماسه‌ای و دولومیت یافت می‌گردد. ناخالصیهای مهم سنگ آهک شامل منیزیم ، سلیس ، آلومینیم و منگنز است.

▪ نحوه تشکیل

سنگهای آهکی از نظر ژنتیکی و نحوه تشکیل به دو گروه عمده و بزرگ آهکهای برجا و آهکهای نابرجا تقسیم می‌شوند. آهکهای برجا شامل کلیه سنگ آهکهای ستونهایی می‌گردد که طی فرآیندهای شیمیایی و بیوشیمیایی در محلی که وجود دارند، تشکیل گردیده‌اند. اصولا تشکیل در جای رسوبات آهکی مربوط به فعالیتهای بیولوژیکی بوده و از منشا بیوشیمیایی می‌باشند. مانند تراورتن و ستونهای آهکی. آهکهای نابرجا آهکهایی را شامل می‌گردد که از نظر بافتی به سنگهای کلاسیک شباهت داشته ، ولی از نظر منشا تشکیلاتشان کاملا مربوط به فرآیندهای شیمیایی است. مانند آهکهای تخریبی و ماسه‌ای

▪ نحوه ی شناسایی سنگهای کربناته :

۱: وجود اشفتگی زیستی یاBIOTURBATION در سنگ : وقتی شرایط زندگی جاندار تغییر میکند باعث مرگ ناگهانی انها شده و این اثار در سنگهای کربناته دیده میشود که البته وجود انها در مادستون ها محیط دریایی را نشان میدهد.
۲GEOPETAL : قطعات تشکیل دهنده سنگ از دو کفه ایها باشد و قسمت ÷ایین ان از ماتریکس و بالای ان از سیمان ÷ر شده باشد . که این فابریک بالای لایه و ÷ایین انرا مشخص میکند .
۳LAMINATED FABRIC :لایه های تیره و روشن که توسط جلبک ها تشکیل میشوند مثل :STROMATOLITES
۴ EYE BIRD : فابریک چشم پرنده ای از فابریکهای فنسترال است در اثر حفرات ناشی از گاز موجود در ماتریکسها ست . بیشتر در محیط جزر و مدی دیده میشوند .

▪ شکل و گسترش سنگهای کربناته

رسوبات کربناته جدید در محیطهای رسوبی مختلفی تشکیل شده و به اشکال گوناگون گسترش دارند. با وجود تنوع زیادی که در محیط رسوبی کربناتها وجوددارد، بطور کلی این محیطها را می‌توان در دو گروه بزرگ زیر مطالعه نمود.

▪ کربناتها در محیطهای عمیق

سنگهای کربناته که در محیطهای عمیق دریایی عصر حاضر تشکیل می‌گردند، در دو گروه به شرح زیر مشخص می‌شوند.
۱گروه اول :
آهکهایی هستند که از مناطق کم عمق تر حوضه رسوبی توسط جریانهای زیر دریایی یا جریانهای توربیدیتی به مناطق عمیق منتقل شده و به تدریج بر حسب اندازه و وزن مخصوصشان رسوب کرده‌اند. این مواد منتقل شده ، طبعا ریز دانه و از بقایا و اسکلت جانوران و ارگانیسمهای دریایی هستند که از آن جمله می‌توان جلبکهای آهکی رانام برد.
۲گروه دوم :
آهکهایی هستند که منشا آنها ، صدف و پوسته فرامینفرها و پلانکتونهایی نظیر گلوبیژرینا می‌باشد. تشکیل لجنهای گلوبیژرینا در اعماق زیادتر یعنی حدود ۴۰۰۰ متر به پایین به علت نا‌پایداری پوسته آهکی و حل شدن آنها در آب دریا ، متوقف می‌گردد.

▪ کربناتها در محیطهای کم عمق

معمولا محیطهای کم عمق ، در حاشیه و سواحل دریاهای آزاد گسترش داشته و این سواحل محل مناسبی برای تشکیل آهکهای مربوط به این محیطها هستند.

▪ ساخت سنگهای آهکی

ساخت سنگهای آهکی اعم از انواع برجا و یا آهکهای نابرجای تخریبی شامل بعضی یا تمام بخشهای زیر است.
۱( دامنه‌هایی تخریبی از تمام منشا شیمیایی یا اکوکمها.
۲( مواد پرکننده بسیار دانه ریز به صورت گل کربناته که فضاهای خالی بین دانه و درون دانه‌ها را پر کرده است.
۳( سیمان کربنات کلسیم که در اغلب قریب به اتفاق موارد ، کلسیتی است و بعد از نهشتگی تشکیل می‌گردد. این نیز نقش پرکننده فضاهای خالی بین و درون دانه‌ها را ایفا می‌کند.

موارد استعمال آهک

▪ تهیه منشورهای نیکل :

اسپت دیسلند که نوعی کربنات کلسیم است، برای تهیه منشورهای نیکل در میکروسکوپها ، فتومترها و کولوریمترها بکار می‌رود.

▪ تهیه کود :

نوع نامرغوب آن در صنعت تهیه قلیائیان و به عنوان کود در زمینهای بی آهک بکار می‌رود.

▪ تهیه شیشه :

در صنعت شیشه‌سازی ، کلسیت خالص را به مذاب شیشه‌ها اضافه می‌کنند، گاز کربنیک حاصله از ذوب آن موجب همگن شدن توده مذاب شیشه می‌گردد.

▪ استفاده در صنایع شیمیایی :

آهک در صنایع شیمیایی به عنوان یک ماده اولیه و همچنین برای خنثی کردن اسید و به عنوان کمک ذوب ، ماده قلیا کننده ، جاذبه رطوبت ، عامل چسبندگی و... بکار می‌رود. این نوع آهک بایستی با درصد کلسیم زیاد باشد.

▪ تهیه پودر مل :

سنگ آهک با درصد بالا از کربنات کلسیم در کارخانه‌های سنگ کوبی به صورت پودر تهیه می‌گردد که به عنوان مل به بازار عرضه می‌شود.

▪ استفاده در صنعت سیمان :

سنگ آهک به مقدار زیاد در صنایع استعمال می‌شود. ترکیب سیمان به صورت (آهک، رس ، آهن ، گچ ، سیلیس) که با درصدهای مختلفی این مخلوط در کوره پخته و محصول حاصل بعد از خرد شدن و مخلوط شدن با آب و بعد از سفت شدن به سیمان تبدیل می‌شود.

▪ دیگر مصارف سنگ آهک :

نمونه‌ای از سنگ آهک بسیار دانه ریز که به سنگ چاپ معروف است، قابل استفاده در چاپ و امور چاپی است. بالاخره سنگهای آهکی در خمیر دندان سازی، لاک سازی ، عطرسازی و لاستیک سازی کاربرد دارند.

سنگ های اهکی

فرآیندهای بیولوژیکی و بیوشیمیایی تشکیل رسوبات کربناته مهم هستند، هر چند ته نشست غیر آلی CaCO۳ از آب دریا نیز انجام می‌شود. پس از رسوبگذاری ، فرایندهای فیزیکی و شیمیایی دیاژنزی می‌تواند بطور قابل ملاحظه‌ای رسوب کربناته را تغییر دهد. سنگهای آهکی در سرتاسر جهان و در هر دوره زمین شناسی از پرکامبرین به بعد یافت می شوند، و منعکس کننده تغییرات انجام شده از طریق تکامل و انقراض بی‌مهرگان با اسکلت‌های کربناته می‌باشند.
سنگهای آهکی در پرکامبرین نیز فراوانند، لیکن معمولا دولومیتی شده و بیشتر حاوی استروماتولیت هستند، که عمدتا توسط سیانو باکتریا (جلبک سبز - آبی) تولید شده‌اند.

▪ اهمیت اقتصادی سنگهای آهکی

امروزه اهمیت اقتصادی سنگهای آهکی عمدتا در رابطه با خواص مخزن آنها می‌باشد چون در حدود نیمی از مخازن مهم نفتی جهان در سنگهای کربناته قرار دارد. سنگهای آهکی نیز میزبان رسوبات سولفید سرب و روی اپی ژنتیکی از نوع دره می سی سی پی هستند که دارای مصارف صنعتی و شیمیایی خیلی زیادی ، از جمله در ساختن سیمان می‌باشند.

▪ گسترش سنگهای آهکی

در نتیجه رویدادهای اخیر زمین شناسی و با توجه به دوره یخچالی پلیستوسن و پایین آمدن سطح آب دریا در جهان ، در حال حاضر رسوبات کربناته دریاهای عمیق گسترش وسیعی ندارند. در گذشته دریاهای اپی ریک کم عمق بطور متناوب نواحی قاره‌ای را بطور وسیع می‌پوشانده‌اند بطوری که سنگهای آهکی در هزاران کیلومتر مربع رسوب کرده‌اند. و مقیاس وسیع ، گسترش رسوبگذاری کربناتها با بالا بودن سطح آب دریا در جهان انطباق دارد.

▪ عوامل کنترل کننده رسوبگذاری کربناتها

ـ درجه حرارت
بسیاری از موجودات با اسکلت کربناته ، نظیر مرجانهای ریف ساز و بسیاری از جلبکهای سبز آهکی ، برای رشد خود به آبهای گرم نیاز دارند. بنابراین اکثر رسوبات کربناته در کمربند گرمسیری - نیمه گرمسیری و در حدود ۳۰ درجه شمال و جنوب خط استوا یافت می‌شوند.
ـ شوری
تولیدات بیولوژیکی در آب دریا با درجه شوذی نرمال در عمق کم (کمتر از ۱۰ متر)، و بخش آشفته منطقه نوری (به طرف پایین تا عمقی که نور نفوذ می کند، در حدود ۱۰۰ تا ۲۰۰ متر) در حد ماکزیمم است.
ـ عمق
دانه‌های غیر اسکلتی ، نظیر آئیدها و گل آهکی ، فقط در آبهای گرم کم عمق گرمسیری ته نشین می‌شوند. در محیط پلاژیک آبهای عمیق‌تر ، لجن‌های آهکی بطور وسیعی گسترش می‌یابند که عمدتا از اسکلت‌های موجودات پلاژیک ، فرامینیفر و کوکولیتی که در منطقه نوری زندگی می‌کنند، تشکیل شده‌اند. نرخ بالای انحلال کربنات در اعماق چندین کیلومتری باعث می‌شود تا مقدار کمی کربنات در زیر این عمق رسوب کند. سنگهای آهکی در دریاچه‌ها و خاک‌ها نیز تشکیل می‌شوند.
ـ ورود مواد سیلیسی آواری
یکی از عوامل مهم کنترل کننده رسوبگذاری کربناتها، فقدان مواد سیلیسی آواری است. بیشتر موجودات تولید کننده کربنات می‌توانند ورود مقادیر زیادی گل آواری را تحلیل نمایند.

▪ کانی شناسی رسوبات کربناته

آراگونیت و کلسیت دو کانی فراوان کربنات کلسیم در رسوبات عهد حاضر و قدیم هستند. دو نوع کلسین تشخیص داده می‌شود که به مقدار منیزیم بستگی دارد، کلسیت با منیزیم که یا کمتر از ۴% مول MgCO۳ و کلسیت با منیزیم بالا با بیشتر از ۴% مول. ولکن بطور تیپیک بین ۱۱ و ۱۹ درصد مول MgCO۳ دارد در مقایسه ، آراگونیت معمولا دارای مقدار خیلی کم منیزیم است. رسوب عهد حاضر بیشتر به دانه‌های اسکلتی و غیر اسکلتی موجود بستگی دارد. اسکلت‌های کربناته موجودات دارای یک ترکیب کانی شناسی خاص یا مخلوطی از کانیهاست هر چند مقدار منیزیم در کلسیت‌ها متغیر بوده و تا حدودی به درجه حرارت آب بستگی دارد.
آراگونیت در درجه حرارت و فشار سطحی ناپایدار است و با گذشت زمان کلسیت با منیزیم بالا ، Mg خود را از دست می‌دهد. بنابراین تمام رسوبات کربناته‌ای که دارای کانی شناسی اولیه مخلوطی هستند در طی دیاژنز به کلسیت با Mg پایین تبدیل می‌شوند. کانیهای غیر کربناته در سنگ آهک شامل کوارتز ، رس آواری ، پیریت ، هماتیت ، مسقات با منشا دیاژنتیکی می‌باشد. کانیهای تبخیری ، بویژه ژیپس و ایندریت ، ممکن است بطور تنگاتنگ با توالی‌های سنگ آهک همراه باشد.

▪ دید کلی

از آنجایی که فراوانترین سنگهای رسوبی، سنگهای آهکی هسند و چون کانیهای اصلی تشکیل دهنده این سنگها معمولا از نوع کلسیت، آراگونیت و دولومیت می باشد و در بعضی از سنگهای آهکی مقادیر ناچیزی آنکریت و سیدریت مشاهده می‌شود، لذا در این مبحث بیشتر به بررسی این کانیها می پردازیم. از بین این کانیها، کلسیت و دولومیت بسیار فراوان بوده و آراگونیت، آنکراسیت و سیدریت به مقدار کمتری یافت میشوند. تمام این کانیها به استثنای آراگونیت در سیستم هگزاگونال متبلور می‌شوند. هر یک از کانیهای ذکر شده را به طور مختصر در زیر شرح می دهیم.
ـ کلسیت
کلسیت در بیشتر موارد بافت موزائیکی بی شکلی را دارد و در االیت ها و بعضی از سیمانهای ته نشین شده ممکن است شکل شعاعی یا رشته ای داشته باشد. کلسیت در سنگهای آهکی هم به صورت اولیه و هم به صورت ثانویه وجود دارد. مواد اسکلتی بعضی از موجودات آراگونیتی، و بعضی منحصرا کلسیتی است و در بعضی از آنها بخشی از آراگونیتی و بخشی کلسیتی می باشد. کلسیت های موجود در سنگهای آهکی معمولا از نوع CaCo۳ خالص می باشند و تقریبا عاری از آهن و منیزیم می باشند. کلسیت در بیشتر سنگهای آهکی یا به صورت اجزای اصلی تشکیل دهنده خرده های فسیلی بوده، و یا به صورت سیمان ته نشینی دیده میشود. ضمنا ممکن است کلسیت از تبلور مجدد آراگونیت نیز ایجاد شده باشد که این اشکال مختلف کلسیت را می توان از روی شکل هندسی بافت آنها از یکدیگر متمایز کرد.
ـ دولومیت
دولومیت در بعضی از سنگهای آهکی همراه با کلسیت یافت می شود. معمولا تشخیص این دو کانی از یکدیگر مشکل است. معمولا شکل رومبوهدرال دولومیت، این کانی را از کلسیت متمایز می کند. دولومیت معمولا به صورت اولیه بوده و در بیشتر موارد بر اثر جانشینی کلسیت یا آراگونیت به وجود می آید. دولومیت موجود در ساختمانهای فسیلی در اصل بر اثر جانشینی بعد از عمل رسوبگذاری حاصل می‌شود. لوزیهای دولومیتی پراکنده که ساختمانهای اولیه سنگ را به طور عرضی قطع می کنند ممکن است از نتیجه آزاد شدن منیزیم بر اثر تجزیه کلسیتهای نیمه پایدار حاوی منیزیم زیاد، به وجود آمده باشند. بنابراین سنگهایی که کاملا از بلورهای موزائیکی دولومیت تشکیل شده باشند، وجود منیزیم را تایید می کنند.
ـ آراگونیت
آراگونیت پلی مورفی از کربنات کلسیبم می باشد. این کانی دارای سیستم کریستالی ارتورومبیک بوده و از نظر خصوصیات نوری و سایر خواص فیزیکی با کلسیت تفاوت دارد. آراگونیت از اجزای اصلی تشکیل دهنده صدف دو کفه ایها و شکم پایان و بعضی از مرجانها می باشد. آراگونیت همچنین به شکل رسوبات کربناته شیمیایی ته نشین می‌شود. گلهای کربناته عهد حاضر عمدتا از سوزنهای آراگونیتی ریز تشکیل شده اند. اووئیدهای آهکی عهد حاضر آراگونیتی هستند و آراگونیت به صورت بلورهای سوزنی شکل که به حالت مماسی قرار دارند، لایه های متحدالمرکز را تشکیل می‌دهند.
ـ سیدریت
سیدریت از مواد کمیاب بوده و معمولا در بعضی از سنگهای آهکی جز عناصر فرعی محسوب می شود. فرمول شیمیایی سیدریت، FeCo۳ می باشد، آهن دو ظرفیتی معمولا در کانی دولومیت وجود دارد، اما در بعضی موارد، نظیر سنگ آهکهایی که با سنگ آهنهای سیدریتی همراه می باشند، آهن دو ظرفیتی به شکل لوزیهای سیدریتی پراکنده ای یافت می شود. اکسیداسیون خفیف موجب تجزیه سیدریت گریده و این واکنش به سادگی توسط رنگ تند اکسید آهن در امتداد کیلواژ و مرز دانه ها قابل رویت است
سنگهای آهکی
فرآیندهای بیولوژیکی و بیوشیمیایی تشکیل رسوبات کربناته مهم هستند، هر چند ته نشست غیر آلی CaCO3 از آب دریا نیز انجام می‌شود. پس از رسوبگذاری ، فرایندهای فیزیکی و شیمیایی دیاژنزی می‌تواند بطور قابل ملاحظه‌ای رسوب کربناته را تغییر دهد. سنگهای آهکی در سرتاسر جهان و در هر دوره زمین شناسی از پرکامبرین به بعد یافت می شوند، و منعکس کننده تغییرات انجام شده از طریق تکامل و انقراض بی‌مهرگان با اسکلت‌های کربناته می‌باشند.
سنگهای آهکی در پرکامبرین نیز فراوانند، لیکن معمولا دولومیتی شده و بیشتر حاوی استروماتولیت هستند، که عمدتا توسط سیانو باکتریا (جلبک سبز - آبی) تولید شده‌اند.

اهمیت اقتصادی سنگهای آهکی

امروزه اهمیت اقتصادی سنگهای آهکی عمدتا در رابطه با خواص مخزن آنها می‌باشد چون در حدود نیمی از مخازن مهم نفتی جهان در سنگهای کربناته قرار دارد. سنگهای آهکی نیز میزبان رسوبات سولفید سرب و روی اپی ژنتیکی از نوع دره می سی سی پی هستند که دارای مصارف صنعتی و شیمیایی خیلی زیادی ، از جمله در ساختن سیمان می‌باشند.

گسترش سنگهای آهکی

در نتیجه رویدادهای اخیر زمین شناسی و با توجه به دوره یخچالی پلیستوسن و پایین آمدن سطح آب دریا در جهان ، در حال حاضر رسوبات کربناته دریاهای عمیق گسترش وسیعی ندارند. در گذشته دریاهای اپی ریک کم عمق بطور متناوب نواحی قاره‌ای را بطور وسیع می‌پوشانده‌اند بطوری که سنگهای آهکی در هزاران کیلومتر مربع رسوب کرده‌اند. و مقیاس وسیع ، گسترش رسوبگذاری کربناتها با بالا بودن سطح آب دریا در جهان انطباق دارد.

عوامل کنترل کننده رسوبگذاری کربناتها

درجه حرارت
بسیاری از موجودات با اسکلت کربناته ، نظیر مرجانهای ریف ساز و بسیاری از جلبکهای سبز آهکی ، برای رشد خود به آبهای گرم نیاز دارند. بنابراین اکثر رسوبات کربناته در کمربند گرمسیری - نیمه گرمسیری و در حدود 30 درجه شمال و جنوب خط استوا یافت می‌شوند.
شوری
تولیدات بیولوژیکی در آب دریا با درجه شوذی نرمال در عمق کم (کمتر از 10 متر)، و بخش آشفته منطقه نوری (به طرف پایین تا عمقی که نور نفوذ می کند، در حدود 100 تا 200 متر) در حد ماکزیمم است.
عمق
دانه‌های غیر اسکلتی ، نظیر آئیدها و گل آهکی ، فقط در آبهای گرم کم عمق گرمسیری ته نشین می‌شوند. در محیط پلاژیک آبهای عمیق‌تر ، لجن‌های آهکی بطور وسیعی گسترش می‌یابند که عمدتا از اسکلت‌های موجودات پلاژیک ، فرامینیفر و کوکولیتی که در منطقه نوری زندگی می‌کنند، تشکیل شده‌اند. نرخ بالای انحلال کربنات در اعماق چندین کیلومتری باعث می‌شود تا مقدار کمی کربنات در زیر این عمق رسوب کند. سنگهای آهکی در دریاچه‌ها و خاک‌ها نیز تشکیل می‌شوند.

ورود مواد سیلیسی آواری

یکی از عوامل مهم کنترل کننده رسوبگذاری کربناتها، فقدان مواد سیلیسی آواری است. بیشتر موجودات تولید کننده کربنات می‌توانند ورود مقادیر زیادی گل آواری را تحلیل نمایند.

کانی شناسی رسوبات کربناته

آراگونیت و کلسیت دو کانی فراوان کربنات کلسیم در رسوبات عهد حاضر و قدیم هستند. دو نوع کلسین تشخیص داده می‌شود که به مقدار منیزیم بستگی دارد، کلسیت با منیزیم که یا کمتر از 4% مول MgCO3 و کلسیت با منیزیم بالا با بیشتر از 4% مول. ولکن بطور تیپیک بین 11 و 19 درصد مول MgCO3 دارد در مقایسه ، آراگونیت معمولا دارای مقدار خیلی کم منیزیم است. رسوب عهد حاضر بیشتر به دانه‌های اسکلتی و غیر اسکلتی موجود بستگی دارد. اسکلت‌های کربناته موجودات دارای یک ترکیب کانی شناسی خاص یا مخلوطی از کانیهاست هر چند مقدار منیزیم در کلسیت‌ها متغیر بوده و تا حدودی به درجه حرارت آب بستگی دارد.
آراگونیت در درجه حرارت و فشار سطحی ناپایدار است و با گذشت زمان کلسیت با منیزیم بالا ، Mg خود را از دست می‌دهد. بنابراین تمام رسوبات کربناته‌ای که دارای کانی شناسی اولیه مخلوطی هستند در طی دیاژنز به کلسیت با Mg پایین تبدیل می‌شوند. کانیهای غیر کربناته در سنگ آهک شامل کوارتز ، رس آواری ، پیریت ، هماتیت ، مسقات با منشا دیاژنتیکی می‌باشد. کانیهای تبخیری ، بویژه ژیپس و ایندریت ، ممکن است بطور تنگاتنگ با توالی‌های سنگ آهک همراه باشد.

آهک

آهک و گچ ، از جمله موادی هستند که کارآیی آنها از دوران باستان ، توسط بشر شناخته شده است و از آنها در ساختن انواع بناها ، استفاده می‌شد. موادی مانند آهک ، ساروج و سیمان برای اتصال محکمتر قطعات سنگ و یا چوب بکار گرفته می‌شد.

مفاهیم آهک مرده و آب آهک

هرگاه بر روی اکسید کلسیم (آهک زنده) ، آب ریخته شود، بر اثر واکنش با آب ، گرما ایجاد می‌کند که موجب بخار شدن قسمتی از آب می‌شود. در این عمل ، آهک بر اثر جذب آب ، متورم شده ، سپس به‌صورت گرد سفیدی در می‌آید که اصطلاحا «آهک مرده» نامیده می‌شود، (زیرا در تماس با آب ، دیگر واکنشی از خود نشان نمی‌دهد) و این عمل را شکفته شدن آهک نیز می‌گویند.
هر گاه مقداری آب به آهک مرده اضافه شود، به شیر آهک تبدیل می‌شود که اگر آن را صاف کنیم، محلول زلالی که در حقیقت محلول سیرشده هیدروکسید کلسیم در آب است، حاصل می‌شود که به آب آهک موسوم است. آب آهک کاربردهای بسیاری در صنایع شیمیایی دارد. مثلا در تهیه هیدروکسید سدیم ، آمونیاک ، هیدروکسید فلزات ، پرکلرین و به‌ویژه در استخراج منیزیم از آب دریا بکار می‌رود.

انواع آهک

معمولا از سه نوع آهک در کارهای ساختمانی استفاده می‌شود.

آهک چرب یا پر قوه

این نوع آهک ، حدود چهار درصد ناخالصی همراه دارد و مهمترین ویژگی آن این است که در تماس با آب به‌شدت شکفته می‌شود و حجم آن تا حدود 2.5 برابر مقدار اولیه‌اش افزایش می‌یابد. مخلوط آن با شن در تماس با گاز کربنیک به‌سرعت خود را می‌گیرد و سفت می‌شود، (به مدت 15 روز در مجاورت هوا). از اینرو ، آهک چرب را آهک هوایی نیز می‌گویند.

آهک‌های کم قوه

این نوع آهک از سنگ آهک‌هایی که 5 تا 6 درصد آهک دارند، تولید می‌شود و ناخالصی‌های عمده آن را اکسید آهن (II) (گل اُخری) ، اکسید سیلیسیم (سیلیس) و اکسید آلومینیوم (آلومین) تشکیل می‌دهد. از ویژگیهای این نوع آهک آن است که به‌کندی شکفته می‌شود و ملاط حاصل از مخلوط آن با شن ، به‌آرامی‌ در هوا سفت می‌شود.

آهک‌های آبی

این نوع آهک ، معمولا از سنگ آهک‌هایی که حدود 6 تا 22 درصد گل رس دارند، تهیه می‌شود. از ویژگیهای مهم این نوع آهک آن است که دور از هوا و حتی در زیر آب ، به آهستگی سفت می‌شود، در تماس با آب خیلی شکفته می‌شوند و با آب خمیر کم‌چسب تولید می‌کند. بطور کلی ، می‌توان این نوع آهک‌ها را حد واسط بین آهک‌های هوایی و سیمان دانست.

روشهای تهیه آهک‌

روش تهیه کلی آهک ، همان حرارت دادن سنگ آهک (کربنات کلسیم) تا دمای 1000 تا 1200 درجه سانتی‌گراد است. البته ، هر چه دما بالاتر باشد و گاز دی‌اکسید کربن حاصل ، بهتر از محیط خارج شود، عمل تجزیه سنگ آهک بهتر صورت می‌پذیرد. اما بطور کلی ، تهیه انواع آهک متفاوت است که در اینجا به چند نمونه اشاره می‌شود.

تهیه آهک معمولی

برای تهیه این نوع آهک ، از کوره‌های ثابت و غیره پیوسته یا از کوره‌های مکانیکی استفاده می‌شود.
کوره‌های ثابت و غیر پیوسته: در این کوره‌ها که به روش سنتی کار می‌کنند، خرده‌های سنگ آهک را در اندازه‌های تقریبی 10 سانتیمتر روی هم می‌چینند و سطح آن را با کاه گل می‌پوشانند. سپس از قسمت پایین با کمک سوخت (بوته ، چوب ، زغال یا نفت سیاه) تا دمای 1000 درجه سانتی‌گراد به آن گرما می‌دهند، پس از زمان معینی گرما دادن را قطع کرده ، بعد از آنکه کوره سرد شد، آهک زنده حاصل را خارج می‌کنند (چون در زمان خالی کردن ، آهک کوره کار نمی‌کند، از اینرو ، آن را کوره ثابت و غیر پیوسته می‌گویند.)
کوره‌های مکانیکی و پیوسته: این کوره‌ها نیز انواع مختلف دارند. کوره آلبرگ که در قسمت پایین آن ، شبکه فلزی ضخیمی ‌تعبیه شده است و بر روی آن ، مخلوط زغال (به‌عنوان سوخت) و سنگ آهک را قرار می‌دهند. گرمای سوختن زغال ، دمای کوره را بالا می‌برد و سنگ آهک را تجزیه و به آهک تبدیل می‌کند. آهک حاصل از پایین شبکه فلزی و گاز دی‌اکسید کربن نیز از بالای کوره خارج می‌شود. عیب عمده استفاده از این نوع کوره آن است که مقداری خاکستر زغال در آهک وارد می‌شود. بازدهی این روش بین 12 تا 14 تن آهک در روز است.
کوره شماتولا : این کوره شبیه کوره آلبرگ است، با این تفاوت که قسمت آتشدان آن در خارج از محفظه کوره قرار دارد و از اینرو ، عیب مخلوط شدن آهک با خاکستر زغال را ندارند.
کوره‌های گردان : این کوره‌ها مشابه کوره پخت سیمان هستند. بازدهی این نوع کوره‌ها از انواع دیگر بالاتر است.

مراحل تهیه آهک‌های آبی

برای تهیه این نوع آهک مراحل زیر به ترتیب انجام می‌گیرد.

تجزیه سنگ آهک

در این مرحله ، به روشی که برای تهیه آهک گفته شد، عمل می‌شود. با این تفاوت که سنگ آهک انتخاب شده است، باید مقدار قابل ملاحظه‌ای خاک رس همراه داشته باشد.

شکفته کردن

در این مرحله با دقت و مهارت کافی ، آن اندازه آب به آهک زنده اضافه می‌شود که فقط اکسید کلسیم هیدراته شود و سیلیکات‌ها و آلومینات کلسیم آب جذب نکنند و به صورت بلورهای هیدراته در نیایند. برای این منظور اضافه کردن آب را باید در دمای 250 تا 400 درجه سانتی‌گراد انجام داد، زیرا در این دما ، سیلیکات‌ها ، آب جذب نمی‌کنند.

الک کردن

آهک را پس از شکفته شدن باید از الکهای ویژه‌ای عبور داد و بر اساس اندازه ذرات ، آن را به صورت زیر دسته‌بندی کرد:
آهک سبک : که نرم‌ترین قسمت آن است و درجه خلوص آن نیز بالا است.
آهک هیدرولیک معمولی : که از الک رد نشده است و باید آن را دوباره آسیاب و بوجاری کرد.
آهک‌های سنگین : که دانه‌های آنها دارای ماهیت سیمان است و مقدار سیلیکات آن زیاد است.
نخاله آهک : شامل سنگ آهک‌های نپخته است که در برابر آب شکفته نمی‌شود و حاوی مقدار زیادی سیلیکات است.

کاربردهای مهم آهک

آهک کاربردهای زیادی در کارهای ساختمان‌سازی و تهیه فرآورده‌های صنعتی و شیمیایی دارد که به بسیاری از آنها اشاره می‌کنیم:
تهیه ظرفهای چینی : چینی‌ها در واقع از انواع سرامیک محسوب می‌شوند و به دو دسته چینی‌های اصل یا چینی‌های سخت و چینی‌های بدلی تقسیم می‌شوند.
تهیه شیشه‌های معمولی : عمدتا شامل سیلیس ، کربنات کلسیم (یا آهک) ، کربنات سدیم و زغال کک است.
تهیه سیمان : در ابتدا از سنگ آسیاب برای پودر کردن مخلوط و از کوره‌های ثابت استفاده می‌شد.
تهیه ساروج : ساروج یا ملاط ، مخلوطی از آهک ، ماسه و آب است که بر خلاف سیمان در داخل آب خود را نمی‌گیرد و سفت نمی‌شود، ولی در مجاورت هوا به علت جذب گاز دی‌اکسید کربن و تشکیل سنگ آهک ، به‌تدریج سفت می‌شود.
قندسازی : می‌توان از ریشه گیاه چغندر ، قند استخراج کرد.
دباغی پوست : قبل از دباغی پوست باید عملیات آماده‌سازی را به منظور حذف ضایعات باقیمانده بر روی پوست ، بر روی آن انجام داد. یکی دیگر از مصارف عمده آهک در صنایع شیمیایی و در آزمایشگاه‌های شیمی ، تهیه هیدروکسید سدیم از کربنات سدیم و هیدروکسید آمونیوم از کلرید آمونیم است.
سنگ آهک (Limestone) یا کربنات کلسیم به ندرت به صورت آهک خالص در طبیعت پیدا می‌شود. این سنگ، بیشتر به صورت آهک رسی ، آهک ماسه‌ای و دولومیت یافت می‌شود. ناخالصیهای مهم سنگ آهک عبارتند از : منیزیم ، سیلیس ، آلومینیوم و منگنز. سنگ آهک در کوره و در دمای مناسب با ترکیب شیمیایی آن پخت می‌گردد. سنگ آهک خالص در دمای خالص در دمای حدود 1000 درجه سانتیگراد و سنگ آهک رسی یا دولومیتی در دمای حدود 1300 درجه سانتیگراد کلسینه می‌شود.
به آهک هیدراته ، شکفته نیز گفته می‌شود. آهک زنده در برابر هوا و رطوبت ناپایدار است و از این روی نمی‌توان آن را مدتی دراز نگهداری کرد. آهک هیدراته را می‌توان مدتی دراز انبار نمود. برای تهیه آهک زنده پایه کار آن است که باید میزان کربنات کلسیم در سنگ آهک بیش از 90 درصد و مقدار SiO2+Fe2O3+Al2O3 آن کمتر از 4 درصد باشد. سنگ آهک در کوره‌های افقی یا عمودی پخته می‌گردد.

مصارف آهک زنده و هیدراته

آهن و فولاد 41 درصد، صنعت ساختمان 32 درصد، محیط زیست 3 درصد، صنایع شیمیایی 6 درصد، کاغذ سازی ، سرامیک ، رنگ سازی، تصفیه قند ، چرم سازی ، کشاورزی و صنعت نفت 8 درصد را شامل می‌شوند.

صنایع فولاد

تا پیش از سال 1960 آهک به عنوان کمک ذوب در فولاد سازی همراه با دیگر مواد و به روش کوره‌های روباز ، استفاده می‌شده است. میزان آهک مصرف شده برای تهیه یک تن فولاد حدود 12 کیلوگرم است. از سال 1960 به این سو و با رواج روش کوره‌های بازی اکسیژنی (BOF) ، فقط از آهک به عنوان کمک ذوب استفاده می‌شود و میزان آهک مصرفی به حدود 50 تا 100 کیلوگرم در تن افزایش یافته است. مقدار آهک مصرفی برای صنایع فولاد از حدود 1.4 میلیون تن در سال 1961 به 8.1 میلیون تن در سال 1979 افزایش یافته است.
در آمریکا بر آهک زنده حدود 10 تا 30 درصد اکسید منیزیم زنده می‌افزایند گوگرد و فسفر از عناصر مزاحم شمرده می‌شوند و به این دلیل است که میزان آنها در سنگ آهک باید ناچیز باشد. نقش آهک علاوه بر کاهش دمای ذوب، به عنوان جدا کننده و جمع کننده عناصر زاید و از جمله گوگرد ، فسفر ، آلومینیوم و سیلیس و با افزایش آن به سرباره نیز اهمیت دارد.

مصارف متالوژی آهک

برای ذوب کردن کانسنگ بعضی از فلزات نظیر مس از آهک استفاده می‌کنند. آهک علاوه بر کاهش دمای ذوب موجب جذب گاز SO2 می‌گردد. در فلوتاسیون مواد معدنی از آهک به عنوان کنترل کننده PH محلول استفاده می‌شود. در بیشتر روشهای استخراج منیزیم از آب دریا ، آهک نیز بکار می‌رود. در تهیه آلومینیوم به روش بایر ، میزان قابل توجهی آهک مصرف می‌گردد. در استحصال طلا به روش سیانوراسیون نیز آهک را بکار می‌برند.

مصارف بهداشتی آهک

بهبود کیفیت آب آشامیدنی : بی‌کربنات موجود در آب با افزودن آهک را سبب شده و موجب کاهش سختی آب می‌گردد. برای استریل کردن آب به کمک آهک ، نخست PH آب را برای مدتی از 3 تا 10 ساعت و در حدود 11.5 تثبیت می‌کنند. پس با وارد کردن گاز CO2 سطح PH آب را به میزان استاندارد (PH=5.7) کاهش می‌دهند. بخش اعظم آهک به صورت لجن ته نشست می‌گردد. آهک همچنین موجب راسب شدن ترکیبات فسفاته و نیتروژن می‌گردند.
کنترل PH پسابها و راسب کردن مواد زاید
خنثی نمودن پسابهای اسیدی کارخانه‌ها
کنترل آلودگی هوا : در کارخانه‌های ذوب فلزات و نیز به عنوان جذب کننده گازهای سمی نظیر HCl ، HF و SO2 و غیره از آهک استفاده می‌کنند.

مصارف شیمیایی آهک

در تهیه کربنات و بی‌کربنات سدیم : برای تهیه یک تن کربنات سدیم در حدود 700 کیلوگرم آهک مورد نیاز است.
تهیه کاربید کلسیم : مخلوط آهک و کک در کوره الکتریکی و دمای 3000 تا 3400 درجه سانتیگراد به کاربید کلسیم تبدیل می‌شود. برای تهیه یک تن کاربید کلسیم به حدود یک تن آهک احتیاج است. از کاربید کلسیم به منظور تولید گاز استیلن (C2H2) استفاده می‌شود. هم اینک ، گاز استیلن را از گاز اتیلن تهیه می‌کنند و این روش از کاربید کلسیم مناسبتر است.
مواد شیمیایی آلی : برای تهیه ترکیبهای اتیلن و پروپیلن ، گلینکولها ، نمکهای آلی کلسیم‌دار ، همچنین تصفیه و تغلیظ اسید سیتریک و گلوکز ، به آهک نیاز است.
سایر مصارف شیمیایی : تهیه منیزیم از آب دریا، تهیه نمک طعام و حشره کشها و مواد رنگی.

مصرف آهک در کاغذ سازی

در صنعت کاغذ سازی به منظور تهیه پالپ سولفات ، استفاده دوباره از کربنات سدیم و تهیه هیپوکلریت کلسیم که خاصیت سفید کنندگی دارد از آهک استفاده می‌کنند.

مصرف آهک در مصالح ساختمانی و سرامیک

به عنوان ملات ، روکش داخل ساختمان و در شیشه سازی به عنوان کمک ذوب از آهک بهر می‌گیرند. در دیرگدازهای دولومیتی ، آهک نیز بکار می‌رود. در تهیه سیمان نیز آهک ماده اصلی و عمده را تشکیل می‌دهد.

دیگر مصارف آهک

کارخانه‌های قند و شکر : در تهیه قند و شکر ، از آهک برای تصفیه و جداسازی ترکیبات فسفاته و اسیدهای آلی استفاده می‌شود. در کارخانه‌هایی که از چغندر استفاده می‌کنند. به ازای هر تن شکر ، 250 کیلوگرم و در کارخانه‌هایی که از نیشکر تغذیه می‌شوند، برای تهیه هر تن شکر ، 2 تا 7 کیلوگرم آهک بکار می‌گیرند.
صنایع نفت : برای خنثی کردن ترکیبات آلی سولفورها ، بی‌اثر ساختن گاز SO2 و تهیه گریس مخصوص از آهک استفاده می‌شود.
در صنایع رنگ سازی : از آهک به عنوان ماده پرکننده استفاده می‌کنند.
در چرم سازی : برای جدا کردن مو یا پشم از پوست حیوانات از آهک بهره می‌گیرند (صنعت دباغی)
در کشاورزی : برای کنترل PH آب از آهک استفاده می‌کنند.

میزان تولید آهک

میزان آهک زنده و هیدراته تولیدی جهان در سال 1979 بالغ بر 112972290 تن گزارش گردیده که از این تعداد ، 21 درصد در شوروی (سابق) ، 16 درصد در ایالات متحده آمریکا ، 9 درصد در آلمان غربی (سابق) ، 7 درصد در لهستان و 8 درصد در ژاپن تولید شده است.

سنگ آهک در ایران

سازندهایی که آهک آنها مناسب است به شرح زیرند:

پالئوزوئیک

قدیمی ترین سنگ آهکی که در مقیاس نیمه صنعتی استفاده می‌گردد، آهک سازنده مبارک است، سازندهای آهک قدیمی تر به دلیل بالا بودن میزان ناخالصیها و از جمله اکسید منیزیم و کانیهای رسی، مناسب نیستند. مناسب ترین سنگهای آهکی پالئوزوئیک به پرمین تعلق دارد. این سنگها به رنگ خاکستری و به صورت توده‌ای یافت می‌شوند.

مزوزوئیک

سنگهای آهکی ژوراسیک میانی در کوه‌های البرز و کپه داغ )مزدوران(، قلعه دختر ، اسفندیار و بادامو در ایران مرکزی برای تهیه سیمان بسیار مناسبند. آهکهای کرتاسه به دلیل کیفیت مناسب ، گسترش وسیع در سطح کشور در بیشتر کارخانه‌های سیمان استفاده می‌شوند. به عنوان مثال ، کارخانه‌های سیمان ری ، تهران ، اصفهان ، کرمان ، صوفیان ، درود ، آبیک و نکا از آهک کرتاسه استفاده می‌کنند.

سنوزوئیک

آهکهای سازند قم در بیشتر مناطق مناسب هستند. آهکهای سازند آلماری عمدتا مناسب هستند و در حال حاضر کارخانه‌های سیمان شیراز و بهبهان از این سازند بهره می‌برند.

رده بندی سنگ های اهکی

طبقه‌بندی سنگها معمولا بر اساس توصیف بافت و کانی شناسی آنها می‌باشد که این نوع طبقه‌بندی به طبقه‌بندی توصیفی موسوم است. نوع دیگر طبقه‌بندی بر اساس چگونگی تشکیل سنگها می‌باشد که به طبقه‌بندی ژنتیکی مشهور است که در واقع طبقه بندی سنگها بر اساس محیط رسوبگذاری آنها می‌باشد. برای سنگهای آهکی طبقه‌بندیهای مختلفی ارائه شده است که مهمترین آنها طبقه‌بندی ارائه شده گرابو در سال ۱۹۰۴ ، فولک در سال ۱۹۶۲ و دانهام ۱۹۶۲ می‌باشد.

طبقه‌بندی گرابو

گرابو سنگهای رسوبی را به دو دسته اگزوژنتیک و اندوژنتیک تقسیم کرده است. همچنین از نظر اندازه برای ذرات تشکیل دهنده سنگ به جای واژه های گراول ، ماسه و گل (سیلیت و رس) ، واژه‌های رودایت ، آرنایت و لوتایت را بکار برده است. وی برای نامگذاری سنگها نوع کانیهای تشکیل دهنده آنها را به صورت پیشوند قبل از واژه‌های ذکر شده اضافه می‌کند. چون سنگهای آهکی تماماً از کربنات کلسیم درست شده‌اند در آغاز هر یک از واژه‌های رودایت ، آرنایت و لوتایت کلمه کالک (calc) اضافه می‌گردد و بر اساس اندازه ذرات تشکیل دهنده عبارتند از :
۱( سنگ آهک دانه درشت یا کالکی رودایت (calcirudite)
۲( سنگ آهک دانه متوسط یا کالک آرنایت (calcarenite)
۳( سنگ آهک دانه ریز یا کالکی لوتایت (calcilutite)

تقسیم‌بندی سنگ آهکهای حاوی فسیل

اگر سنگ حاوی فسیل باشد ، قبل از اسم سنگ کلمه اسکلت (skeletal) نام سنگ اضافه می‌شود که بیانگر وجود فسیل در سنگ می‌باشد .

تقسیم‌بندی دقیقتر سنگها

برای طبقه‌بندی دقیقتر ذرات علاوه بر اندازه ذرات تشکیل دهنده سنگهای کربناته می‌توان از اختصاصات دیگری از قبیل نوع طبقه‌بندی و غیره استفاده کرد و آنها را بطور دقیقتر نامگذاری نمود به عنوان مثال سنگ آهک دانه ریز با لامیناسیون.
طبقه‌بندی گرابو برای نامگذاری سنگهای آهکی در نمونه‌های دستی و توصیف آنها در بیابان بسیار مفید بوده و کاربرد آن ساده تر از طبقه‌بندیهای دیگر است.

طبقه‌بندی فولک

این طبقه‌بندی توسط فولک در سال ۱۹۶۲ برای توصیف سنگهای آهکی ارائه شده است. طبقه‌بندی فولک بر اساس ذرات تشکیل دهنده و بافت سنگهای آهکی می‌باشد. بر طبق گفته فولک اجزای تشکیل دهنده سنگها از سه گروه آلوکمها (allochem) ، لجن‌های کلسیت میکروکریستالین (microcrystallincalciteooze) و سیمان کلسیت اسپاری (sparrycalcitecement) می‌باشد.
فولک بر اساس اجزای تشکیل دهنده سنگ آهکها ، سنگهای آهکی را به چهار گروه تقسیم می‌کند که عبارتند از :
آهکهای نوع اول (Type I) : که حاوی مقدار زیادی عناصر آلوکم می‌باشند و توسط سیمان اسپاری به هم متصل شده‌اند.
آهکهای نوع دوم (Type II) : که این دسته از سنگهای آهکی از مقدار زیادی ذرات آلوکم که درون ماتریکسی از کلسیت میکروکریستالین (میکرایت) قرار گرفته است تشکیل شده‌اند.
آهکهای نوع سوم (Type III) : سنگهای آهکی نوع سوم ، سنگهای میکروکریستالین (micro crystallin Rocks) نامیده می‌شوند و از ذرات دانه ریز یا کریستالهای ریز بلور کربنات کلسیم درست شده‌اند.
آهکهای نوع چهارم (Type IV) : این نوع سنگها از باقی مانده موجوداتی که در محیط رشد کرده و پس از مرگشان ریف را ساخته‌اند درست شده‌اند و بایولیتایت نامیده می‌شوند.
در واقع فولک سنگها را بر اساس عناصر تشکیل دهنده سنگهای آهکی نامگذاری می‌کند.

ديد كلي

فولک ماسه سنگها را بر اساس درصد کانی‌های تشکیل دهنده سنگ تقسیم بندی کرده است. در این طبقه بندی از مثلثی که در رئوس آن 3 حروف Q ، F و R نوشته شده است استفاده می‌شود. قطب Q شامل انواع کوارتز و متا کوارتزیت بوده ، ولی شامل چرت نمی‌شود. قطب F شامل انواع فلدسپات پتاسیم یا سدیم یا کلسیم به اضافه خرده‌های گرانیتی و گنایسی است.

قطب RF یا R شامل انواع خرده سنگ‌ها از قبیل چرت ، اسلیت ، شیست ، خرده‌های ولکانیکی ، سنگ آهک ، ماسه سنگ و غیره می‌باشد. در این طبقه بندی درصد ماتریکس ، سیمان شیمیایی ، گلاکونیک ، فسفاتها ، فسیل‌ها ، کانی‌های سنگین ، میکا و ... در نظر گرفته نمی‌شود. بعد از تعیین مقادیر Q ، F و RF در سنگ ، آنها را به درصد تبدیل کرده و بعد از تعیین درصدها و محاسبه نسبت F/RF ، اسم سنگ را بدست می‌آورند.

كوارتز آرنايت (Quartz arenite)

در این نوع سنگ باید مقدار Q بیش از 95٪ ذرات اصلی سنگ باشد.

ساب آركوز(Subarkose)

اگر بین 5 تا 25 درصد ذرات اصلی تشکیل دهنده سنگ در قطب F قرار گیرد و مقدار F بیشتر از R باشد، سنگ حاصله ساب آرکوز نامیده می‌شود.

آركوز(arkose)

آرکوز عبارت از سنگی است که بیش از 25٪ ذرات آن را فلدسپات تشکیل داده و نسبت بین F/RF از 1/3 بیشتر می‌باشد.

ليتار نايت (litharenite)

لیتارنایت سنگی است که بیش از 25٪ ذارت آن در قطب R بوده و نسبت بین F/RF از 3/1 کمتر است.

ليتيك آركوز (lithic arkose)

در صورتی که نسبت F/RF بین 1/1 تا 1/3 باشد، سنگ را لیتیک آرکوز می‌نامند.

فلدسپاتيك ليتارنايتlitharnite feldspatic))

این واژه هنگامی بکار می‌رود که نسبت F/RF بین 3/1 تا 1/1 باشد.

ساب ليتار نايت (Sublitharenite)

گر بین 5 تا 25 درصد ذرات اصلی تشکیل دهنده سنگ از نوع خرده سنگ‌ها باشد و مقدار آنها از فلدسپات‌ها بیشتر باشد نام سنگ ساب لیتارنایت خواهد بود.

تقسيم بندي ريزتر سنگهاي حاوي خرده سنگ

اگر بعد از محاسبه نام سنگ یکی از اسامی لیتارنایت ، ساب لیتارنایت و یا فلدسپاتیک لیتارنایت باشد، مقدار خرده سنگ‌های موجود در سنگ را به درصد جدید تبدیل کرده و به روی مثلث دیگری بر اساس این درصد جدید می‌توان نام سنگ را مشخص کرد. اگر جنس خرده سنگ‌ها از نوع ولکانیکی باشد، سنگ را ولکانیک آرنایت (Volcanic aernite) و اگر از جنس دگرگونی باشد، فیلارنایت (phillarnite) و اگر رسوبی باشد، سدیمنت آرنایت یا سدآرنایت (Sediment arnite or Sedarenite) می‌نامند.

تقسيم بندي سد آرانيت ها

اگر نام سنگ در قسمت سد آرانایت‌ها قرار بگیرد می‌توان دو مرتبه مقدار خرده سنگ‌های رسوبی را به دو درصد جدید تبدیل کرده و نام سنگ را بر روی مثلث دیگری مشخص نمود. اگر خرده سنگ‌ها بیشتر از نوع چرت باشد، سنگ را چرت آرنایت
(Chert-arnite) و اگر بیشتر از نوع آهک باشد، کالک آرنایت (Calc-arnite) و اگر از جنس ماسه سنگی یا شیلی باشد، سنداستون آرنایت و یا شیل آرنایت (Sandstan-arnite or Shale arnite) می‌نامند.

نامگذاري دقيق و توصيف بيشتر ماسه سنگها

تقسیم بندی‌های ذکر شده بر اساس کانی‌های تشکیل دهنده سنگ می‌باشد. برای نامگذاری دقیق و توصیف بیشتر ماسه سنگها ، فولک معتقد است که علاوه بر نام اصلی سنگ باید 4 خاصیت مهم را در توصیف ماسه سنگ‌ها در نظر گرفت تا بتوان آنها را دقیقا از یکدیگر تفکیک نمود. این چهار خاصیت شامل اسم اندازه ذرات تشکیل دهنده سنگ ، سیمان یا سیمان شیمیایی موجود در سنگ ، بلوغ بافتی در سنگ ، عناصر فرعی از قبیل گلاگونیت و غیره است.

طبقه بندی سنگ های اهکی توسط دانهام:

این طبقه‌بندی بر اساس بافت ، در هنگام رسوبگذاری ، برای سنگهای آهکی ارائه شده است. در این تقسیم‌بندی سنگها به دو دسته تقسیم می‌شوند:
ـ دسته اول شامل سنگهایی است که در هنگام رسوبگذاری اجزای تشکیل دهنده آنها به هم متصل بوده‌اند و باندستون نامیده می‌شوند.
ـ دسته دوم سنگهایی هستند که اجزای تشکیل دهنده آنها در هنگام رسوبگذاری به هم متصل نشده‌اند. این دسته شامل چهار گروه گرینستون (Grain stone) ، پکستون (Packstone) ، وکستون (Wacke stone) و مادستون (Mud stone) می‌باشند.
علاوه بر این دو دسته اصلی از سنگهای آهکی که بر اساس بافت رسوبی در هنگام رسوبگذاری تقسیم‌بندی شده‌اند گروه دیگری از سنگهای آهکی وجود دارد که بافت رسوبی در آنها قابل تشخیص نمی‌باشد. این دسته از سنگها متبلور بوده و در آنها عمل تبلور مجدد صورت گرفته است. این نوع سنگها را کربناتهای بلورین می‌نامند. مانند سنگ آهک کریستالین و دولومیت کریستالین. گرچه این دسته از سنگها فاقد بافت رسوبی هستند ولی معمولا از روی شبح و شکل دانه‌های متبلور موجود در سنگ می‌توان آنها را بر مبنای منشا تشکیل دانه‌ها نامگذاری کرد

دید کلی

این طبقه‌بندی بر اساس بافت ، در هنگام رسوبگذاری ، برای سنگهای آهکی ارائه شده است. دانهام بر اساس اینکه اجزای تشکیل دهنده سنگها در هنگام رسوبگذاری به هم متصل شده‌اند و یا اینکه بعد از رسوبگذاری به هم متصل شده باشند آنها را به دو دسته اصلی تقسیم می‌کند.

دسته اول

این دسته شامل سنگهایی است که اجزای تشکیل دهنده آنها در هنگام رسوبگذاری به هم متصل شده‌اند. این سنگها باندستون (Bound stone) نامیده می‌شوند . از جمله این سنگها می‌توان ریف‌ها ، استروماتولیتها ، تراورتن و غیره را نام برد. طبق نظر دانهام سه عامل ممکن است باعث متصل شدن اجزای تشکیل دهنده سنگها در هنگام رسوبگذاری شود که عبارتند از :
اتصال در هنگام رسوبگذاری در اثر رشد جاندارانی از قبیل مرجانها و رویش پوسته‌های فرامینیفرها بر روی یکدیگر ، تشکیل لامیناسیونها بر خلاف نیروی جاذبه ، مانند استراماتولیتها و وجود حفره‌ها و تونلهای کوچک و بزرگی که در کف آنها رسوبگذاری صورت گرفته و شکافهای آنها توسط مواد آلی یا شبه آلی پر شده است مانند تونلهای کوچک و بزرگی که در ریفهای مرجانی دیده می‌شود.

دسته دوم

اجزای تشکیل دهنده این دسته از سنگها در هنگام رسوبگذاری به هم متصل نشده‌اند . این سنگها بر اساس اینکه حاوی گلهای آهکی و یا اینکه فاقد آن باشند به ۴ گروه تقسیم شده‌اند.

گرینستونها (Grainstones)

این گروه از سنگها فاقد گلهای آهکی می‌باشند . از نظر هیدرولیکی این سنگها ممکن است توسط جریانهای آبی یا در اثر شسته شدن و از بین رفتن رسوبات گلی و یا رسوبگذاری سریع ذرات دانه درشت تشکیل شده باشند. نام گرینستون به علت عدم حضور گل های آهکی را برای این سنگها در نظر گرفته‌اند . چنانچه ذرات دانه درشت به هم متصل نشده باشند ممکن است آثار تبلور مجدد در گلهای آهکی موجود در بین این ذرات مشاهده شود.
تقسیم بندی گرینستونها : بر اساس قطر ذرات ، جورشدگی و سایش گرینستونها را مجددا تقسیم‌بندی کرده‌اند . این زیر تقسیم‌های گرینستونها عبارتند از : کلسی رودایت (calcirudite) ، جورسنگ (sorted stone) و ورن ستون (worn stone) می‌باشد.

ـ پکستون (Pack stone)

پکستون عبارت است از سنگ آهکی است که دارای دانه و مقداری گل کربناته باشد. تعبیر و تفسیر این سنگها چون حاوی دانه که در محیط آشفته تشکیل می‌شود و گل که در محیطهای آرام رسوب می‌کنند کمی پیچیده و مشکل می‌باشد و به مطالعات و بررسیهای دقیقتری احتیاج دارد. بر طبق گفته دانهام این سنگها ممکن است بر اثر فشردگی سنگهای وکستون حاصل شده و بین دانه‌ها بوسیله رسوبات گلی پر شده باشد.
همچنین ممکن است بر اثر رسوبگذاری ذرات دانه درشت در روی رسوبات دانه ریز که قبلا گذاشته شده‌اند این ذرات تشکیل گردند یا اینکه ذرات درشت و ریز در اثر تغییرات شرایط محیطی با یکدیگر رسوب کرده باشند. البته احتمال اینکه اختلاط ذرات دانه ریز و درشت موجود در طبقات مختلف توسط موجودات زنده انجام گرفته باشد و این موجودات باعث به هم ریختگی و اختلاط در این طبقات گردند، وجود دارد.

ـ وکستون (wackestone)

این واژه برای سنگهای آهکی گلی که حاوی بیش از ۱۰ درصد دانه هستند بکار می‌رود. در این سنگها دانه‌ها توسط ماتریکس گلی به یکدیگر متصل شده‌اند. وکستون‌ها تا حدودی هم ارز سنگهای آهکی کالک آرنایت و کلسی لوتایت می‌باشند.

ـ مادستون (mudstone)

سنگهای آهکی را که دارای کمتر از ۱۰ درصد دانه باشد مادستون می‌نامند. ذرات این سنگها نیز مانند وکستون‌ها توسط ماتریکس گلی به هم متصل شده‌اند. مادستون‌ها مترادف سنگهای کلسی لوتایت می‌باشند. البته باید توجه داشت که مادستون‌ها نشانگر ترکیب کانی شناسی سنگ را که ممکن است کلسی لوتایت دولومیت‌دار و همچنین منشا گل را که ممکن است آواری باشد را مشخص نمی‌نماید. مادستون‌ها علاوه بر اینکه نشان دهنده رسوبگذاری در محیطهای آرام می‌باشند بیانگر عدم وجود ارگانیسم های مولد دانه در آب نیز هستند.

ـ کربناتهای بلورین

علاوه بر دو دسته سنگهای بلورین آهکی که بر اساس بافت رسوبی در هنگام رسوبگذاری تقسیم‌بندی شده‌اند. گروه دیگری از سنگهای آهکی وجود دارد که بافت رسوبی در آنها قابل تشخیص نمی‌باشد. این دسته از سنگها را کربناتهای بلورین نامگذاری کرده اند مانند سنگ آهک کریستالین. اگر چه این سنگها فاقد بافت رسوبی هستند ولی معمولا از روی آثار باقی مانده و شکل دانه‌های متبلور موجود در سنگ می‌توان آنها را بر مبنای منشا تشکیل دانه‌ها نامگذاری کرد

سنگ های اواری(تریجنوس)

ـ ذرات رسوبی آواری
این گروه از رسوبات از تخریب سنگهای موجود در سطح زمین حاصل شده اند. ذرات تشکیل دهنده این گروه دارای مقاومت مکانیکی و ثبات شیمیایی زیادی در مقابل هوازدگی می باشند. اگر مقاومت ذرات کم باشد در منشا و یا بعد از رسوبگذاری تجزیه شده و کانی های جدیدی از آنها حاصل می شود. از جمله کانی هایی که در اثر تجزیه سایر کانی ها و ذرات حاصل می شوند کانی های رسی می باشند. ذرات آواری به دو دسته غیر آلی و آلی تقسیم می شوند

دید کلی

ذرات رسوبی در اثر تخریب سنگ های آذرین، دگرگونی و رسوبی، انفجار آتشفشانها و یا در اثر فعل و انفعالات شیمیایی و بیوشیمیایی به وجود می آیند. در واقع منشا رسوبها یا از عمل تخریب موادی است که قبلا وجود داشته و پس از به حرکت در آوردن در اثر نیروی جاذبه ته نشین شده است و یا نتیجه فعل و انفعالات فیزیکو شیمیایی محیط رسوبی است و یا از اثر موجودات زنده حاصل شده است.
به طور کلی رسوبات را از لحاظ منشا تشکیل به ۴ دسته کلی رسوبات تخریبی یا آواری رسوبات شیمیایی و بیوشیمیایی و ذرات پیرو کلاستیکی یا آذر آواری تقسیم می کنند. البته با وجود این تقسیم بندی، تشخیص مطلق هر یک از این گروهها در طبیعت امکان ندارد چون تمامی این گروهها کم و بیش با هم مخلوط شده اند. به همین منظور برای تعیین نوع رسوب باید به اکثریت مواد تشکیل دهنده رسوب توجه کنیم.

ذرات آواری آلی

این ذرات از تخریب و حمل و نقل مجدد رسوبات حاوی کربن بوجود آمده اند. برای مثال می توان ذرات تخریبی آنتراسیت و کروژن و تکه های جامد واکس را نام برد. در واقع این مواد هیدروکربن های غیر قابل حل، با ساختمان پلیمری و زنجیری بلند وطویل می باشند. کروژن فراوانترین مواد آلی موجود در رسوبات دنیا را تشکیل می دهد. کروژن از تجزیه و فساد مواد آلی در درجه حرارت پایین و در پوسته جامد زمین تشکیل شده است. این ماده دارای ثبات بسیار زیادی می باشد و در حلال های آلی و یا اسیدها حل نمی شود و همچنین در درجه حرارت های معمولی اکسیده نمی شود.

ذرات آواری غیر آلی

این ذرات بر اثر هوازدگی بر روی سنگ های منشا تشکیل می شوند. هوازدگی به دو صورت فیزیکی و شیمیایی بر روی سنگ منشا اثر می گذارد. در هوازدگی مکانیکی عوامل شیمیایی هیچ تاثیر ندارند. از جمله عوامل مکانیکی می توان به تغییرات درجه حرارت روز و شب در نواحی کویری، ذوب را انجماد آب در درون درز و شکاف ها و... اشاره کرد.
تخریب شیمایی توسط مواد محلول در آب انجام می شود. مواد محلول باعث می شوند تا قسمتی از کانی های موجود در سنگ، تجزیه شده و کانی های جدیدی حاصل شود. عوامل موثر در میزان هوازدگی سنگ منشا عبارتند از اثر توپوگرافی، آب و هوا و گیاهان موجود در محل و سنگ های موجود در منطقه.
ذرات آواری غیر آلی دارای انواع زیادی هستند که در زیر برخی از آنها اشاره شده است:

کوارتز

تمام سنگهای آذرین و اغلب سنگهای دگرگونی به استثنای سنگ کوارتزیت که ممکن است تا حدود ۱۰۰ درصد حجم سنگ از کوارتز تشکیل شده باشد، حاوی کوارتز هستند و مقدار آن از خیلی کم تا ۴۰ درصد حجم کل سنگ را تشکیل می‌دهد. ولی برعکس در سنگهای آواری تیپیک ، کوارتز بطور فراوان یافت می‌شود، زیرا مقاومت مکانیکی و ثبات شیمیایی آن در مقابل عمل فرسایش بسیار زیاد است.
با استفاده از مقاطع نازک و مطالعه آنها به توسط میکروسکوپ پلاریزان می‌توان انواع کوارتز را بر اساس نوع خاموش ، انکلوزیون و مقدار ذرات پلی‌کریستالین موجود در سنگ را ، که در رابطه با منشا آنهاست، تعیین نمود. کریستالهای منفرد کوارتز دارای خاموشی مستقیم و موجی می‌باشند. دانه‌های کوارتز ولکانیکی در نور پلاریزان دارای خاموشی مستقیم است ولی دانه‌های کوارتز پلوتونیکی و دگرگونی دارای خاموشی مستقیم و موجی هستند. خاموشی موجی معمولا منعکس کننده فشار در شبکه کریستالی است.
مطالعات آماری نشان داده است که حد متوسط خاموشی در دانه‌های کوارتز دگرگونی بیشتر از ۵ درجه است در حالیکه دانه‌های کوارتز پلوتونیکی دارای حد متوسط کمتر از ۵ درجه هستند. دانه‌های کوارتز به صورت کریستال منفرد یا مرکب در سنگها یافت می‌شوند. دانه‌های کوارتز آتشفشانی غالبا تک کریستالی است. مقدار دانه‌های کوارتز پلی‌کریستالین در سنگهای پلوتونیکی کمبوده و در سنگهای دگرگونی با درجه بالا بیشتر و در سنگهای دگرگونی با درجه کم ، فراوانتر است. همچنین تعداد کریستالهای کوارتز در یک دانه پلی‌کریستالین که منشا دگرگونی با درجه کم داشته‌باشد بیشتر از سنگهای دگرگونی با درجه بالا و سنگهای پلوتونیکی است.

فلدسپاتها

فلدسپاتها در سنگهای آواری از نظر اهمیت در درجه دوم قرار دارند، زیرا به علت داشتن رخ ، مقاومت مکانیکی کمتری نسبت به کوارتز در مقابل عمل فرسایش دارند و در اثر عوامل شیمیایی به کانیهای رسی تجزیه می‌شوند. به این دلیل ، میزان دانه‌های فلدسپات در رسوبات رودخانه‌ای بویژه سیکل اول ، به مراتب بیشتر از ماسه‌های ساحلی و تپه‌های شنی است. فلدسپاتها در سنگهای آذرین و دگرگونی بطور فراوان یافت می‌شوند و بدین جهت در حدود ۱۰ تا ۱۵ درصد رسوبات آواری عهد حاضر را تشکیل می‌دهند. بطوری که در بالا اشاره شد، ممکن است فلدسپاتها قبل از تجزیه شدن در منشا بوسیله فرآیندهای هوازدگی مکانیکی شکسته شده و بصورت ذرات آزاد توسط جریان آب از منطقه خارج شوند که این خود به عوامل زیر بستگی دارد:
ـ توپوگرافی :اگر اختلاف ارتفاع زیاد باشد، آب و هوا نقش مهمی را در تجزیه این کانیها نخواهدداشت و این کانیها قبل از تجزیه شدن توسط فرآیندهای هوازدگی مکانیکی خردشده و در مسیر جریان آب قرار می‌گیرد.
ـ آب و هوا :در آب و هوا خشک ، تجزیه شیمیایی خیلی کم صورت می‌گیرد، زیرا گیاهان خیلی کم بوده و هوازدگی مکانیکی از اهمیت زیادی برخوردار است. در چنین آب و هوایی توپوگرافی اثر چندانی نخواهدداشت.
ـ یخچالها :تخریب توسط یخچالهای باعث می‌شود که مقدار زیادی از سنگهای فلدسپاتدار منطقه کنده شود و قبل از تجزیه در مسیر حرکت توسط یخچالهای حمل گردد.

خرده سنگها

خرده سنگها دانه‌هایی هستند که خصوصیات قابل تشخیص از سنگ منشا خود را دارا باشند. اگر یک سنگ منشا ، خرد شود و کانیهای مختلفی از آن آزاد گردد، این دانه‌ها به نام خرده سنگ گفته نمی‌شود زیرا اختصاصات سنگ منشا را ندارد. خرده سنگها ممکن است از چندین کانی مختلف تشکیل شده‌ باشند. عواملی که باعث باقیماندن یا از بین رفتن این گونه دانه‌های رسوبی می‌شوند عبارتند از : نوع سنگ منشا ، فاصله یا فضای بین اجزای تشکیل دهنده ، نوع هوازدگی ، عوامل موثر در هنگام حمل و نقل ، هوازدگی (تجزیه شیمیایی) بعد از عمل رسوبگذاری و فشارهایی که در هنگام سیمانی شدن به آنها وارد می‌شود.
اندازه اولیه خرده سنگها توسط قطعات شکسته شده در محل درزه‌ها ، گسل‌ها و سطح جدایی لایه‌ها از یکدیگر تعیین می‌گردد. همچنین قطعات بزرگ قبل از حرکت ممکن است دوباره شکسته شده و به قطعات ریزتری تبدیل شوند. تجزیه فلرسپاتها در خرده سنگهای گرانیتی باعث می‌گردد که این دانه‌ها خردشده و کانیهای مقاومتری از قبیل کوارتز و کانیهای سنگین را بطور جداگانه آزاد سازد.
خرده سنگهایی که از ماسه سنگهای با سیمان کلسیتی سرچشمه گرفته‌اند، ممکن است بر اثر انحلال سیمان به قطعات کوچکتر تبدیل شوند و با سیمان آنها از بین رفته و کانیهای موجود در خرده سنگ به صورت آزاد در محیط رها گردد. بنابراین عمل هوازدگی ممکن است باعث از بین رفتن خرده سنگها و آزاد شدن کانیهای مقاوم گردد. در هنگام حمل و نقل بر اثر عمل فرسایش ممکن است قطعات خرده سنگها ، که دارای مقاومت کمی هستند، تخریب حاصل نموده و کوچکتر شوند. همچنین حتی بعد از عمل رسوبگذاری در اثر عوامل دیاژنز (تجزیه شیمیایی و فشارهای حاصله در هنگام سیمانی شدن) ممکن است این دانه‌های از بین بروند.

کانیهای سنگین

سنگهای آذرین و دگرگونی حاوی یک سری کانیهای سنگین با وزن مخصوص بیشتر از ۲.۶۵ (وزن مخصوص کوارتز) و ۲.۵۶ تا ۲.۷۶ (وزن مخصوص فلدسپاتها) می‌باشند که در برابر تجزیه شیمیایی مقاوم هستند. این کانیها درصد ناچیزی (در حدود ۱ تا ۲ درصد) از رسوبات را تشکیل می‌دهند و به دو دسته کدر و شفاف تقسیم می‌شوند. کانیهای کدر شامل اکسیدها ، سولفیدها و کانیهای معدنی هستند و کانیهای شفاف بیشتر از سیلیکاتها سرچشمه گرفته‌اند. معمولترین کانیهای سنگین شفاف در رسوبات روتیل ، تورمالین ، آپاتیت ، گارنت ، اپیدوت ، استارولیت و زیرکن هستند.
ایلمنیت و مگنتیت دو کانی تخریبی کدر هستند که معمولا در رسوبات یافت می‌شوند. مطالعه کانیهای سنگین برای پی‌بردن به سنگ منشا رسوبات از اهمیت خاصی برخوردار است. بطور کلی برای بررسی سنگ منشا رسوبات باید کانیهای سنگین را بصورت گروهی در رابطه با چگونگی تشکیل آنها تقسیم‌بندی کرد. وجود کانیهای روتیل ، تورمالین و آپاتیت در رسوبات نشان‌دهنده منشا آذرین و گارنت ، اپیدوت و استارولیت موید منشا دگرگونی است.
برای مطالعه کانیهای سنگین ، نخست آنها را از کانیهای سبک جدا می‌کنند و پس از تمیز کردن با استون ، آنها را با میکروسکوب مورد مطالعه قرار می‌دهند. با استفاده از مایعات سنگین نظیر برومورفورم و سانتریفوژ می‌توان کانیهای سنگین را از سبک جدا نمود. دو روش مایعات سنگین ، کانیها سبک به علت داشتن وزن مخصوص کمتر از مایع در بالا تجمع می‌یابند و کانیها سنگین که دارای وزن مخصوص بیشتری از مایع هستند، در ته ظرف رسوب می‌نمایند. پس از عبور از صافی و خشک‌کردن ، آنها را می‌توان مورد مطالعه قرار داد.

میکاها و کلریت‌ها

کانیهای مسکویت ، بیوتیت و کلریت در سنگهای آذرین و سنگهای دگرگونی یافت می‌شوند. این کانیها بیشتر بصورت ورقه‌ای درون رسوبات دیده می‌شوند. یکی از اختصاصات مهم این کانیها وجود رخ یک‌ جهته است که باعث جدا شدن ورقه‌ای آنها از یکدیگر می‌گردد. در سنگهای آذرین مسکویت بیشتر از سنگهای اسیدی نتیجه می‌شود و بزرگی آن تا ۲ میلی‌متر می‌رسد. مسکویت ممکن است به شکل قطعات گردشده یا ذرات خیلی ریزی دیده‌ شود که ذرات خیلی ریز آن را سرسیت می‌نامند. بیوتیت می‌تواند از سنگهای ولکانیکی نیز سرچشمه گرفته‌باشد.
در سنگهای دگرگونی کانیهای مذکور بر حسب نوع درجه دگرگونی درجه بالا یا پایین در سنگ پراکنده هستند. سرسیت ، مسکویت و کلریت مربوط به سنگهای دگرگونی با درجه پایین است و در اینگونه سنگها بیوتیت یافت نمی‌شود ولی بیوتیت در سنگهای دگرگونی درجه بالا تشکیل می‌گردد که در آنها کلریت دیده نمی‌شود. در پیست‌ها ، بیوتیت و مسکویت همراه با یکدیگر یافت می‌شوند. وجود مسکویت و کلریت در سنگهای رسوبی و نبودن بیوتیت در آنها حاکی از این است که منشا این سنگها شیست‌های سبز بوده است. کانی مسکویت، بیوتیت وکلریت در سنگ های آذرین و دگرگونی یافت میشوند. از اختصاصات مهم این کانی ها داشتن یک سری رخ است که باعث جدا شدن ورقه ای آنها از یکدیگر می شود.
کانی های رسی به یک سری از ذرات دانه ریز با ساختمان بلوری لایه ای اطلاق میشود و ترکیب آنها عمدتا هیدراتهای آلومینیوم و سیلیکاتها می باشد. این کانی ها از تجزیه کانی های سیلیکاته موجود در سنگ ها بویژه فلدسپات ها و سیلیکاتهای آهن و منیزیم دار تشکیل شده اند

کانیهای رسی

کانیهای رسی به یک سری ذرات دانه ریز میزالی با شبکه‌ای لایه‌ای اطلاق می‌شود که بیشتر از هیدراتهای آلومینیوم و سیلیکات تشکیل شده‌است. این کانیها از تجزیه کانیهای سیلیکاته تشکیل دهنده سنگها ، بویژه فلدسپاتها و سیلیکاتهای فرومنیزیم ، حاصل شده‌اند. کانیهای رسی در اثر هوازدگی سنگها ، در محیط‌های با درجه حرارت پایین و رطوبت زیاد ، تشکیل می‌شوند. همچنین این کانیها ، منعکس کننده نوع کانی هوازده و شرایط هوازدگی هستند.
نوع کانی رسی از مطالعه آن با اشعه ایکس مشخص می‌گردد. کانیهای رسی در هنگام دیاژنز بر اثر تغییرات فیزیکی و شیمیایی به یکدیگر تبدیل می‌شوند. مطالعات انجام‌شده نشان داده‌است که رسوبات عهد حاضر و بیشتر شیلهای دوران دوم و سوم حاوی کانیهای ایلیت ، کلریت ، کایوینیت و مونت موریلونیت هستند ولی شیلهای دوران اول بیشتر حاوی کانیهای کلریت و ایلیت می‌باشند که این خود بیانگر مقاومت این دو کانی در مقابل تجزیه شیمیایی در مراحل دفن عمیق و زمان است.

شاخصه های بافتی سنگ های رسوبی تخریبی

سه جزء اصلی بافتی سنگ های رسوبی تخریبی عبارتند از
۱( دانه ها که در حد گراول ، ماسه ، و سیلت می‌باشند
۲(ماتریکس یا ماده زمینه که از ذرات دانه ریز در حد سیلت و رس تشکیل شده و دانه های رسوبی را در بر می‌گیرد.
۳(سیمان که به صورت شیمیایی تشکیل شده وعمدتاً از جنس سیلیس و یا کربنات کلسیم می باشد، البته برخی از اوقات سیمان از جنس اکسید آهن نیز دربین دانه ها تشکیل می شود. سیمان دانه‌ها را به یکدیگر می چسباند. در بسیاری از مواقع بین دانه ها فضاهای خالی باقی می ماند که بعداً ممکن است توسط آب های زیرزمینی و یا نفت و گاز اشغال شود که برخی از رشته های تخصصی زمین شناسی نظیر آب شناسی و زمین شناسی نفت وظیفه بررسی این فضاهای خالی را که اصطلاحاً تخلخل نامیده می‌شوند را دارند.

۱( اندازه دانه‌ها

یکی از مهمترین شاخصه های بافتی رسوبات و سنگ های رسوبی اندازه دانه های تشکیل دهنده آن می باشد. زیرا توسط بررسی اندازه دانه ها می‌توان انرژی عامل حمل ونقل و دوری و نزدیکی رسوب نسبت به ناحیه فشار را تعیین نمود و به واسطه اندازه دانه ها تقسیم بندی رسوبات و سنگ های رسوبی مطابق جدول زیر انجام می شود. طبقه بندی دانه ها از روی بلندترین قطر آنها صورت می گیرد که برای اولین بار توسط ونثورث واودرن ارایه شد. این مقیاس لگاریتمی بوده و در آن ، هر درجه ای برابر بزرگتر از درجه قبلی است. امروزه این مقیاس میلی متری نیز معروف است.

۲) شکل دانه grain shape

شکل دانه عبارت از توصیف فرم هندسی دانه در رسوب یا سنگ است که توسط فرم، کروپت ، گردشدگی و بافت سطح دانه مورد بررسی قرار می‌گیرد.
الف ) فرم form :
فرم عبارت است از رابطه بین سه قطر اصلی تشکیل دهنده یک دانه می باشد ( اقطار بلند، کوتاه، متوسط) که براساس آن دانه ها ممکن است به اشکال زیر دیده شوند.
ب) کرویت sphericity
کرویت عبارتست از این که شکل دانه تا چه حد به کره نزدیک باشد. کرویت یکی از ویژگی های ارثی دانه ها می باشد
ج) گردشدگی roundness
گردشدگی عبارتست از این که دانه رسوبی زوایا و گوشه های تیز خود را در حین حمل و نقل از دست بدهد. هرچه دانه رسوبی بزرگتر باشد گردشدگی سریعتر اتفاق می افتد. امروزه اگر کنار بستر یک رودخانه بروید ذراتی را خواهید دید که کاملاً‌ گوشه های تیز خودرا از دست داده اند. به واسطه میزان گردشدگی می توان به راحتی مقدار مسافت طی شده رسوب را تخمین زد. هرچه رسوبی مسافت بیشتری را طی نموده باشد گردتر می شود. باید توجه داشت ذرات دانه ریز در صد سیلت هیچگاه گرد نمی شوند. میزان گردشدگی بستگی به درجه سایش دانه در هنگام حمل ونقل ، اندازه دانه ومسافت حمل ونقل دارد.
د) بافت سطح دانه grain surface texture
عوارض مواد در سطح دانه ، بافت سطح دانه را تشکیل می دهند. بعنوان مثال رسوبات از منشاء یخچالی که در حد گراول باشند عمدتاً برروی آن‌ها خطوطی دیده می شود که نمایانگر جهت حرکت یخچال می‌باشد. و یا اینکه در کنار ساحل دریا به دانه های ماسه ای توجه نمایند متوجه می شوید که دانه ها ماسه‌ای درخشان و براق می باشند. زیرا سطح این دانه‌ها در اثر حرکت بر روی یکدیگر توسط امواج براق گردیده است.
در محیط های بیابانی سطح دانه‌ها کدر یا مات است ، امروزه دانشمندان زمین شناسی توسط بررسی این اختصاصات توسط میکروسکوپ های پیشرفته ، به راحتی می توانند فشار بسیاری از رسوبات را شناسایی نمایند.

۳ ) جورشدگی sorting

جورشدگی به یکنواختی اندازه دانه‌ها در سنگ اشاره می نماید، اگر سنگی از دانه های بااندازه تقریباً یکسان تشکیل شده باشد را سنگ با جورشدگی خوب می نامند و اگر سنگ از مخلوطی از دانه‌ها در سایزهای مختلف نظیر گراول ، ماسه و گل تشکیل شده باشد آن را سنگی با جورشدگی بد می‌نامند، به طور کلی رسوبات ساحل دریا از جورشدگی بسیار خوب و رسوبات یخچالی از جورشدگی بدی بهره می‌برند. دانشمندان از جورشدگی در تشخیص مقدار منافذ خالی موجود در سنگ استفاده می‌نمایند.

۴) طرز قرارگیری دانه ها

نحوه آرایش دانه هاو رسوبات در مقدارفضای خالی بین ذرات حایز اهمیت بسزایی است. بطوریکه هرگاه دانه ها به صورت مکعبی آرایش پیدا نمایند مقدار تخلخل به صورت ۴۷ % و اگر به صورت رومبوئدر آرایش یابند میزان تخلخل تقریباً نصف خواهد شد. این مسئله در آب شناسی حائز اهمیت است

طبقه‌بندی سنگ‌های رسوبی

سنگهای رسوبی بوسیله پروسه‌‌های فیزیکی، شیمیائی و بیولوژیکی تشکیل می‌شوند. بر اساس پروسه اصلی تشکیل دهنده سنگهای رسوبی این سنگها به سه گروه عمده تقسیم می‌شوند. سنگهای آواری آنهایی هستند که از قطعات سنگهای قدیمیتری که حمل و نقل شده و بعداً رسوب کرده‌اند درست شده‌اند (مثل ماسه‌سنگها). رسوباتی که منشأ جانوری، بیوشیمیائی و آلی دارند (مثل کربناتها) و آنهایی که منشأ شیمیائی دارند (مثل سنگهای تبخیری) گروههای دیگر سنگهای رسوبی را شامل می‌شوند.
گروههای اصلی سنگ‌های رسوبی، سنگهای رسی (۶۰%)، ماسه سنگها (۲۵-۲۰%) و سنگهای کربناته (۲۰-۱۵%) بوده و بقیه فقط ۵% سنگها را شامل می‌شوند.

۱) سنگهای رسی Mud Rocks

این سنگها شامل ذراتی هستند که قطر آنها از ۶۲ میکرون کمتر می‌باشد (سیلتها ۶۲-۴ میکرون و رسها کمتر از ۴ میکرون) اکثر این سنگها دارای ذراتی کوچکتر از ۵ میکرون می‌باشند. به این دلیل ذرات سنگهای رسی در موقع تشکیل براحتی و بوسیله کمترین جریان در آب معلق شده و می‌توانند تنها در آبهای آرام انباشته شوند .

۲) ماسه‌سنگ‌ها Sand Stones

این سنگها در محیطی که انرژی نسبتاً زیادی دارند (مثل محیط‌هائی با جریان سریع آب) انباشته می‌شوند. محیط‌های پر انرژی شامل تپه‌های بادی، سواحل دریاها، رودخانه‌ها و دره‌‌های عمیق زیر دریائی می‌باشند.
ماسه‌هائی که در نقاط کم عمق دریا انباشته می‌شوند ممکن است توسط جریانات توربیدیتی که شامل مخلوطی از ماسه و آب می‌باشد، به ناحیه عمیق دریا حمل شده و در آنجا انباشته شوند. اکثر توده‌های ماسه‌ای در موقع ته نشست شکل ظاهری کشیده‌ای (طویل) بخود می‌گیرند (مثل ماسه‌هائی که در رودخانه‌ها و سواحل دریاها تشکیل می‌شوند).

۳( رسوبات کربناتی Carbonates

رسوبات جدید کربناته دریائی تقریباً بطور کلی از قسمتهای مختلف موجودات دریائی تشکیل شده‌اند و شواهد زیادی وجود دارد که سنگهای کربناته زمان فانروزوئیک نیز چنین بوده‌اند. ولی ذرات سنگهای کربناته به آسانی می‌توانند تجزیه شده و یا تغییر جنس دهند بطوریکه منشأ آلی آنها همیشه مشخص نمی‌باشد

سنگ‌های رسوبی آواری (تخریبی)

چگونگی تشکیل سنگهای رسوبی آواری:

در سطح زمین سنگهای رسوبی آواری از تخریب سنگهای قدیمی‌تر تشکیل میگردند. سنگهای آذرین و دگرگونی که در مقابل فرسایش مکانیکی و شیمیائی ناپایدارند، منشأ اکثر سنگهای رسوبی – آواری می‌باشند. نوع موادیکه از تجزیه شیمیائی سنگهای آذرین و دگرگونی بوجود می‌آیند بستگی به شرایط موجود در سطح زمین (مقدار آب، درجه حرارت و وجود اکسیژن کانی) و ترکیب شیمیائی این سنگها دارد.
دانه‌های آواری ممکن است قطعات سنگها باشند ولی اکثر آنها را بلورهای کوارتز و فلدسپات تشکیل می‌دهند. مواد دانه‌ریز حاصل از تخریب که در موقع هوازدگی آزاد می‌شوند، بیشتر شامل کانیهای رسی بوده که در سنگهای رسی (mudrocks) فراوانند و ماتریکس ماسه‌سنگها و کنگلومراها را میسازنند.
آب و هوا و نوع سنگ‌های منشأ، ترکیب سنگهای آواری را مشخص می‌نمایند. طول مسیر حمل و نقل رسوبات آواری و دیاژنز آنها تا حدی در ترکیب این سنگها مؤثرند.

سنگ‌های تخریبی دانه درشت

سنگ‌های آواری دانه درشت (ماسه‌سنگها، کنگلومراها و برشها) حدود ۲۰ تا ۲۵ درصد ستون چینه‌نگاری را تشکیل می‌دهند. این سنگها نسبت به سنگهای آواری دانه‌ریز بیشتر مورد توجه واقع شده‌اند، زیرا:
۱( دانه‌های این سنگها درشت بوده و ساختمانها و بافتهای رسوبی که نشان‌دهندة حمل و نقل رسوبات و محیط‌های رسوبی می‌باشند، در این سنگها فراوانند.
۲( ماسه‌سنگهای متخلخل مانند سنگهای کربناته مخزن خوبی برای نفت و گاز و آب هستند. حدود ۵۰ درصد گاز و نفت دنیا در ماسه سنگها ذخیره شده است

طبقه بندی سنگهای آواری

ذرات تشکیل دهنده این سنگها در اثر تخریب سنگهای مناطق قاره‌ای بوجود آمده‌اند و توسط رودخانه‌ها به درون حوضه رسوبی حمل شده و رسوب کرده‌اند. این سنگها را بر اساس اندازه ذرات تشکیل دهنده آنها به سه دسته سنگهای دانه ریز یا گل سنگها ، دانه متوسط یا ماسه سنگها و دانه درست یا کنگرومراها و برشهای رسوبی تقسیم می‌کنند.

سنگهای آواری دانه ریز یا گل سنگها

اندازه ذرات تشکیل دهنده این دسته از سنگهای رسوبی کمتر از ماسه و در حد سیلیت و رس (ریزتر از ۰.۰۶۲۵ میلیمتر) است. بطور کلی این دسته از سنگهای رسوبی بر اساس اندازه ذرات و قابلیت تورق آنها نامگذاری می‌شوند. قابلیت تورق یکی از خصوصیات محیط رسوبی است که نشاندهنده عدم فعالیتهای موجودات زنده کف‌زی در هنگام رسوبگذاری می‌باشد. زیرا اگر موجودات زنده دارای فعالیت باشند باعث به هم ریختگی طبقات می‌گردند.
چنانچه بیش از ۳/۲ ذرات تشکیل دهنده سنگ در اندازه سیلیت باشد در صورت نبودن تورق ، سنگ را سیلتستون (Siltstone) نامیده و در صورت وجود تورق ، شیل سیلتی (silt - shale) می‌نامند. اگر ذرات سیلیت بیشتر از ۳/۱ ولی کمتر از ۳/۲ ذرات تشکیل دهنده سنگ را درست کند و بقیه ذرات در انداره رس باشد، در صورت نبود تورق سنگ را گل سنگ (mudstone) و در صورت وجود تورق آنرا شیل گل(mud - shale) می‌نامند.
اگر مقدار سیلیت در سنگ کمتر از ۳/۱ ذرات تشکیل دهنده سنگ و بیشتر از رس باشد، در صورت دارا بودن تورق ، سنگ را شیل رسی (cldy-shale) نامیده و در صورت نبود تورق آنرا رس سنگ (clay stone) می‌نامند. بطور کلی واژه گل سنگ زمانی بکار برده می‌شود که میزان رس و سیلیت در سنگ تقریبا به یک اندازه باشد. همچنین گل سنگ واژه عمومی است که در هنگام طبقه‌بندی سنگهای آواری دانه ریز برای تمامی سنگهایی که اندازه آنها ریزتر از ماسه باشد نیز بکار برده می‌شود.

سنگهای آواری دانه متوسط یا ماسه سنگها

اندازه ذرات تشکیل دهنده این دسته از سنگهای رسوبی در حد ماسه (بین ۰.۰۶۲۵ تا ۲ میلیمتر) بوده و بدین جهت آنها را ماسه سنگ می‌نامند. ماسه سنگها به دو دلیل توصیفی و یا ژنتیکی نامگذاری می‌شوند. نامگذاری توصیفی بر اساس کانیهای تشکیل دهنده و بافت سنگ می‌باشد. ولی تقسیم‌بندی ژنتیکی بر اساس محیط رسوبی ، که سنگ در آن تشکیل شده استT می‌باشد.
چون طبقه‌بندی ماسه سنگها بیشتر بر اساس کانیهای تشکیل دهنده سنگ است. فراوانی کانیهای موجود در سنگ به سه عامل فراوانی ، پایداری مکانیکی و ثبات شیمیایی بستگی دارد.

فراوانی(availbility)

بدین معنی است که کانیهای تشکیل دهنده سنگ باید به حد کافی در منشا وجود داشته باشد. نامگذاری و تقسیم‌بندی سنگ بر اساس فراوانی کانیها و ذرات تشکیل دهنده سنگ می‌باشد.

پایداری مکانیکی

عبارت از مقاومت سنگها در برابر هوازدگی است. برای این منظور باید کانیها فاقد رخ بوده و از سختی زیادی برخوردار باشند. زیرا در مدت تخریب طولانی ذراتی که نرم بوده و دارای رخ باشند از بین می‌روند. بنابراین باید ذرات تشکیل دهنده سنگ از پایداری مکانیکی زیادی برخوردار باشند تا از بین نروند.

ثبات شیمیایی

عبارت از مقاومت شیمیایی کانیها در برابر تجزیه است. کانیهایی که در سنگهای آذرین در مرحله آخر متبلور شده‌اند در مقابل عمل هوازدگی شیمیایی از ثبات شیمیایی بیشتری برخوردار هستند. زیرا در محیطهای سردتر و دارای آب بیشتر تشکیل شده‌اند و شرایط تشکیل آنها مشابه سطح زمین می‌باشد. طبق این اصل کوارتز دارای ثبوت شیمیایی بیشتری می‌باشد، چون آخرین کانی متبلور شده می‌باشد.

طبقه‌بندی ماسه سنگ بوسیله فولک

طبقه‌بندی ماسه سنگ توسط فولک بر اساس کانیهای کوارتز ، فلدسپات و خرده سنگها می‌باشد در این طبقه‌بندی که بر اساس کانیهای اصلی می‌باشد، درصد ماتریکس ، سیمان شیمیایی ، گلاگونیک و ... در نظر گرفته نمی‌شود. برای نامگذاری سنگها در این روش باید مقدار کانیهای اصلی ذکر شده در سنگ را تعیین کرده و آنها را به درصد تبدیل نمود و بر اساس درصد ذرات بدست آمده سنگ را نامگذاری کرد. فولک ماسه سنگها را به هفت گروه کوارتز آرنایت ، ساب آرکوز ، ساب لیتارنایت ، لیتارنایت ، لیتیک آرکوز و فلدسپاتیک لیتارنایت تقسیم می‌شوند. البته بر حسب نوع خرده سنگها نیز تقسیم‌بندیهای جزئی تری دارند.

طبقه‌بندی ماسه سنگها توسط پتی جان

در این طبقه‌بندی بافت سنگها نیز در نظر گرفته شده است و بر اساس ماسه سنگها به دو گروه تقسیم می‌شوند گروه اول آنهایی هستند که بیشتر از ذرات ماسه‌ای تشکیل شده‌اند و کمتر از ۱۵% ماتریکس دارند و گروه دوم ماسه سنگهای کثیف نامیده می‌شوند و ماتریکس آنها بیش از ۱۵% می‌باشد.
در واقع در این نوع تقسیم‌بندی بر اساس بافت و همچنین جنس ذرات تشکیل دهنده سنگ را تقسیم می‌کنند و سنگهایی که ماتریکس آنها کمتر از ۱۵% می باشند شامل:
ـ کوارتز آرنایت
ـ ساب آرکوز
ـ ساب لیتارنایت
ـ آرکوز
ـ آرکوز آرنایت
ـ لیتیک آرنایت می‌باشد و سنگهایی که ماتریکس آنها بیشتر از ۱۵% می‌باشد عبارتند :
- کوارتز وک
- آرکونیک وک
- فلدسپات گری وک
- لیتیک گری وک.
اگر درصد ماتریکس سنگ بیش از ۷۵% باشد مادستون‌ها را بوجود می‌آورد.

سنگهای آواری دانه درشت

سنگهای دانه درشت آواری از به هم چسبیدن ذرات در اندازه گراول تشکیل می‌شوند بر اساس درجه گردشدگی ذرات خود به دو دسته گنگلومراها و برشهای رسوبی تقسیم می‌شوند. کنگلومرا سنگی است که از ذرات دانه درشت (گراول) با گردشدگی خوب تشکیل شده است. برشهای رسوبی عبارت از سنگهایی است که ذرات دانه درشت تشکیل دهنده آن به صورت زاویه‌دار باشند.

کنگلومراها

در حالت کلی می‌توان سنگهای دانه درشت آواری را بر اساس بافت که عبارت است از نسبت ذرات دانه درشت و نوع ماتریکس موجود در سنگ ، نوع یا جنس ذرات دانه درشت تشکیل دهنده و منشا دانه‌ها تقسیم‌بندی کرد. چنانچه دانه‌های گراول بیش از ۸۰% ذرات سنگ را تشکیل دهند سنگ را کنگلومرا می‌نامند.
اگر مقدار گراول کمتر از ۸۰% باشد سنگ را بر اساس مقدار گراول و نوع ماتریکس موجود در آن نامگذاری می‌کنند اگر مقدار گراول بین ۳۰ تا ۸۰ درصد باشد، بر اساس ماتریکس سنگ را به سه دسته کنگلومرای ماسه‌ای (ماتریکس دانه‌های ماسه می‌باشد) ، کنگلومرای ماسه‌ای - گلی (ماتریکس ذرات در اندازه ماسه و گل می‌باشد) و کنگلومرای گلی (ماتریکس ذرات در حد گل است) نامگذاری می‌کنند.

دیامیکتایت (diamictite)

سنگهای دانه درشت که حاوی ماتریکس زیادی می‌باشند و از رسوبات یخچالی حاصل شده‌اند را دیامیکتایت می‌نامند. این واژه برای سنگهایی بکار می‌رود که دارای جورشدگی بد ، بدون آهک و از ذرات آواری در اندازه ماسه یا درشتتر که در داخل ماتریکس دانه ریز قرار گرفته‌اند، تشکیل شده است. بیشتر دیامیکتایت‌ها کنگلومراهایی هستند که از دانه‌هایی با ترکیب متفاوت تشکیل شده‌اند.
ـ تقسیم‌بندی کنگلومراها بر اساس ترکیب
بر اساس ترکیب یا جنس ذرات دانه درشت تشکیل دهنده کنگلومرا ، آنها را به دو دسته اولیگومیکتیک و پلی میکتیک تقسیم می‌کنند. اگر ذرات دانه درشت گراولی از یک جنس باشد، سنگ را تک منشائی یا اولگیومیکتیک (oligomictic) می‌نامند. در واقع اولیگومیکتیک سنگی مخلوطی است که جنس ذرات آن تقریبا یکنواخت می‌باشد. کنگلومراهایی که ذرات گراول آنها از انواع مختلف خرده سنگها درست شده باشد آن را چند منشائی یا پلی میکتیک کنگلومرا (polymictic) می‌نامند.

تقسیم‌بندی کنگلومراها از لحاظ منشا

کنگلومراها را بر اساس منشا دانه‌ها نیز تقسیم‌بندی می کنند. چنانچه ذرات از خارج حوضه به درون حوضه حمل شوند و رسوب کنند آنرا کنگلومرای خارج سازندگی (extra formational) می‌نامند و اگر منشا دانه‌ها از درون حوضه باشد آن را کنگلومرای درون سازندگی (intra formational) می‌نامند.
فولک ماسه سنگها را بر اساس درصد کانی‌های تشکیل دهنده سنگ تقسیم بندی کرده است. در این طبقه بندی از مثلثی که در رئوس آن ۳ حروف Q ، F و R نوشته شده است استفاده می‌شود. قطب Q شامل انواع کوارتز و متا کوارتزیت بوده ، ولی شامل چرت نمی‌شود. قطب F شامل انواع فلدسپات پتاسیم یا سدیم یا کلسیم به اضافه خرده‌های گرانیتی و گنایسی است.
قطب RF یا R شامل انواع خرده سنگ‌ها از قبیل چرت ، اسلیت ، شیست ، خرده‌های ولکانیکی ، سنگ آهک ، ماسه سنگ و غیره می‌باشد. در این طبقه بندی درصد ماتریکس ، سیمان شیمیایی ، گلاکونیک ، فسفاتها ، فسیل‌ها ، کانی‌های سنگین ، میکا و ... در نظر گرفته نمی‌شود. بعد از تعیین مقادیر Q ، F و RF در سنگ ، آنها را به درصد تبدیل کرده و بعد از تعیین درصدها و محاسبه نسبت F/RF ، اسم سنگ را بدست می‌آورند.

۱( کوارتز آرنایت (Quartz arenite)

در این نوع سنگ باید مقدار Q بیش از ۹۵٪ ذرات اصلی سنگ باشد.

۲( ساب آرکوز (Subar***e)

اگر بین ۵ تا ۲۵ درصد ذرات اصلی تشکیل دهنده سنگ در قطب F قرار گیرد و مقدار F بیشتر از R باشد، سنگ حاصله ساب آرکوز نامیده می‌شود.

۳( آرکوز (Ar***e)

آرکوز عبارت از سنگی است که بیش از ۲۵٪ ذرات آن را فلدسپات تشکیل داده و نسبت بین F/RF از ۱/۳ بیشتر می‌باشد.

۴( لیتارنایت (Litharenite)

لیتارنایت سنگی است که بیش از ۲۵٪ ذارت آن در قطب R بوده و نسبت بین F/RF از ۳/۱ کمتر است.

۵( لیتیک آرکوز (Lithic ar***e)

در صورتی که نسبت F/RF بین ۱/۱ تا ۱/۳ باشد، سنگ را لیتیک آرکوز می‌نامند.
فلدسپاتیک لیتارنایت (Feldespatic litharnite)
این واژه هنگامی بکار می‌رود که نسبت F/RF بین ۳/۱ تا ۱/۱ باشد.

۶( ساب لیتارنایت (Sublitharenite)

اگر بین ۵ تا ۲۵ درصد ذرات اصلی تشکیل دهنده سنگ از نوع خرده سنگ‌ها باشد و مقدار آنها از فلدسپات‌ها بیشتر باشد نام سنگ ساب لیتارنایت خواهد بود.

تقسیم بندی‌های ریزتر سنگ‌های حاوی خرده سنگ:

اگر بعد از محاسبه نام سنگ یکی از اسامی لیتارنایت ، ساب لیتارنایت و یا فلدسپاتیک لیتارنایت باشد، مقدار خرده سنگ‌های موجود در سنگ را به درصد جدید تبدیل کرده و به روی مثلث دیگری بر اساس این درصد جدید می‌توان نام سنگ را مشخص کرد. اگر جنس خرده سنگ‌ها از نوع ولکانیکی باشد، سنگ را ولکانیک آرنایت (Volcanic aernite) و اگر از جنس دگرگونی باشد، فیلارنایت (phillarnite) و اگر رسوبی باشد، سدیمنت آرنایت یا سدآرنایت (Sediment arnite or Sedarenite) می‌نامند.

تقسیم بندی سد آرانایت‌ها:

اگر نام سنگ در قسمت سد آرانایت‌ها قرار بگیرد می‌توان دو مرتبه مقدار خرده سنگ‌های رسوبی را به دو درصد جدید تبدیل کرده و نام سنگ را بر روی مثلث دیگری مشخص نمود. اگر خرده سنگ‌ها بیشتر از نوع چرت باشد، سنگ را چرت آرنایت (Chert-arnite) و اگر بیشتر از نوع آهک باشد، کالک آرنایت (Calc-arnite) و اگر از جنس ماسه سنگی یا شیلی باشد، سنداستون آرنایت و یا شیل آرنایت (Sandstan-arnite or Shale arnite) می‌نامند.

نامگذاری دقیق و توصیف بیشتر ماسه سنگ‌ها:

تقسیم بندی‌های ذکر شده بر اساس کانی‌های تشکیل دهنده سنگ می‌باشد. برای نامگذاری دقیق و توصیف بیشتر ماسه سنگها ، فولک معتقد است که علاوه بر نام اصلی سنگ باید ۴ خاصیت مهم را در توصیف ماسه سنگ‌ها در نظر گرفت تا بتوان آنها را دقیقا از یکدیگر تفکیک نمود. این چهار خاصیت شامل اسم اندازه ذرات تشکیل دهنده سنگ ، سیمان یا سیمان شیمیایی موجود در سنگ ، بلوغ بافتی در سنگ ، عناصر فرعی از قبیل گلاگونیت و غیره است.

دیاژنز ماسه سنگها Sandstone diagensis

دیاژنز (Diagensis) عبارت از کلیة تغییراتی است که در سنگ بعد از رسوبگذاری و قبل از دگرگونی ایجاد می‌شود. دیاژنز ممکن است زودرس باشد (early diagensis) که درست بعد از رسوبگذاری شروع و ممکن است که تا صد هزار سال طول کشیده و از عمق یک تا صد متری روی رسوبات تأثیر گذارد. دیاژنز دیررس (Late diagenesis) در موقعی که رسوبات در اعماق بیشتر دفن می شوند و در موقع کوهزائی و یا بعد از آن اتفاق می‌افتد.
مهمترین عوامل فیزیکی دیاژنز، فشردگی (Compaction) و انحلال در اثر فشار (Pressure solution)می‌باشند که هر دو بستگی به ضخامت طبقات بالائی دارند.
پروسه ها (عوامل) شیمیائی دیاژنز رسوب کانیهای مختلف که منجر به تشکیل سیمان می شود، انحلال کانیهای ناپایدار و جانشین دانه‌ها توسط کانیهای دیگر را شامل می‌شود.
پروسه‌های شیمیایی در مجاورت آب انجام می‌گیرد به طوری که شوری، PH و EH (پتانسیل احیاء کنندگی) آب و توانایی عبور آب از داخل رسوبات (که بستگی به تخلخل و تراوایی دارد) در دیاژنز اهمیت زیادی دارد. آب موجود در تخلخل سنگها در اعماق زیاد به علت تجزیه مواد آلی توسط باکتریها که حالت احیاء کنندگی پیدا می‌کند و بخاطر انحلال کانیهای ناپایدار و رسوب کانیهای اُتی ژن تغییر می‌کند. دیاژنز در اعماق زیاد (ضخامت زیاد طبقات بالائی، تا عمق حدود ۰۰۰/۱۰ متری) در جائی که درجه حرارت °c ۲۰۰- °c۱۰۰ می‌باشد ممکن است تا میلیون‌ها سال طول بکشد. از این به بعد پروسه‌های دگرگونی سنگها شروع می‌شود.
آب داخل تخلخل (آب داخل تشکیلاتی) (formation water) در مقایسه با آب دریا دارای +Na ، ++Mg ، - - So۴ و+ R کمتر نسبت به – Cl می‌باشد ولی مقدار ++Ca ، ++ Sr و سیلیس آن بیشتر می‌باشد. بعد از کوهزائی، دیاژنز در سنگهای رسوبی در مجاورت آب شیرین که اکسید کننده بوده و PH آن نیز اسیدی می‌باشد صورت می ‌گیرد

 

+ نوشته شده توسط فروغ ابراهیمی در چهارشنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1390 و ساعت 18:29 |

سنگهای دگرگونی:

واژه دگرگونی ، که از کلمه لاتین Metamorphic به معنای تغییر شکل گرفته شده است، به این اشاره دارد که سنگ اولیه ، شکل اصلی خود را تغییر داده و به شکل جدید در آمده است.




دید کلی:

سنگهای دگرگونی ، سنگهایی هستند که از تغییر شکل سنگهای قبلی به علت تغییر شرایط فیزیکی ( فشار ـ دما ) یا شیمیایی و در حالت جامد به‌ وجود می‌آیند. پدیده دگرگونی به محو و ناپدید شدن یک یا مجموعه‌ای از کانیهای متبلور سنگ تعبیر می‌شود. این تغییرات ممکن است بر روی سنگهای رسوبی که در شرایط سطحی به وجود آمده‌اند یا در سنگهای آذرین که از ماگما متبلور گردیده و یا حتی در سنگهای دگرگونی حادث شود.


در حالت اخیر ، شرایط دگرگون شدگی سنگ قبلی تغییر می‌نماید و این پدیده با ظهور و پیدایش یک یا مجموعه‌ای از کانیهای جدید همراه می‌باشد. بنابراین دگرگونی عبارت از پاسخی است که هر سنگ در مقابل تغییرات محیط شیمیایی یا فیزیکی از خود بروز می‌دهد و این پاسخ به صورت تجدید تبلور کانیهای قدیمی به دانه‌های جدید و یا پدیدار شدن کانیهای نو ظهور و تخریب بعضی دیگر تجلی می‌کند
.


تاریخچه:

واژه متامورفیسم برای اولین بار در سال 1820 توسط A.Boue عنوان گردید و جیمز هاتن اولین کسی بود که در کتاب خود به نام فرضیه کره زمین به مفاهیم کلی دگرگونی اشاره نمود.


 

 

سیر تحولی و رشد:

·         Elie de Beament و A. Daubre که در اواسط قرن نوزدهم می‌زیسته‌اند، اولین کسانی بودند که دگرگونی ناحیه‌ای و دگرگونی مجاورتی را از هم متمایز کردند و اصطلاح دگرگونی ناحیه‌ای توسط A.Daubre وارد این علم گردید.

·         با عنوان شدن واژه ژئوسنکلینالها توسط J.D.Dana ، James Hall و E.Haug در فاصله سالهای بین 1859 و 1910 ، سنگهای دگرگونی ناحیه‌ای معنی و مفهوم دیگری پیدا کرد. این دانشمندان دما و فشار بالا و همچنین حرکات زمین ساختی حاکم بر اعماق این ژئوسنکلینالها را عامل اصلی دگرگونی ناحیه‌ای دانستند.

·         اصطلاح دینامومتامورفیسم در سال 1886 توسط H.Rosenbusch پیشنهاد شد و بعدها دانشمندان دیگری واژه Dynamic را برای دگرگونی کاتاکلاستیک بکار بردند.

·         در فاصله سالهای بین 1870 و 1900 ، سنگ نگاری میکروسکوپی به وجود آمد.

·         Grubenmann ( 1924 ـ 1850 ) و Niggli سنگهای دگرگونی ، ناحیه‌ای را بر حسب ترکیب شیمیایی تقسیم‌بندی نمودند که بعضی از زمین شناسان اروپایی هم از آن نامها استفاده می‌کنند.

·         جورج بارو با بررسی زمین شناسی سنگهای دگرگونی در اسکاتلند ، نشان داد که سنگهای دگرگونی این مناطق یک تغییر تدریجی در بافت و ترکیب کانی شناسی دارند و نتیجه این مطالعات باعث کشف زون دگرگونی تدریجی گردید.

·         بررسی زونهای مختلف کانیهای دگرگونی به کرات و در نواحی مختلف توسط تیلی ( 1925 ) و هارکز ( 1932 ) و Barth ( 1936 ) صورت گرفت ولی در هیچکدام از این مطالعات مساله پیوند بین فرایندهای زمین شناسی و فرایندهای دگرگونی تدریجی به دقت مورد نظر قرار نگرفت.

 



اقسام دگرگونی:

·         دگرگونی اصابتی یا دگرگونی ضربه‌ای

·         دگرگونی مجاورتی یا دگرگونی حرارتی

·         دگرگونی دینامیکی یا دگرگونی کاتاکلاستیک

·         دگرگونی ناحیه‌ای یا دیناموترمال متامورفیسم

·         دگرگونی انباشتی یا دگرگونی ترفینی یا دگرگونی استاتیک

·         دگرگونی زیر کف اقیانوسها

·         دگرگونی هیدروترمال یا دگرسانی هیدروترمال

اقسام فابریک‌های دگرگونی:

·         سنگهایی که فاقد جهت یافتگی برتر می‌باشند.

·         سنگهایی که دارای جهت یافتگی برتر و شخصی هستند.

کليات:

سنگها و کانيها تحت شرايطي که در آن شکل گرفته اند پايدار مي مانند. با تغيير در شرايط سنگها نيز تغيير ميکنند. سنگهای دگرگونی ، سنگهایی هستند که از تغییر شکل سنگهای قبلی به علت تغییر شرایط فیزیکی ( فشار ـ دما ) یا شیمیایی و در حالت جامد به‌وجود می‌آیند. پدیده دگرگونی به محو و ناپدید شدن یک یا مجموعه‌ای از کانیهای متبلور سنگ تعبیر می‌شود. این تغییرات ممکن است بر روی سنگهای رسوبی که در شرایط سطحی به وجود آمده‌اند یا در سنگهای آذرین که از ماگما متبلور گردیده و یا حتی در سنگهای دگرگونی حادث شود.
در حالت اخیر ، شرایط دگرگون شدگی سنگ قبلی تغییر می‌نماید و این پدیده با ظهور و پیدایش یک یا مجموعه‌ای از کانیهای جدید همراه می‌باشد. بنابراین دگرگونی عبارت از پاسخی است که هر سنگ در مقابل تغییرات محیط شیمیایی یا فیزیکی از خود بروز می‌دهد و این پاسخ به صورت تجدید تبلور کانیهای قدیمی به دانه‌های جدید و یا پدیدار شدن کانیهای نو ظهور و تخریب بعضی دیگر تجلی می‌کند.فرآيند دگرگوني در سنگها با فرآيند دياژنز آغاز ميشود (دياژنز فرآيندي است که طي آن رسوبات سست به سنگ تبديل ميشود). بر اثر دگرگوني تغييرات کاني شناسي و بافتي در سنگ اتفاق مي افتد و حد نهايي دگرگوني ذوب سنگها ميباشد. دگرگوني به دو شکل انجام ميشود: دگرگوني پيشرونده که با سنگهاي غني از سيالات (مانند آب) سرد آغاز ميشود و سپس به سنگهاي بدون آب و داغ ميرسد. اگر فشار و دما کاهش پيدا کند، دگرگوني پسرونده رخ ميدهد و سنگها و کانيها خود را با شرايط کاهش فشار و دما هماهنگ ميکنند. دگرگوني پيشرونده و پسرونده (قهقرايي) فرآيندهاي متعادلي نيستند. دگرگوني پيشرونده سريعتر رخ ميدهد و تغييرات قابل توجهي ايجاد ميکند. سريع بودن دگرگوني پيشرونده به اين خاطر است که در طي آن آب حضور دارد. دگرگوني پسرونده (قهقرايي) با سنگهاي فاقد آب آغاز ميشود و کندتر است و تغييرات زيادي ايجاد نميکند. با استفاده از دگرگوني پسرونده (قهقرايي) نميتوان سنگ مادر سنگ دگرگوني را تشخيص داد.

ü     تأثير عامل دما بر روي سنگ هاي دگرگوني

  

 تصوير کلي از تأثير عامل دما بر روي سنگهاي دگرگوني

دو منبع تامين کننده گرما در زمين وجود دارد. يکي گراديان ژئوترمال است (گراديان ژئوترمال با افزايش عمق در داخل زمين، دما نيز افزايش پيدا ميکند). ميانگين گراديان ژئوترمال تقريباً 1 درجه سانتيگراد به ازاي هر متر عمق ميباشد. اگر در همه نقاط زمين اين روند ثابت نميباشد. دومين منبع تامين کننده گرما در زمين توده هاي نفوذي ماگما مانند باتوليتها است. زمانيکه اين توده ها سرد ميشوند، گرمايي را به سنگهاي اطراف خود منتقل ميکنند و سبب دگرگوني ميشوند. حد نهايي دگرگوني ذوب سنگها است. دماي ذوب براي سنگها از 700 -800 درجه سانتيگراد تا 1000 درجه سانتيگراد ميباشد. دماي ذوب با عوامل زيادي کنترل ميشود. مثلاً ترکيب شيميايي سنگ مادر. مثلاً ممکن است گرانيت يا بازالت دگرگون شوند. ساير عوامل در تعيين دماي ذوب تاثير يکسان دارند. يکي از اين عوامل فشار است. هر چقدر سنگ در عمق بيشتري قرار گيرد و فشار بيشتري تحمل ميکند و به دماي بيشتري براي ذوب نيازمند است. برعکس، زماينکه سنگي که متعلق به نقاط عميق تر است و بسيار داغ است، به سطح زمين آورده شود، سريعتر ذوب ميشود، زيرا فشار کاهش پيدا ميکند. سيالات هم در ذوب نقش دارند. هر قدر ميزان آب موجود در محيط بيشتر باشد در انجام عمل ذوب تسريع ميشود. سيالات باعث ميشوند که مواد شيميايي سريعتر و آسانتر حرکت کنند. با افزايش تحرک مواد شيميايي، روند ذوب افزايش پيدا ميکند. سنگي که فاقد آب باشد به سختي تغيير ميکند. بدون حضور سيالات تغيير مواد شيميايي بسيار سخت ميباشد.

 

   انواع دگرگوني:

   


(تصويري از دگرگوني مجاورتي همراه با نمايش هاله دگرگوني)

*    دگرگونی دینامیکی یا دگرگونی کاتاکلاستیک

دگرگوني کاتاکلاستيک: اين نوع دگرگوني مربوط به تغيير شکل مکانيکي است. مثلاً زمانيکه دو بلوک سنگي در يک زون گسلي از کنار هم عبور ميکنند، اين نوع دگرگوني رخ ميدهد. بر اثر لغزشي که در زون گسلي روي ميدهد و بر اثر اصطکاک ايجاد شده، گرما توليد ميشود. سنگها در اين قسمت خرد وساييده ميشوند. دگرگوني کاتاکلاستيک چندان معمول نميباشد و اغلب در زونهاي باريکي که در آنها لغزش روي ميدهد، اتفاق مي افتند.

*     دگرگونی مجاورتی یا دگرگونی حرارتی:

دگرگوني مجاورتي: اين نوع دگرگوني در نزديکي توده هاي نفوذي رخ ميدهد. دگرگوني مجاورتي با دماي بالا همراه است و اين گرما از توده هاي نفوذي حاصل ميشود. از آنجاييکه محدوده کوچکي از اطراف توده نفوذي تحت تاثير قرار ميگيرد، دگرگوني مجاورتي محدود به يک زون کوچک است که به آن هاله دگرگوني گفته ميشود. خارج از محدوده هاله دگرگوني، دگرگوني اتفاق نمي افتد. درجه دگرگوني در تمام جهات به سمت توده آذرين افزايش پيدا ميکند. از آنجاييکه اختلاف دما ميان توده ماگمايي و سنگهاي اطراف آن در نواحي کم عمق زياد است، اين نوع دگرگوني دما بالا و فشار پايين ميباشد. سنگهاي حاصل از اين دگرگوني هورنفلسها هستند که دانه ريز بوده و فاقد فولياسيون هستند.

*    دگرگوني ناحيه اي: اين نوع دگرگوني در محدوده وسيعي اتفاق مي افتد و ميزان دگرشکلي و تنش تفريقي بسيار است. بنابراين، دگرگوني ناحيه اي سبب تشکيل شدن سنگهاي دگرگوني با فولياسيون بالا ميشود. اين سنگها شامل اسليتها، شيستها و گنيسها هستند. تنش تفريقي حاصل نيروهاي تکتونيکي است و بر سنگها فشار وارد ميکند. به عنوان مثال، زمانيکه دو قاره با يکديگر برخورد ميکنند، چنين فشاري بر سنگها وارد ميشود. سنگهاي دگرگوني ناحيه اي در مرکز مناطق کوهزايي تشکيل ميشوند. استرس فشاري باعث چين خوردگي شده و سبب افزايش ضخامت پوسته ميگردد. چين خوردگي و ضخيم شدگي سنگها، آنها را به سمت اعماق با فشار و دماي بالا سوق ميدهد.

 

*    دگرگونی انباشتی یا دگرگونی ترفینی یا دگرگونی استاتیک

دگرگوني دفني: زمانيکه سنگهاي رسوبي در اعماق چند صد متري دفن ميشوند، دماهاي بيشتر از 300 درجه سانتيگراد ايجاد شده و کانيهاي جديد تشکيل ميشوند. اما به نظر ميرسد که سنگها دگرگون نميشوند. عمده ترين کانيهايي که در دگرگوني دفني توليد ميشوند، زئوليتها هستند. دگرگوني دفني بسيار شبيه دياژنز بوده و از لحاظ افزايش دما و فشار با درجات دگرگوني ناحيه اي قابل مقايسه است.

*    دگرگونی زیر کف اقیانوسها

*    دگرگونی هیدروترمال یا دگرسانی هیدروترمال: اين نوع دگرگوني نتيجه جريان سيالهاي داغ و فعال شيميايي در داخل سنگهاست و باعث دگرگوني درجه پايين و تشکيل شدن سرپانتين و اسکارن ميشود.

*    دگرگونی اصابتی یا دگرگونی ضربه‌ای : اين نوع دگرگوني زماني اتفاق مي افتد که شهاب سنگها با سرعت بالاي خود به سنگها برخورد ميکنند و باعث شوک حرارتي و فشاري شديد در سنگ ميشوند.

ü     تأثير عامل فشار بر روي سنگ هاي دگرگوني

 

(  تصويري براي نمايش تأثير عامل فشار بر روي سنگهاي دگرگوني)

دو نوع فشار در دگرگوني وجود دارد. فشار همه جانبه و فشار جهت دار.فشار همه جانبه (فشار هيدروستاتيک) در همه جهات يکسان است و حاصل از وزن سنگهاي رويی است. در واقع اين فشار حاصل از مدفون شدن سنگ در اعماق است. فشار جهت دار (استرس) در همه جهات يکسان نميباشد و با فرآيندهاي کوهزايي همراه ميباشد. يعني زمانيکه سنگها در حاشيه قاره ها تحت فشار قرار ميگيرند. فشار نه تنها بر روي ميزان و درجه دگرگوني موثر است، بلکه سبب تغييرات بافتي در سنگ ميشود. بلورها و جهت يافتگي هاي آنها از خصوصيات بارز اين نوع دگرگوني است.

(نمايي کلي از رخساره هاي دگرگوني)

با استفاده از رخساره ها محيط تشکيل سنگهاي دگرگوني تعيين ميشود. رخساره دگرگوني يک محدوده دما، فشار و ساير عواملي است که درجه دگرگوني را کنترل ميکنند. سنگهاي درجه دگرگوني پايين در رخساره هاي دما و فشار پايين شکل ميگيرند، در حاليکه سنگهاي دگرگوني درجه بالا در رخساره هاي دما و فشار بالا تشکيل ميشوند. مرز رخساره ها در نمودار دما – فشار آمده است.

 

 

 

سنگ های رسوبی

*    دید کلی:

سنگ شناسی رسوبی از دو کلمه Sedimentary به معنی رسوبی و Petrology به معنی سنگ شناسی گرفته شده است.

سنگهای رسوبی به دلیل داشتن منابع مهم نظیر نفت ، گاز ، ذغال ، آهن ، اوارنیم و نیز مواد مورد نیاز در مصالح ساختمانی مانند آهک ، گچ و غیره از اهمیت خاصی برخوردارند لذا سنگ شناسی رسوبی یکی از مهمترین شاخه‌های علوم زمین محسوب می‌گردد. در حدود 70٪ از سنگهای سطح زمین ، دارای منشا رسوبی هستند، و این سنگها عمدتا از ماسه سنگها ، سنگهای آهکی ، شیل ها و به مقدار کمتری اما با همان معروفیت از رسوبات نمک ، سنگهای آهندار ، ذغال و چوب تشکیل شده است.

*    تاریخچه و سیر تحولی:

·         مطالعه سنگهای رسوبی از نظر مشخصات ساختی ، بافتی و ترکیب شیمیایی آنها ، اولین بار در سال 1879 توسط سوربی انگلیسی انجام گرفت. وی مطالعه سنگهای رسوبی در مقاطع نازک را برای اولین بار ابداع نمود. بعدها در 1899 ، کایوی فرانسوی پاره‌ای از مشخصات میکروسکوپی و مشخصات ماکروسکوپی بعضی از سنگهای رسوبی در کشور فرانسه را ، به صورت مصور تشریح و تفسیر کرد.

از آن تاریخ به بعد ، به پیروی از کایو ، بررسیهای سنگهای رسوبی و کوشش اکثر سنگ شناسان ، عمدتا بر
کانی شناسی و تشخیص کانی‌های تشکیل دهنده این سنگها متمرکز گردید. که در این میان ماسه سنگها و رسوبات ماسه‌ای و از میان کانی‌ها هم ، کانیهای سنگین (دارای وزن مخصوص بیش از 2.85) ، بیشتر مورد توجه قرار گرفتند.

·         در سال 1919 ، ونت ورث آمریکایی برای سنجش اندازه ذرات و دانه های تشکیل دهنده رسوبات تخریبی مقیاسی ارائه داد و به کمک مقیاس ونت ورث مطالعه دانه سنجی و تجزیه‌های کمی و مکانیکی رسوبات بر مبنای اندازه دانه ها و فراوانی آنها ، میسر گردید.

·         سرانجام در 1933 ، آدن و کرمباین ، مقیاس‌های جدیدتری برای اندازه گیری دانه‌های رسوبی ارائه دادند و در مکانیسم تجزیه‌های مکانیکی رسوبات تخریبی ، تسهیلات زیادتری ایجاد کردند. امروز هم ، مقیاسهای اندازه گیری متداول برای مطالعات رسوب شناسی و سنگهای رسوبی ، به نام همین افراد معروف بوده و مورد استفاده سنگ شناسان و رسوب شناسان قرار دارد.

 

*    گروههای اصلی سنگهای رسوبی :

1.    رسوبات سیلیسی آواری :
رسوبات سیلیسی آواری (همچنین تحت عنوان رسوبات تریجنوس یا اپی کلاستیک خوانده می‌شوند) آنهایی هستند که از خرده سنگهای قبلی که توسط فرآیند فیزیکی حمل و رسوب کرده‌اند، تشکیل شده‌اند. این گروه شامل سنگها زیر می‌باشد:

·        کنگلومراها

·        برش‌ها

·        ماسه سنگها

·        گلسنگها

2.    رسوبات بیوژنیک ، بیوشیمیای و آلی :
رسوباتی هستند که بیشتر منشا بیو ژنیکی ، بیو شیمیایی و آلی دارند و شامل:

·        سنگهای آهکی :
سنگهای آهکی می‌توانند هم از طریق ته نشست مستقیم CaCo3 از آب دریا و هم از طریق رسوب کردن اسکلت‌های کربناتی موجودات به وجود آید.

·        چرت‌ها :
چرت ، یک واژه خیلی کلی برای رسوبات سیلیسی دانه ریز ، با منشا شیمیایی ، بیو شیمیایی یا بیوژنیکی است.

·        فسفاتها :
یکی از مهمترین کانی‌های رسوبی فسفاتها ،
آپاتیت می‌باشد.

·        ذغال و شیل نفتی :
ذغال و شیلهای نفتی که از
بقایای موجودات زنده قدیمی می‌باشند، انعکاسی از فرآیندهای دیانژ و دگرگونی دارند.

3.    رسوبات شیمیایی :
این رسوبات منشا شیمیایی دارند و شامل موارد زیر می‌باشند
:

·         تبخیر‌ی‌ها: تبخیری‌ها عمدتا رسوبات شیمیایی هستند که پس از تغلیط نمک‌های محلول در آب بر اثر تبخیر رسوب کرده‌اند.

·         سنگهای آهن‌دار :
آهن ، عملا بر اندازه چند در صد در تمام سنگهای رسوبی وجود دارد، ولیکن بطور غیر معمول ، در جایی که مقدار آهن بیش از 15٪ باشد، سنگهای آهن‌دار را تشکیل می‌دهد.

4.    رسوبات آذر آواری :
رسوبات آذر آواری رسوباتی هستند که عمدتا از دانه‌های با منشا ولکانیکی ، که از فعالیت‌های آتشفشانی همزمان سرچشمه گرفته‌اند، تشکیل شده‌اند. و شامل موارد زیر می‌باشند
:

·         رسوبات اتوکلاستیک :
سنگهای ولکانوژیکی هستند که توسط برشی شدن در جای لاوا تشکیل شده‌اند.

·         رسوبات پیروکلاستیک – ریزشی :
این رسوبات به راحتی از طریق خرده‌های آتشفشانی خارج شده از یک مجرا یا یک شکاف ، بر اثر انفجار ماگماتیکی ، تشکیل می‌شوند.

·         رسوبات ولکانی کلاستیک – جریانی :
این رسوبات توسط انفجارات فورانی در محیط‌های خشکی ایجاد می‌شوند.

·         هیدروکلاستیک‌ها :
هنگامی که لاوای خارج شده ، با آب تماس پیدا کند، سرد شدن و خاموشی سریع ، باعث قطعه قطعه شدن لاوا می‌شود. این قطعات پس از حرکت در آب و دانه دانه شدن رسوبات هیدروکلاستیک را تشکیل می‌دهند.

·         رسوبات اپی کلاستیک :
رسوباتی هستند که از حرکت و ته نشست مجدد رسوبات ولکانی کلاستیک ایجاد شده‌اند.

*    اهمیت مطالعه سنگهای رسوبی:

·         سنگهای رسوبی در ادوار گذشته زمین شناسی در محیطهای طبیعی متفاوتی که امروزه وجود دارد، رسوب کرده‌اند. مطالعه این محیطهای عهد حاظر و رسوبات و فرآیندهای آنها به درک بیشتر معادل قدیمی آنها کمک می‌کند.

·         دلایل زیادی برای مطالعه سنگهای رسوبی وجود دارد زیرا ارزش اقتصادی کانی‌ها و مواد موجود در آنها کم نمی‌باشد. سوخت‌های نفت و گاز از پختگی مواد آلی در رسوبات مشتق شده و سپس این مواد به یک سنگ مخزن مناسب ، که عمدتا یک سنگ رسوبی متخلخل است، مهاجرت می‌کند. ذغال ، سوخت فسیلی دیگری است که البته در توالی‌های رسوبی نیز وجود دارد. روشهای رسوب شناسی و سنگ شناسی به طور گسترده در پی جویی ذخایر جدید این منابع سوختی و سایر منابع طبیعی مورد استفاده قرار می‌گیرد. سنگهای رسوبی بیشتر آهن ، پتاس ، نمک و مصالح ساختمانی و بسیاری دیگر از مواد خام ضروری را تامین می‌کنند.

·         محیطها و فرآیندهای رسوبی و جغرافیای قدیمی و آب و هوای قدیمی ، همگی را می‌توان از مطالعه سنگهای رسوبی استنباط کرد. اینگونه مطالعات به شناسایی و درک تاریخ زمین شناسی زمین کمک فراوانی می‌کند. سنگهای رسوبی حاوی زندگی گذشته زمین ، به فرم فسیل‌ها هستند که اینها مفاهیم اصلی انطباق چینه شناسی در فازوزوئیک می‌باشند.

 

زهرا رستمی-فاطمه عظیمی فر-ندا شاهمرادی

+ نوشته شده توسط فروغ ابراهیمی در یکشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1390 و ساعت 15:5 |
http://s1.picofile.com/file/6661050300/%D8%AA%D8%AD%D9%82%DB%8C%D9%82_%D8%B2%D9%85%DB%8C%D9%86.pptx.html

فایل پاور پوینت

 

فاطمه جمالی

+ نوشته شده توسط فروغ ابراهیمی در شنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1390 و ساعت 20:11 |
 
+ نوشته شده توسط فروغ ابراهیمی در چهارشنبه بیست و یکم اردیبهشت 1390 و ساعت 3:27 |
تشریح کاملی در مورد سنگ های رسوبی و نامگذاری آنها

 تشریح کاملی در مورد سنگ های رسوبی و نامگذاری آنها

('گروه شیستوزیته: گلنوش ذوالفقاری شیرین رحیمی و....)

 آشنایی با سنگ های کربناته و رده بندی سنگ های اهکی: سنگ آهک کربنات کلسیم(CaCO3) به ندرت به صورت آهک خالص در طبیعت پیدا می‌شود. این سنگ بیشتر به صورت آهک رسی ، آهک ماسه‌ای و دولومیت یافت می‌گردد. ناخالصیهای مهم سنگ آهک شامل منیزیم ، سلیس ، آلومینیم و منگنز است. ▪ نحوه تشکیل سنگهای آهکی از نظر ژنتیکی و نحوه تشکیل به دو گروه عمده و بزرگ آهکهای برجا و آهکهای نابرجا تقسیم می‌شوند. آهکهای برجا شامل کلیه سنگ آهکهای ستونهایی می‌گردد که طی فرآیندهای شیمیایی و بیوشیمیایی در محلی که وجود دارند، تشکیل گردیده‌اند. اصولا تشکیل در جای رسوبات آهکی مربوط به فعالیتهای بیولوژیکی بوده و از منشا بیوشیمیایی می‌باشند. مانند تراورتن و ستونهای آهکی. آهکهای نابرجا آهکهایی را شامل می‌گردد که از نظر بافتی به سنگهای کلاسیک شباهت داشته ، ولی از نظر منشا تشکیلاتشان کاملا مربوط به فرآیندهای شیمیایی است. مانند آهکهای تخریبی و ماسه‌ای ▪ نحوه ی شناسایی سنگهای کربناته : ۱: وجود اشفتگی زیستی یاBIOTURBATION در سنگ : وقتی شرایط زندگی جاندار تغییر میکند باعث مرگ ناگهانی انها شده و این اثار در سنگهای کربناته دیده میشود که البته وجود انها در مادستون ها محیط دریایی را نشان میدهد. ۲GEOPETAL : قطعات تشکیل دهنده سنگ از دو کفه ایها باشد و قسمت ÷ایین ان از ماتریکس و بالای ان از سیمان ÷ر شده باشد . که این فابریک بالای لایه و ÷ایین انرا مشخص میکند . ۳LAMINATED FABRIC :لایه های تیره و روشن که توسط جلبک ها تشکیل میشوند مثل :STROMATOLITES ۴ EYE BIRD : فابریک چشم پرنده ای از فابریکهای فنسترال است در اثر حفرات ناشی از گاز موجود در ماتریکسها ست . بیشتر در محیط جزر و مدی دیده میشوند . ▪ شکل و گسترش سنگهای کربناته رسوبات کربناته جدید در محیطهای رسوبی مختلفی تشکیل شده و به اشکال گوناگون گسترش دارند. با وجود تنوع زیادی که در محیط رسوبی کربناتها وجوددارد، بطور کلی این محیطها را می‌توان در دو گروه بزرگ زیر مطالعه نمود. ▪ کربناتها در محیطهای عمیق سنگهای کربناته که در محیطهای عمیق دریایی عصر حاضر تشکیل می‌گردند، در دو گروه به شرح زیر مشخص می‌شوند. ۱گروه اول : آهکهایی هستند که از مناطق کم عمق تر حوضه رسوبی توسط جریانهای زیر دریایی یا جریانهای توربیدیتی به مناطق عمیق منتقل شده و به تدریج بر حسب اندازه و وزن مخصوصشان رسوب کرده‌اند. این مواد منتقل شده ، طبعا ریز دانه و از بقایا و اسکلت جانوران و ارگانیسمهای دریایی هستند که از آن جمله می‌توان جلبکهای آهکی رانام برد. ۲گروه دوم : آهکهایی هستند که منشا آنها ، صدف و پوسته فرامینفرها و پلانکتونهایی نظیر گلوبیژرینا می‌باشد. تشکیل لجنهای گلوبیژرینا در اعماق زیادتر یعنی حدود ۴۰۰۰ متر به پایین به علت نا‌پایداری پوسته آهکی و حل شدن آنها در آب دریا ، متوقف می‌گردد. ▪ کربناتها در محیطهای کم عمق معمولا محیطهای کم عمق ، در حاشیه و سواحل دریاهای آزاد گسترش داشته و این سواحل محل مناسبی برای تشکیل آهکهای مربوط به این محیطها هستند. ▪ ساخت سنگهای آهکی ساخت سنگهای آهکی اعم از انواع برجا و یا آهکهای نابرجای تخریبی شامل بعضی یا تمام بخشهای زیر است. ۱( دامنه‌هایی تخریبی از تمام منشا شیمیایی یا اکوکمها. ۲( مواد پرکننده بسیار دانه ریز به صورت گل کربناته که فضاهای خالی بین دانه و درون دانه‌ها را پر کرده است. ۳( سیمان کربنات کلسیم که در اغلب قریب به اتفاق موارد ، کلسیتی است و بعد از نهشتگی تشکیل می‌گردد. این نیز نقش پرکننده فضاهای خالی بین و درون دانه‌ها را ایفا می‌کند. موارد استعمال آهک ▪ تهیه منشورهای نیکل : اسپت دیسلند که نوعی کربنات کلسیم است، برای تهیه منشورهای نیکل در میکروسکوپها ، فتومترها و کولوریمترها بکار می‌رود. ▪ تهیه کود : نوع نامرغوب آن در صنعت تهیه قلیائیان و به عنوان کود در زمینهای بی آهک بکار می‌رود. ▪ تهیه شیشه : در صنعت شیشه‌سازی ، کلسیت خالص را به مذاب شیشه‌ها اضافه می‌کنند، گاز کربنیک حاصله از ذوب آن موجب همگن شدن توده مذاب شیشه می‌گردد. ▪ استفاده در صنایع شیمیایی : آهک در صنایع شیمیایی به عنوان یک ماده اولیه و همچنین برای خنثی کردن اسید و به عنوان کمک ذوب ، ماده قلیا کننده ، جاذبه رطوبت ، عامل چسبندگی و... بکار می‌رود. این نوع آهک بایستی با درصد کلسیم زیاد باشد. ▪ تهیه پودر مل : سنگ آهک با درصد بالا از کربنات کلسیم در کارخانه‌های سنگ کوبی به صورت پودر تهیه می‌گردد که به عنوان مل به بازار عرضه می‌شود. ▪ استفاده در صنعت سیمان : سنگ آهک به مقدار زیاد در صنایع استعمال می‌شود. ترکیب سیمان به صورت (آهک، رس ، آهن ، گچ ، سیلیس) که با درصدهای مختلفی این مخلوط در کوره پخته و محصول حاصل بعد از خرد شدن و مخلوط شدن با آب و بعد از سفت شدن به سیمان تبدیل می‌شود. ▪ دیگر مصارف سنگ آهک : نمونه‌ای از سنگ آهک بسیار دانه ریز که به سنگ چاپ معروف است، قابل استفاده در چاپ و امور چاپی است. بالاخره سنگهای آهکی در خمیر دندان سازی، لاک سازی ، عطرسازی و لاستیک سازی کاربرد دارند. سنگ های اهکی فرآیندهای بیولوژیکی و بیوشیمیایی تشکیل رسوبات کربناته مهم هستند، هر چند ته نشست غیر آلی CaCO۳ از آب دریا نیز انجام می‌شود. پس از رسوبگذاری ، فرایندهای فیزیکی و شیمیایی دیاژنزی می‌تواند بطور قابل ملاحظه‌ای رسوب کربناته را تغییر دهد. سنگهای آهکی در سرتاسر جهان و در هر دوره زمین شناسی از پرکامبرین به بعد یافت می شوند، و منعکس کننده تغییرات انجام شده از طریق تکامل و انقراض بی‌مهرگان با اسکلت‌های کربناته می‌باشند. سنگهای آهکی در پرکامبرین نیز فراوانند، لیکن معمولا دولومیتی شده و بیشتر حاوی استروماتولیت هستند، که عمدتا توسط سیانو باکتریا (جلبک سبز - آبی) تولید شده‌اند. ▪ اهمیت اقتصادی سنگهای آهکی امروزه اهمیت اقتصادی سنگهای آهکی عمدتا در رابطه با خواص مخزن آنها می‌باشد چون در حدود نیمی از مخازن مهم نفتی جهان در سنگهای کربناته قرار دارد. سنگهای آهکی نیز میزبان رسوبات سولفید سرب و روی اپی ژنتیکی از نوع دره می سی سی پی هستند که دارای مصارف صنعتی و شیمیایی خیلی زیادی ، از جمله در ساختن سیمان می‌باشند. ▪ گسترش سنگهای آهکی در نتیجه رویدادهای اخیر زمین شناسی و با توجه به دوره یخچالی پلیستوسن و پایین آمدن سطح آب دریا در جهان ، در حال حاضر رسوبات کربناته دریاهای عمیق گسترش وسیعی ندارند. در گذشته دریاهای اپی ریک کم عمق بطور متناوب نواحی قاره‌ای را بطور وسیع می‌پوشانده‌اند بطوری که سنگهای آهکی در هزاران کیلومتر مربع رسوب کرده‌اند. و مقیاس وسیع ، گسترش رسوبگذاری کربناتها با بالا بودن سطح آب دریا در جهان انطباق دارد. ▪ عوامل کنترل کننده رسوبگذاری کربناتها ـ درجه حرارت بسیاری از موجودات با اسکلت کربناته ، نظیر مرجانهای ریف ساز و بسیاری از جلبکهای سبز آهکی ، برای رشد خود به آبهای گرم نیاز دارند. بنابراین اکثر رسوبات کربناته در کمربند گرمسیری - نیمه گرمسیری و در حدود ۳۰ درجه شمال و جنوب خط استوا یافت می‌شوند. ـ شوری تولیدات بیولوژیکی در آب دریا با درجه شوذی نرمال در عمق کم (کمتر از ۱۰ متر)، و بخش آشفته منطقه نوری (به طرف پایین تا عمقی که نور نفوذ می کند، در حدود ۱۰۰ تا ۲۰۰ متر) در حد ماکزیمم است. ـ عمق دانه‌های غیر اسکلتی ، نظیر آئیدها و گل آهکی ، فقط در آبهای گرم کم عمق گرمسیری ته نشین می‌شوند. در محیط پلاژیک آبهای عمیق‌تر ، لجن‌های آهکی بطور وسیعی گسترش می‌یابند که عمدتا از اسکلت‌های موجودات پلاژیک ، فرامینیفر و کوکولیتی که در منطقه نوری زندگی می‌کنند، تشکیل شده‌اند. نرخ بالای انحلال کربنات در اعماق چندین کیلومتری باعث می‌شود تا مقدار کمی کربنات در زیر این عمق رسوب کند. سنگهای آهکی در دریاچه‌ها و خاک‌ها نیز تشکیل می‌شوند. ـ ورود مواد سیلیسی آواری یکی از عوامل مهم کنترل کننده رسوبگذاری کربناتها، فقدان مواد سیلیسی آواری است. بیشتر موجودات تولید کننده کربنات می‌توانند ورود مقادیر زیادی گل آواری را تحلیل نمایند. ▪ کانی شناسی رسوبات کربناته آراگونیت و کلسیت دو کانی فراوان کربنات کلسیم در رسوبات عهد حاضر و قدیم هستند. دو نوع کلسین تشخیص داده می‌شود که به مقدار منیزیم بستگی دارد، کلسیت با منیزیم که یا کمتر از ۴% مول MgCO۳ و کلسیت با منیزیم بالا با بیشتر از ۴% مول. ولکن بطور تیپیک بین ۱۱ و ۱۹ درصد مول MgCO۳ دارد در مقایسه ، آراگونیت معمولا دارای مقدار خیلی کم منیزیم است. رسوب عهد حاضر بیشتر به دانه‌های اسکلتی و غیر اسکلتی موجود بستگی دارد. اسکلت‌های کربناته موجودات دارای یک ترکیب کانی شناسی خاص یا مخلوطی از کانیهاست هر چند مقدار منیزیم در کلسیت‌ها متغیر بوده و تا حدودی به درجه حرارت آب بستگی دارد. آراگونیت در درجه حرارت و فشار سطحی ناپایدار است و با گذشت زمان کلسیت با منیزیم بالا ، Mg خود را از دست می‌دهد. بنابراین تمام رسوبات کربناته‌ای که دارای کانی شناسی اولیه مخلوطی هستند در طی دیاژنز به کلسیت با Mg پایین تبدیل می‌شوند. کانیهای غیر کربناته در سنگ آهک شامل کوارتز ، رس آواری ، پیریت ، هماتیت ، مسقات با منشا دیاژنتیکی می‌باشد. کانیهای تبخیری ، بویژه ژیپس و ایندریت ، ممکن است بطور تنگاتنگ با توالی‌های سنگ آهک همراه باشد. ▪ دید کلی از آنجایی که فراوانترین سنگهای رسوبی، سنگهای آهکی هسند و چون کانیهای اصلی تشکیل دهنده این سنگها معمولا از نوع کلسیت، آراگونیت و دولومیت می باشد و در بعضی از سنگهای آهکی مقادیر ناچیزی آنکریت و سیدریت مشاهده می‌شود، لذا در این مبحث بیشتر به بررسی این کانیها می پردازیم. از بین این کانیها، کلسیت و دولومیت بسیار فراوان بوده و آراگونیت، آنکراسیت و سیدریت به مقدار کمتری یافت میشوند. تمام این کانیها به استثنای آراگونیت در سیستم هگزاگونال متبلور می‌شوند. هر یک از کانیهای ذکر شده را به طور مختصر در زیر شرح می دهیم. ـ کلسیت کلسیت در بیشتر موارد بافت موزائیکی بی شکلی را دارد و در االیت ها و بعضی از سیمانهای ته نشین شده ممکن است شکل شعاعی یا رشته ای داشته باشد. کلسیت در سنگهای آهکی هم به صورت اولیه و هم به صورت ثانویه وجود دارد. مواد اسکلتی بعضی از موجودات آراگونیتی، و بعضی منحصرا کلسیتی است و در بعضی از آنها بخشی از آراگونیتی و بخشی کلسیتی می باشد. کلسیت های موجود در سنگهای آهکی معمولا از نوع CaCo۳ خالص می باشند و تقریبا عاری از آهن و منیزیم می باشند. کلسیت در بیشتر سنگهای آهکی یا به صورت اجزای اصلی تشکیل دهنده خرده های فسیلی بوده، و یا به صورت سیمان ته نشینی دیده میشود. ضمنا ممکن است کلسیت از تبلور مجدد آراگونیت نیز ایجاد شده باشد که این اشکال مختلف کلسیت را می توان از روی شکل هندسی بافت آنها از یکدیگر متمایز کرد. ـ دولومیت دولومیت در بعضی از سنگهای آهکی همراه با کلسیت یافت می شود. معمولا تشخیص این دو کانی از یکدیگر مشکل است. معمولا شکل رومبوهدرال دولومیت، این کانی را از کلسیت متمایز می کند. دولومیت معمولا به صورت اولیه بوده و در بیشتر موارد بر اثر جانشینی کلسیت یا آراگونیت به وجود می آید. دولومیت موجود در ساختمانهای فسیلی در اصل بر اثر جانشینی بعد از عمل رسوبگذاری حاصل می‌شود. لوزیهای دولومیتی پراکنده که ساختمانهای اولیه سنگ را به طور عرضی قطع می کنند ممکن است از نتیجه آزاد شدن منیزیم بر اثر تجزیه کلسیتهای نیمه پایدار حاوی منیزیم زیاد، به وجود آمده باشند. بنابراین سنگهایی که کاملا از بلورهای موزائیکی دولومیت تشکیل شده باشند، وجود منیزیم را تایید می کنند. ـ آراگونیت آراگونیت پلی مورفی از کربنات کلسیبم می باشد. این کانی دارای سیستم کریستالی ارتورومبیک بوده و از نظر خصوصیات نوری و سایر خواص فیزیکی با کلسیت تفاوت دارد. آراگونیت از اجزای اصلی تشکیل دهنده صدف دو کفه ایها و شکم پایان و بعضی از مرجانها می باشد. آراگونیت همچنین به شکل رسوبات کربناته شیمیایی ته نشین می‌شود. گلهای کربناته عهد حاضر عمدتا از سوزنهای آراگونیتی ریز تشکیل شده اند. اووئیدهای آهکی عهد حاضر آراگونیتی هستند و آراگونیت به صورت بلورهای سوزنی شکل که به حالت مماسی قرار دارند، لایه های متحدالمرکز را تشکیل می‌دهند. ـ سیدریت سیدریت از مواد کمیاب بوده و معمولا در بعضی از سنگهای آهکی جز عناصر فرعی محسوب می شود. فرمول شیمیایی سیدریت، FeCo۳ می باشد، آهن دو ظرفیتی معمولا در کانی دولومیت وجود دارد، اما در بعضی موارد، نظیر سنگ آهکهایی که با سنگ آهنهای سیدریتی همراه می باشند، آهن دو ظرفیتی به شکل لوزیهای سیدریتی پراکنده ای یافت می شود. اکسیداسیون خفیف موجب تجزیه سیدریت گریده و این واکنش به سادگی توسط رنگ تند اکسید آهن در امتداد کیلواژ و مرز دانه ها قابل رویت است سنگهای آهکی فرآیندهای بیولوژیکی و بیوشیمیایی تشکیل رسوبات کربناته مهم هستند، هر چند ته نشست غیر آلی CaCO3 از آب دریا نیز انجام می‌شود. پس از رسوبگذاری ، فرایندهای فیزیکی و شیمیایی دیاژنزی می‌تواند بطور قابل ملاحظه‌ای رسوب کربناته را تغییر دهد. سنگهای آهکی در سرتاسر جهان و در هر دوره زمین شناسی از پرکامبرین به بعد یافت می شوند، و منعکس کننده تغییرات انجام شده از طریق تکامل و انقراض بی‌مهرگان با اسکلت‌های کربناته می‌باشند. سنگهای آهکی در پرکامبرین نیز فراوانند، لیکن معمولا دولومیتی شده و بیشتر حاوی استروماتولیت هستند، که عمدتا توسط سیانو باکتریا (جلبک سبز - آبی) تولید شده‌اند. اهمیت اقتصادی سنگهای آهکی امروزه اهمیت اقتصادی سنگهای آهکی عمدتا در رابطه با خواص مخزن آنها می‌باشد چون در حدود نیمی از مخازن مهم نفتی جهان در سنگهای کربناته قرار دارد. سنگهای آهکی نیز میزبان رسوبات سولفید سرب و روی اپی ژنتیکی از نوع دره می سی سی پی هستند که دارای مصارف صنعتی و شیمیایی خیلی زیادی ، از جمله در ساختن سیمان می‌باشند. گسترش سنگهای آهکی در نتیجه رویدادهای اخیر زمین شناسی و با توجه به دوره یخچالی پلیستوسن و پایین آمدن سطح آب دریا در جهان ، در حال حاضر رسوبات کربناته دریاهای عمیق گسترش وسیعی ندارند. در گذشته دریاهای اپی ریک کم عمق بطور متناوب نواحی قاره‌ای را بطور وسیع می‌پوشانده‌اند بطوری که سنگهای آهکی در هزاران کیلومتر مربع رسوب کرده‌اند. و مقیاس وسیع ، گسترش رسوبگذاری کربناتها با بالا بودن سطح آب دریا در جهان انطباق دارد. عوامل کنترل کننده رسوبگذاری کربناتها درجه حرارت بسیاری از موجودات با اسکلت کربناته ، نظیر مرجانهای ریف ساز و بسیاری از جلبکهای سبز آهکی ، برای رشد خود به آبهای گرم نیاز دارند. بنابراین اکثر رسوبات کربناته در کمربند گرمسیری - نیمه گرمسیری و در حدود 30 درجه شمال و جنوب خط استوا یافت می‌شوند. شوری تولیدات بیولوژیکی در آب دریا با درجه شوذی نرمال در عمق کم (کمتر از 10 متر)، و بخش آشفته منطقه نوری (به طرف پایین تا عمقی که نور نفوذ می کند، در حدود 100 تا 200 متر) در حد ماکزیمم است. عمق دانه‌های غیر اسکلتی ، نظیر آئیدها و گل آهکی ، فقط در آبهای گرم کم عمق گرمسیری ته نشین می‌شوند. در محیط پلاژیک آبهای عمیق‌تر ، لجن‌های آهکی بطور وسیعی گسترش می‌یابند که عمدتا از اسکلت‌های موجودات پلاژیک ، فرامینیفر و کوکولیتی که در منطقه نوری زندگی می‌کنند، تشکیل شده‌اند. نرخ بالای انحلال کربنات در اعماق چندین کیلومتری باعث می‌شود تا مقدار کمی کربنات در زیر این عمق رسوب کند. سنگهای آهکی در دریاچه‌ها و خاک‌ها نیز تشکیل می‌شوند. ورود مواد سیلیسی آواری یکی از عوامل مهم کنترل کننده رسوبگذاری کربناتها، فقدان مواد سیلیسی آواری است. بیشتر موجودات تولید کننده کربنات می‌توانند ورود مقادیر زیادی گل آواری را تحلیل نمایند. کانی شناسی رسوبات کربناته آراگونیت و کلسیت دو کانی فراوان کربنات کلسیم در رسوبات عهد حاضر و قدیم هستند. دو نوع کلسین تشخیص داده می‌شود که به مقدار منیزیم بستگی دارد، کلسیت با منیزیم که یا کمتر از 4% مول MgCO3 و کلسیت با منیزیم بالا با بیشتر از 4% مول. ولکن بطور تیپیک بین 11 و 19 درصد مول MgCO3 دارد در مقایسه ، آراگونیت معمولا دارای مقدار خیلی کم منیزیم است. رسوب عهد حاضر بیشتر به دانه‌های اسکلتی و غیر اسکلتی موجود بستگی دارد. اسکلت‌های کربناته موجودات دارای یک ترکیب کانی شناسی خاص یا مخلوطی از کانیهاست هر چند مقدار منیزیم در کلسیت‌ها متغیر بوده و تا حدودی به درجه حرارت آب بستگی دارد. آراگونیت در درجه حرارت و فشار سطحی ناپایدار است و با گذشت زمان کلسیت با منیزیم بالا ، Mg خود را از دست می‌دهد. بنابراین تمام رسوبات کربناته‌ای که دارای کانی شناسی اولیه مخلوطی هستند در طی دیاژنز به کلسیت با Mg پایین تبدیل می‌شوند. کانیهای غیر کربناته در سنگ آهک شامل کوارتز ، رس آواری ، پیریت ، هماتیت ، مسقات با منشا دیاژنتیکی می‌باشد. کانیهای تبخیری ، بویژه ژیپس و ایندریت ، ممکن است بطور تنگاتنگ با توالی‌های سنگ آهک همراه باشد. آهک آهک و گچ ، از جمله موادی هستند که کارآیی آنها از دوران باستان ، توسط بشر شناخته شده است و از آنها در ساختن انواع بناها ، استفاده می‌شد. موادی مانند آهک ، ساروج و سیمان برای اتصال محکمتر قطعات سنگ و یا چوب بکار گرفته می‌شد. مفاهیم آهک مرده و آب آهک هرگاه بر روی اکسید کلسیم (آهک زنده) ، آب ریخته شود، بر اثر واکنش با آب ، گرما ایجاد می‌کند که موجب بخار شدن قسمتی از آب می‌شود. در این عمل ، آهک بر اثر جذب آب ، متورم شده ، سپس به‌صورت گرد سفیدی در می‌آید که اصطلاحا «آهک مرده» نامیده می‌شود، (زیرا در تماس با آب ، دیگر واکنشی از خود نشان نمی‌دهد) و این عمل را شکفته شدن آهک نیز می‌گویند. هر گاه مقداری آب به آهک مرده اضافه شود، به شیر آهک تبدیل می‌شود که اگر آن را صاف کنیم، محلول زلالی که در حقیقت محلول سیرشده هیدروکسید کلسیم در آب است، حاصل می‌شود که به آب آهک موسوم است. آب آهک کاربردهای بسیاری در صنایع شیمیایی دارد. مثلا در تهیه هیدروکسید سدیم ، آمونیاک ، هیدروکسید فلزات ، پرکلرین و به‌ویژه در استخراج منیزیم از آب دریا بکار می‌رود. انواع آهک معمولا از سه نوع آهک در کارهای ساختمانی استفاده می‌شود. آهک چرب یا پر قوه این نوع آهک ، حدود چهار درصد ناخالصی همراه دارد و مهمترین ویژگی آن این است که در تماس با آب به‌شدت شکفته می‌شود و حجم آن تا حدود 2.5 برابر مقدار اولیه‌اش افزایش می‌یابد. مخلوط آن با شن در تماس با گاز کربنیک به‌سرعت خود را می‌گیرد و سفت می‌شود، (به مدت 15 روز در مجاورت هوا). از اینرو ، آهک چرب را آهک هوایی نیز می‌گویند. آهک‌های کم قوه این نوع آهک از سنگ آهک‌هایی که 5 تا 6 درصد آهک دارند، تولید می‌شود و ناخالصی‌های عمده آن را اکسید آهن (II) (گل اُخری) ، اکسید سیلیسیم (سیلیس) و اکسید آلومینیوم (آلومین) تشکیل می‌دهد. از ویژگیهای این نوع آهک آن است که به‌کندی شکفته می‌شود و ملاط حاصل از مخلوط آن با شن ، به‌آرامی‌ در هوا سفت می‌شود. آهک‌های آبی این نوع آهک ، معمولا از سنگ آهک‌هایی که حدود 6 تا 22 درصد گل رس دارند، تهیه می‌شود. از ویژگیهای مهم این نوع آهک آن است که دور از هوا و حتی در زیر آب ، به آهستگی سفت می‌شود، در تماس با آب خیلی شکفته می‌شوند و با آب خمیر کم‌چسب تولید می‌کند. بطور کلی ، می‌توان این نوع آهک‌ها را حد واسط بین آهک‌های هوایی و سیمان دانست. روشهای تهیه آهک‌ روش تهیه کلی آهک ، همان حرارت دادن سنگ آهک (کربنات کلسیم) تا دمای 1000 تا 1200 درجه سانتی‌گراد است. البته ، هر چه دما بالاتر باشد و گاز دی‌اکسید کربن حاصل ، بهتر از محیط خارج شود، عمل تجزیه سنگ آهک بهتر صورت می‌پذیرد. اما بطور کلی ، تهیه انواع آهک متفاوت است که در اینجا به چند نمونه اشاره می‌شود. تهیه آهک معمولی برای تهیه این نوع آهک ، از کوره‌های ثابت و غیره پیوسته یا از کوره‌های مکانیکی استفاده می‌شود. کوره‌های ثابت و غیر پیوسته: در این کوره‌ها که به روش سنتی کار می‌کنند، خرده‌های سنگ آهک را در اندازه‌های تقریبی 10 سانتیمتر روی هم می‌چینند و سطح آن را با کاه گل می‌پوشانند. سپس از قسمت پایین با کمک سوخت (بوته ، چوب ، زغال یا نفت سیاه) تا دمای 1000 درجه سانتی‌گراد به آن گرما می‌دهند، پس از زمان معینی گرما دادن را قطع کرده ، بعد از آنکه کوره سرد شد، آهک زنده حاصل را خارج می‌کنند (چون در زمان خالی کردن ، آهک کوره کار نمی‌کند، از اینرو ، آن را کوره ثابت و غیر پیوسته می‌گویند.) کوره‌های مکانیکی و پیوسته: این کوره‌ها نیز انواع مختلف دارند. کوره آلبرگ که در قسمت پایین آن ، شبکه فلزی ضخیمی ‌تعبیه شده است و بر روی آن ، مخلوط زغال (به‌عنوان سوخت) و سنگ آهک را قرار می‌دهند. گرمای سوختن زغال ، دمای کوره را بالا می‌برد و سنگ آهک را تجزیه و به آهک تبدیل می‌کند. آهک حاصل از پایین شبکه فلزی و گاز دی‌اکسید کربن نیز از بالای کوره خارج می‌شود. عیب عمده استفاده از این نوع کوره آن است که مقداری خاکستر زغال در آهک وارد می‌شود. بازدهی این روش بین 12 تا 14 تن آهک در روز است. کوره شماتولا : این کوره شبیه کوره آلبرگ است، با این تفاوت که قسمت آتشدان آن در خارج از محفظه کوره قرار دارد و از اینرو ، عیب مخلوط شدن آهک با خاکستر زغال را ندارند. کوره‌های گردان : این کوره‌ها مشابه کوره پخت سیمان هستند. بازدهی این نوع کوره‌ها از انواع دیگر بالاتر است. مراحل تهیه آهک‌های آبی برای تهیه این نوع آهک مراحل زیر به ترتیب انجام می‌گیرد. تجزیه سنگ آهک در این مرحله ، به روشی که برای تهیه آهک گفته شد، عمل می‌شود. با این تفاوت که سنگ آهک انتخاب شده است، باید مقدار قابل ملاحظه‌ای خاک رس همراه داشته باشد. شکفته کردن در این مرحله با دقت و مهارت کافی ، آن اندازه آب به آهک زنده اضافه می‌شود که فقط اکسید کلسیم هیدراته شود و سیلیکات‌ها و آلومینات کلسیم آب جذب نکنند و به صورت بلورهای هیدراته در نیایند. برای این منظور اضافه کردن آب را باید در دمای 250 تا 400 درجه سانتی‌گراد انجام داد، زیرا در این دما ، سیلیکات‌ها ، آب جذب نمی‌کنند. الک کردن آهک را پس از شکفته شدن باید از الکهای ویژه‌ای عبور داد و بر اساس اندازه ذرات ، آن را به صورت زیر دسته‌بندی کرد: آهک سبک : که نرم‌ترین قسمت آن است و درجه خلوص آن نیز بالا است. آهک هیدرولیک معمولی : که از الک رد نشده است و باید آن را دوباره آسیاب و بوجاری کرد. آهک‌های سنگین : که دانه‌های آنها دارای ماهیت سیمان است و مقدار سیلیکات آن زیاد است. نخاله آهک : شامل سنگ آهک‌های نپخته است که در برابر آب شکفته نمی‌شود و حاوی مقدار زیادی سیلیکات است. کاربردهای مهم آهک آهک کاربردهای زیادی در کارهای ساختمان‌سازی و تهیه فرآورده‌های صنعتی و شیمیایی دارد که به بسیاری از آنها اشاره می‌کنیم: تهیه ظرفهای چینی : چینی‌ها در واقع از انواع سرامیک محسوب می‌شوند و به دو دسته چینی‌های اصل یا چینی‌های سخت و چینی‌های بدلی تقسیم می‌شوند. تهیه شیشه‌های معمولی : عمدتا شامل سیلیس ، کربنات کلسیم (یا آهک) ، کربنات سدیم و زغال کک است. تهیه سیمان : در ابتدا از سنگ آسیاب برای پودر کردن مخلوط و از کوره‌های ثابت استفاده می‌شد. تهیه ساروج : ساروج یا ملاط ، مخلوطی از آهک ، ماسه و آب است که بر خلاف سیمان در داخل آب خود را نمی‌گیرد و سفت نمی‌شود، ولی در مجاورت هوا به علت جذب گاز دی‌اکسید کربن و تشکیل سنگ آهک ، به‌تدریج سفت می‌شود. قندسازی : می‌توان از ریشه گیاه چغندر ، قند استخراج کرد. دباغی پوست : قبل از دباغی پوست باید عملیات آماده‌سازی را به منظور حذف ضایعات باقیمانده بر روی پوست ، بر روی آن انجام داد. یکی دیگر از مصارف عمده آهک در صنایع شیمیایی و در آزمایشگاه‌های شیمی ، تهیه هیدروکسید سدیم از کربنات سدیم و هیدروکسید آمونیوم از کلرید آمونیم است. سنگ آهک (Limestone) یا کربنات کلسیم به ندرت به صورت آهک خالص در طبیعت پیدا می‌شود. این سنگ، بیشتر به صورت آهک رسی ، آهک ماسه‌ای و دولومیت یافت می‌شود. ناخالصیهای مهم سنگ آهک عبارتند از : منیزیم ، سیلیس ، آلومینیوم و منگنز. سنگ آهک در کوره و در دمای مناسب با ترکیب شیمیایی آن پخت می‌گردد. سنگ آهک خالص در دمای خالص در دمای حدود 1000 درجه سانتیگراد و سنگ آهک رسی یا دولومیتی در دمای حدود 1300 درجه سانتیگراد کلسینه می‌شود. به آهک هیدراته ، شکفته نیز گفته می‌شود. آهک زنده در برابر هوا و رطوبت ناپایدار است و از این روی نمی‌توان آن را مدتی دراز نگهداری کرد. آهک هیدراته را می‌توان مدتی دراز انبار نمود. برای تهیه آهک زنده پایه کار آن است که باید میزان کربنات کلسیم در سنگ آهک بیش از 90 درصد و مقدار SiO2+Fe2O3+Al2O3 آن کمتر از 4 درصد باشد. سنگ آهک در کوره‌های افقی یا عمودی پخته می‌گردد. مصارف آهک زنده و هیدراته آهن و فولاد 41 درصد، صنعت ساختمان 32 درصد، محیط زیست 3 درصد، صنایع شیمیایی 6 درصد، کاغذ سازی ، سرامیک ، رنگ سازی، تصفیه قند ، چرم سازی ، کشاورزی و صنعت نفت 8 درصد را شامل می‌شوند. صنایع فولاد تا پیش از سال 1960 آهک به عنوان کمک ذوب در فولاد سازی همراه با دیگر مواد و به روش کوره‌های روباز ، استفاده می‌شده است. میزان آهک مصرف شده برای تهیه یک تن فولاد حدود 12 کیلوگرم است. از سال 1960 به این سو و با رواج روش کوره‌های بازی اکسیژنی (BOF) ، فقط از آهک به عنوان کمک ذوب استفاده می‌شود و میزان آهک مصرفی به حدود 50 تا 100 کیلوگرم در تن افزایش یافته است. مقدار آهک مصرفی برای صنایع فولاد از حدود 1.4 میلیون تن در سال 1961 به 8.1 میلیون تن در سال 1979 افزایش یافته است. در آمریکا بر آهک زنده حدود 10 تا 30 درصد اکسید منیزیم زنده می‌افزایند گوگرد و فسفر از عناصر مزاحم شمرده می‌شوند و به این دلیل است که میزان آنها در سنگ آهک باید ناچیز باشد. نقش آهک علاوه بر کاهش دمای ذوب، به عنوان جدا کننده و جمع کننده عناصر زاید و از جمله گوگرد ، فسفر ، آلومینیوم و سیلیس و با افزایش آن به سرباره نیز اهمیت دارد. مصارف متالوژی آهک برای ذوب کردن کانسنگ بعضی از فلزات نظیر مس از آهک استفاده می‌کنند. آهک علاوه بر کاهش دمای ذوب موجب جذب گاز SO2 می‌گردد. در فلوتاسیون مواد معدنی از آهک به عنوان کنترل کننده PH محلول استفاده می‌شود. در بیشتر روشهای استخراج منیزیم از آب دریا ، آهک نیز بکار می‌رود. در تهیه آلومینیوم به روش بایر ، میزان قابل توجهی آهک مصرف می‌گردد. در استحصال طلا به روش سیانوراسیون نیز آهک را بکار می‌برند. مصارف بهداشتی آهک بهبود کیفیت آب آشامیدنی : بی‌کربنات موجود در آب با افزودن آهک را سبب شده و موجب کاهش سختی آب می‌گردد. برای استریل کردن آب به کمک آهک ، نخست PH آب را برای مدتی از 3 تا 10 ساعت و در حدود 11.5 تثبیت می‌کنند. پس با وارد کردن گاز CO2 سطح PH آب را به میزان استاندارد (PH=5.7) کاهش می‌دهند. بخش اعظم آهک به صورت لجن ته نشست می‌گردد. آهک همچنین موجب راسب شدن ترکیبات فسفاته و نیتروژن می‌گردند. کنترل PH پسابها و راسب کردن مواد زاید خنثی نمودن پسابهای اسیدی کارخانه‌ها کنترل آلودگی هوا : در کارخانه‌های ذوب فلزات و نیز به عنوان جذب کننده گازهای سمی نظیر HCl ، HF و SO2 و غیره از آهک استفاده می‌کنند. مصارف شیمیایی آهک در تهیه کربنات و بی‌کربنات سدیم : برای تهیه یک تن کربنات سدیم در حدود 700 کیلوگرم آهک مورد نیاز است. تهیه کاربید کلسیم : مخلوط آهک و کک در کوره الکتریکی و دمای 3000 تا 3400 درجه سانتیگراد به کاربید کلسیم تبدیل می‌شود. برای تهیه یک تن کاربید کلسیم به حدود یک تن آهک احتیاج است. از کاربید کلسیم به منظور تولید گاز استیلن (C2H2) استفاده می‌شود. هم اینک ، گاز استیلن را از گاز اتیلن تهیه می‌کنند و این روش از کاربید کلسیم مناسبتر است. مواد شیمیایی آلی : برای تهیه ترکیبهای اتیلن و پروپیلن ، گلینکولها ، نمکهای آلی کلسیم‌دار ، همچنین تصفیه و تغلیظ اسید سیتریک و گلوکز ، به آهک نیاز است. سایر مصارف شیمیایی : تهیه منیزیم از آب دریا، تهیه نمک طعام و حشره کشها و مواد رنگی. مصرف آهک در کاغذ سازی در صنعت کاغذ سازی به منظور تهیه پالپ سولفات ، استفاده دوباره از کربنات سدیم و تهیه هیپوکلریت کلسیم که خاصیت سفید کنندگی دارد از آهک استفاده می‌کنند. مصرف آهک در مصالح ساختمانی و سرامیک به عنوان ملات ، روکش داخل ساختمان و در شیشه سازی به عنوان کمک ذوب از آهک بهر می‌گیرند. در دیرگدازهای دولومیتی ، آهک نیز بکار می‌رود. در تهیه سیمان نیز آهک ماده اصلی و عمده را تشکیل می‌دهد. دیگر مصارف آهک کارخانه‌های قند و شکر : در تهیه قند و شکر ، از آهک برای تصفیه و جداسازی ترکیبات فسفاته و اسیدهای آلی استفاده می‌شود. در کارخانه‌هایی که از چغندر استفاده می‌کنند. به ازای هر تن شکر ، 250 کیلوگرم و در کارخانه‌هایی که از نیشکر تغذیه می‌شوند، برای تهیه هر تن شکر ، 2 تا 7 کیلوگرم آهک بکار می‌گیرند. صنایع نفت : برای خنثی کردن ترکیبات آلی سولفورها ، بی‌اثر ساختن گاز SO2 و تهیه گریس مخصوص از آهک استفاده می‌شود. در صنایع رنگ سازی : از آهک به عنوان ماده پرکننده استفاده می‌کنند. در چرم سازی : برای جدا کردن مو یا پشم از پوست حیوانات از آهک بهره می‌گیرند (صنعت دباغی) در کشاورزی : برای کنترل PH آب از آهک استفاده می‌کنند. میزان تولید آهک میزان آهک زنده و هیدراته تولیدی جهان در سال 1979 بالغ بر 112972290 تن گزارش گردیده که از این تعداد ، 21 درصد در شوروی (سابق) ، 16 درصد در ایالات متحده آمریکا ، 9 درصد در آلمان غربی (سابق) ، 7 درصد در لهستان و 8 درصد در ژاپن تولید شده است. سنگ آهک در ایران سازندهایی که آهک آنها مناسب است به شرح زیرند: پالئوزوئیک قدیمی ترین سنگ آهکی که در مقیاس نیمه صنعتی استفاده می‌گردد، آهک سازنده مبارک است، سازندهای آهک قدیمی تر به دلیل بالا بودن میزان ناخالصیها و از جمله اکسید منیزیم و کانیهای رسی، مناسب نیستند. مناسب ترین سنگهای آهکی پالئوزوئیک به پرمین تعلق دارد. این سنگها به رنگ خاکستری و به صورت توده‌ای یافت می‌شوند. مزوزوئیک سنگهای آهکی ژوراسیک میانی در کوه‌های البرز و کپه داغ )مزدوران(، قلعه دختر ، اسفندیار و بادامو در ایران مرکزی برای تهیه سیمان بسیار مناسبند. آهکهای کرتاسه به دلیل کیفیت مناسب ، گسترش وسیع در سطح کشور در بیشتر کارخانه‌های سیمان استفاده می‌شوند. به عنوان مثال ، کارخانه‌های سیمان ری ، تهران ، اصفهان ، کرمان ، صوفیان ، درود ، آبیک و نکا از آهک کرتاسه استفاده می‌کنند. سنوزوئیک آهکهای سازند قم در بیشتر مناطق مناسب هستند. آهکهای سازند آلماری عمدتا مناسب هستند و در حال حاضر کارخانه‌های سیمان شیراز و بهبهان از این سازند بهره می‌برند. رده بندی سنگ های اهکی طبقه‌بندی سنگها معمولا بر اساس توصیف بافت و کانی شناسی آنها می‌باشد که این نوع طبقه‌بندی به طبقه‌بندی توصیفی موسوم است. نوع دیگر طبقه‌بندی بر اساس چگونگی تشکیل سنگها می‌باشد که به طبقه‌بندی ژنتیکی مشهور است که در واقع طبقه بندی سنگها بر اساس محیط رسوبگذاری آنها می‌باشد. برای سنگهای آهکی طبقه‌بندیهای مختلفی ارائه شده است که مهمترین آنها طبقه‌بندی ارائه شده گرابو در سال ۱۹۰۴ ، فولک در سال ۱۹۶۲ و دانهام ۱۹۶۲ می‌باشد. طبقه‌بندی گرابو گرابو سنگهای رسوبی را به دو دسته اگزوژنتیک و اندوژنتیک تقسیم کرده است. همچنین از نظر اندازه برای ذرات تشکیل دهنده سنگ به جای واژه های گراول ، ماسه و گل (سیلیت و رس) ، واژه‌های رودایت ، آرنایت و لوتایت را بکار برده است. وی برای نامگذاری سنگها نوع کانیهای تشکیل دهنده آنها را به صورت پیشوند قبل از واژه‌های ذکر شده اضافه می‌کند. چون سنگهای آهکی تماماً از کربنات کلسیم درست شده‌اند در آغاز هر یک از واژه‌های رودایت ، آرنایت و لوتایت کلمه کالک (calc) اضافه می‌گردد و بر اساس اندازه ذرات تشکیل دهنده عبارتند از : ۱( سنگ آهک دانه درشت یا کالکی رودایت (calcirudite) ۲( سنگ آهک دانه متوسط یا کالک آرنایت (calcarenite) ۳( سنگ آهک دانه ریز یا کالکی لوتایت (calcilutite) تقسیم‌بندی سنگ آهکهای حاوی فسیل اگر سنگ حاوی فسیل باشد ، قبل از اسم سنگ کلمه اسکلت (skeletal) نام سنگ اضافه می‌شود که بیانگر وجود فسیل در سنگ می‌باشد . تقسیم‌بندی دقیقتر سنگها برای طبقه‌بندی دقیقتر ذرات علاوه بر اندازه ذرات تشکیل دهنده سنگهای کربناته می‌توان از اختصاصات دیگری از قبیل نوع طبقه‌بندی و غیره استفاده کرد و آنها را بطور دقیقتر نامگذاری نمود به عنوان مثال سنگ آهک دانه ریز با لامیناسیون. طبقه‌بندی گرابو برای نامگذاری سنگهای آهکی در نمونه‌های دستی و توصیف آنها در بیابان بسیار مفید بوده و کاربرد آن ساده تر از طبقه‌بندیهای دیگر است. طبقه‌بندی فولک این طبقه‌بندی توسط فولک در سال ۱۹۶۲ برای توصیف سنگهای آهکی ارائه شده است. طبقه‌بندی فولک بر اساس ذرات تشکیل دهنده و بافت سنگهای آهکی می‌باشد. بر طبق گفته فولک اجزای تشکیل دهنده سنگها از سه گروه آلوکمها (allochem) ، لجن‌های کلسیت میکروکریستالین (microcrystallincalciteooze) و سیمان کلسیت اسپاری (sparrycalcitecement) می‌باشد. فولک بر اساس اجزای تشکیل دهنده سنگ آهکها ، سنگهای آهکی را به چهار گروه تقسیم می‌کند که عبارتند از : آهکهای نوع اول (Type I) : که حاوی مقدار زیادی عناصر آلوکم می‌باشند و توسط سیمان اسپاری به هم متصل شده‌اند. آهکهای نوع دوم (Type II) : که این دسته از سنگهای آهکی از مقدار زیادی ذرات آلوکم که درون ماتریکسی از کلسیت میکروکریستالین (میکرایت) قرار گرفته است تشکیل شده‌اند. آهکهای نوع سوم (Type III) : سنگهای آهکی نوع سوم ، سنگهای میکروکریستالین (micro crystallin Rocks) نامیده می‌شوند و از ذرات دانه ریز یا کریستالهای ریز بلور کربنات کلسیم درست شده‌اند. آهکهای نوع چهارم (Type IV) : این نوع سنگها از باقی مانده موجوداتی که در محیط رشد کرده و پس از مرگشان ریف را ساخته‌اند درست شده‌اند و بایولیتایت نامیده می‌شوند. در واقع فولک سنگها را بر اساس عناصر تشکیل دهنده سنگهای آهکی نامگذاری می‌کند. ديد كلي فولک ماسه سنگها را بر اساس درصد کانی‌های تشکیل دهنده سنگ تقسیم بندی کرده است. در این طبقه بندی از مثلثی که در رئوس آن 3 حروف Q ، F و R نوشته شده است استفاده می‌شود. قطب Q شامل انواع کوارتز و متا کوارتزیت بوده ، ولی شامل چرت نمی‌شود. قطب F شامل انواع فلدسپات پتاسیم یا سدیم یا کلسیم به اضافه خرده‌های گرانیتی و گنایسی است. قطب RF یا R شامل انواع خرده سنگ‌ها از قبیل چرت ، اسلیت ، شیست ، خرده‌های ولکانیکی ، سنگ آهک ، ماسه سنگ و غیره می‌باشد. در این طبقه بندی درصد ماتریکس ، سیمان شیمیایی ، گلاکونیک ، فسفاتها ، فسیل‌ها ، کانی‌های سنگین ، میکا و ... در نظر گرفته نمی‌شود. بعد از تعیین مقادیر Q ، F و RF در سنگ ، آنها را به درصد تبدیل کرده و بعد از تعیین درصدها و محاسبه نسبت F/RF ، اسم سنگ را بدست می‌آورند. كوارتز آرنايت (Quartz arenite) در این نوع سنگ باید مقدار Q بیش از 95٪ ذرات اصلی سنگ باشد. ساب آركوز(Subarkose) اگر بین 5 تا 25 درصد ذرات اصلی تشکیل دهنده سنگ در قطب F قرار گیرد و مقدار F بیشتر از R باشد، سنگ حاصله ساب آرکوز نامیده می‌شود. آركوز(arkose) آرکوز عبارت از سنگی است که بیش از 25٪ ذرات آن را فلدسپات تشکیل داده و نسبت بین F/RF از 1/3 بیشتر می‌باشد. ليتار نايت (litharenite) لیتارنایت سنگی است که بیش از 25٪ ذارت آن در قطب R بوده و نسبت بین F/RF از 3/1 کمتر است. ليتيك آركوز (lithic arkose) در صورتی که نسبت F/RF بین 1/1 تا 1/3 باشد، سنگ را لیتیک آرکوز می‌نامند. فلدسپاتيك ليتارنايتlitharnite feldspatic)) این واژه هنگامی بکار می‌رود که نسبت F/RF بین 3/1 تا 1/1 باشد. ساب ليتار نايت (Sublitharenite) گر بین 5 تا 25 درصد ذرات اصلی تشکیل دهنده سنگ از نوع خرده سنگ‌ها باشد و مقدار آنها از فلدسپات‌ها بیشتر باشد نام سنگ ساب لیتارنایت خواهد بود. تقسيم بندي ريزتر سنگهاي حاوي خرده سنگ اگر بعد از محاسبه نام سنگ یکی از اسامی لیتارنایت ، ساب لیتارنایت و یا فلدسپاتیک لیتارنایت باشد، مقدار خرده سنگ‌های موجود در سنگ را به درصد جدید تبدیل کرده و به روی مثلث دیگری بر اساس این درصد جدید می‌توان نام سنگ را مشخص کرد. اگر جنس خرده سنگ‌ها از نوع ولکانیکی باشد، سنگ را ولکانیک آرنایت (Volcanic aernite) و اگر از جنس دگرگونی باشد، فیلارنایت (phillarnite) و اگر رسوبی باشد، سدیمنت آرنایت یا سدآرنایت (Sediment arnite or Sedarenite) می‌نامند. تقسيم بندي سد آرانيت ها اگر نام سنگ در قسمت سد آرانایت‌ها قرار بگیرد می‌توان دو مرتبه مقدار خرده سنگ‌های رسوبی را به دو درصد جدید تبدیل کرده و نام سنگ را بر روی مثلث دیگری مشخص نمود. اگر خرده سنگ‌ها بیشتر از نوع چرت باشد، سنگ را چرت آرنایت (Chert-arnite) و اگر بیشتر از نوع آهک باشد، کالک آرنایت (Calc-arnite) و اگر از جنس ماسه سنگی یا شیلی باشد، سنداستون آرنایت و یا شیل آرنایت (Sandstan-arnite or Shale arnite) می‌نامند. نامگذاري دقيق و توصيف بيشتر ماسه سنگها تقسیم بندی‌های ذکر شده بر اساس کانی‌های تشکیل دهنده سنگ می‌باشد. برای نامگذاری دقیق و توصیف بیشتر ماسه سنگها ، فولک معتقد است که علاوه بر نام اصلی سنگ باید 4 خاصیت مهم را در توصیف ماسه سنگ‌ها در نظر گرفت تا بتوان آنها را دقیقا از یکدیگر تفکیک نمود. این چهار خاصیت شامل اسم اندازه ذرات تشکیل دهنده سنگ ، سیمان یا سیمان شیمیایی موجود در سنگ ، بلوغ بافتی در سنگ ، عناصر فرعی از قبیل گلاگونیت و غیره است. طبقه بندی سنگ های اهکی توسط دانهام: این طبقه‌بندی بر اساس بافت ، در هنگام رسوبگذاری ، برای سنگهای آهکی ارائه شده است. در این تقسیم‌بندی سنگها به دو دسته تقسیم می‌شوند: ـ دسته اول شامل سنگهایی است که در هنگام رسوبگذاری اجزای تشکیل دهنده آنها به هم متصل بوده‌اند و باندستون نامیده می‌شوند. ـ دسته دوم سنگهایی هستند که اجزای تشکیل دهنده آنها در هنگام رسوبگذاری به هم متصل نشده‌اند. این دسته شامل چهار گروه گرینستون (Grain stone) ، پکستون (Packstone) ، وکستون (Wacke stone) و مادستون (Mud stone) می‌باشند. علاوه بر این دو دسته اصلی از سنگهای آهکی که بر اساس بافت رسوبی در هنگام رسوبگذاری تقسیم‌بندی شده‌اند گروه دیگری از سنگهای آهکی وجود دارد که بافت رسوبی در آنها قابل تشخیص نمی‌باشد. این دسته از سنگها متبلور بوده و در آنها عمل تبلور مجدد صورت گرفته است. این نوع سنگها را کربناتهای بلورین می‌نامند. مانند سنگ آهک کریستالین و دولومیت کریستالین. گرچه این دسته از سنگها فاقد بافت رسوبی هستند ولی معمولا از روی شبح و شکل دانه‌های متبلور موجود در سنگ می‌توان آنها را بر مبنای منشا تشکیل دانه‌ها نامگذاری کرد دید کلی این طبقه‌بندی بر اساس بافت ، در هنگام رسوبگذاری ، برای سنگهای آهکی ارائه شده است. دانهام بر اساس اینکه اجزای تشکیل دهنده سنگها در هنگام رسوبگذاری به هم متصل شده‌اند و یا اینکه بعد از رسوبگذاری به هم متصل شده باشند آنها را به دو دسته اصلی تقسیم می‌کند. دسته اول این دسته شامل سنگهایی است که اجزای تشکیل دهنده آنها در هنگام رسوبگذاری به هم متصل شده‌اند. این سنگها باندستون (Bound stone) نامیده می‌شوند . از جمله این سنگها می‌توان ریف‌ها ، استروماتولیتها ، تراورتن و غیره را نام برد. طبق نظر دانهام سه عامل ممکن است باعث متصل شدن اجزای تشکیل دهنده سنگها در هنگام رسوبگذاری شود که عبارتند از : اتصال در هنگام رسوبگذاری در اثر رشد جاندارانی از قبیل مرجانها و رویش پوسته‌های فرامینیفرها بر روی یکدیگر ، تشکیل لامیناسیونها بر خلاف نیروی جاذبه ، مانند استراماتولیتها و وجود حفره‌ها و تونلهای کوچک و بزرگی که در کف آنها رسوبگذاری صورت گرفته و شکافهای آنها توسط مواد آلی یا شبه آلی پر شده است مانند تونلهای کوچک و بزرگی که در ریفهای مرجانی دیده می‌شود. دسته دوم اجزای تشکیل دهنده این دسته از سنگها در هنگام رسوبگذاری به هم متصل نشده‌اند . این سنگها بر اساس اینکه حاوی گلهای آهکی و یا اینکه فاقد آن باشند به ۴ گروه تقسیم شده‌اند. گرینستونها (Grainstones) این گروه از سنگها فاقد گلهای آهکی می‌باشند . از نظر هیدرولیکی این سنگها ممکن است توسط جریانهای آبی یا در اثر شسته شدن و از بین رفتن رسوبات گلی و یا رسوبگذاری سریع ذرات دانه درشت تشکیل شده باشند. نام گرینستون به علت عدم حضور گل های آهکی را برای این سنگها در نظر گرفته‌اند . چنانچه ذرات دانه درشت به هم متصل نشده باشند ممکن است آثار تبلور مجدد در گلهای آهکی موجود در بین این ذرات مشاهده شود. تقسیم بندی گرینستونها : بر اساس قطر ذرات ، جورشدگی و سایش گرینستونها را مجددا تقسیم‌بندی کرده‌اند . این زیر تقسیم‌های گرینستونها عبارتند از : کلسی رودایت (calcirudite) ، جورسنگ (sorted stone) و ورن ستون (worn stone) می‌باشد. ـ پکستون (Pack stone) پکستون عبارت است از سنگ آهکی است که دارای دانه و مقداری گل کربناته باشد. تعبیر و تفسیر این سنگها چون حاوی دانه که در محیط آشفته تشکیل می‌شود و گل که در محیطهای آرام رسوب می‌کنند کمی پیچیده و مشکل می‌باشد و به مطالعات و بررسیهای دقیقتری احتیاج دارد. بر طبق گفته دانهام این سنگها ممکن است بر اثر فشردگی سنگهای وکستون حاصل شده و بین دانه‌ها بوسیله رسوبات گلی پر شده باشد. همچنین ممکن است بر اثر رسوبگذاری ذرات دانه درشت در روی رسوبات دانه ریز که قبلا گذاشته شده‌اند این ذرات تشکیل گردند یا اینکه ذرات درشت و ریز در اثر تغییرات شرایط محیطی با یکدیگر رسوب کرده باشند. البته احتمال اینکه اختلاط ذرات دانه ریز و درشت موجود در طبقات مختلف توسط موجودات زنده انجام گرفته باشد و این موجودات باعث به هم ریختگی و اختلاط در این طبقات گردند، وجود دارد. ـ وکستون (wackestone) این واژه برای سنگهای آهکی گلی که حاوی بیش از ۱۰ درصد دانه هستند بکار می‌رود. در این سنگها دانه‌ها توسط ماتریکس گلی به یکدیگر متصل شده‌اند. وکستون‌ها تا حدودی هم ارز سنگهای آهکی کالک آرنایت و کلسی لوتایت می‌باشند. ـ مادستون (mudstone) سنگهای آهکی را که دارای کمتر از ۱۰ درصد دانه باشد مادستون می‌نامند. ذرات این سنگها نیز مانند وکستون‌ها توسط ماتریکس گلی به هم متصل شده‌اند. مادستون‌ها مترادف سنگهای کلسی لوتایت می‌باشند. البته باید توجه داشت که مادستون‌ها نشانگر ترکیب کانی شناسی سنگ را که ممکن است کلسی لوتایت دولومیت‌دار و همچنین منشا گل را که ممکن است آواری باشد را مشخص نمی‌نماید. مادستون‌ها علاوه بر اینکه نشان دهنده رسوبگذاری در محیطهای آرام می‌باشند بیانگر عدم وجود ارگانیسم های مولد دانه در آب نیز هستند. ـ کربناتهای بلورین علاوه بر دو دسته سنگهای بلورین آهکی که بر اساس بافت رسوبی در هنگام رسوبگذاری تقسیم‌بندی شده‌اند. گروه دیگری از سنگهای آهکی وجود دارد که بافت رسوبی در آنها قابل تشخیص نمی‌باشد. این دسته از سنگها را کربناتهای بلورین نامگذاری کرده اند مانند سنگ آهک کریستالین. اگر چه این سنگها فاقد بافت رسوبی هستند ولی معمولا از روی آثار باقی مانده و شکل دانه‌های متبلور موجود در سنگ می‌توان آنها را بر مبنای منشا تشکیل دانه‌ها نامگذاری کرد سنگ های اواری(تریجنوس) ـ ذرات رسوبی آواری این گروه از رسوبات از تخریب سنگهای موجود در سطح زمین حاصل شده اند. ذرات تشکیل دهنده این گروه دارای مقاومت مکانیکی و ثبات شیمیایی زیادی در مقابل هوازدگی می باشند. اگر مقاومت ذرات کم باشد در منشا و یا بعد از رسوبگذاری تجزیه شده و کانی های جدیدی از آنها حاصل می شود. از جمله کانی هایی که در اثر تجزیه سایر کانی ها و ذرات حاصل می شوند کانی های رسی می باشند. ذرات آواری به دو دسته غیر آلی و آلی تقسیم می شوند دید کلی ذرات رسوبی در اثر تخریب سنگ های آذرین، دگرگونی و رسوبی، انفجار آتشفشانها و یا در اثر فعل و انفعالات شیمیایی و بیوشیمیایی به وجود می آیند. در واقع منشا رسوبها یا از عمل تخریب موادی است که قبلا وجود داشته و پس از به حرکت در آوردن در اثر نیروی جاذبه ته نشین شده است و یا نتیجه فعل و انفعالات فیزیکو شیمیایی محیط رسوبی است و یا از اثر موجودات زنده حاصل شده است. به طور کلی رسوبات را از لحاظ منشا تشکیل به ۴ دسته کلی رسوبات تخریبی یا آواری رسوبات شیمیایی و بیوشیمیایی و ذرات پیرو کلاستیکی یا آذر آواری تقسیم می کنند. البته با وجود این تقسیم بندی، تشخیص مطلق هر یک از این گروهها در طبیعت امکان ندارد چون تمامی این گروهها کم و بیش با هم مخلوط شده اند. به همین منظور برای تعیین نوع رسوب باید به اکثریت مواد تشکیل دهنده رسوب توجه کنیم. ذرات آواری آلی این ذرات از تخریب و حمل و نقل مجدد رسوبات حاوی کربن بوجود آمده اند. برای مثال می توان ذرات تخریبی آنتراسیت و کروژن و تکه های جامد واکس را نام برد. در واقع این مواد هیدروکربن های غیر قابل حل، با ساختمان پلیمری و زنجیری بلند وطویل می باشند. کروژن فراوانترین مواد آلی موجود در رسوبات دنیا را تشکیل می دهد. کروژن از تجزیه و فساد مواد آلی در درجه حرارت پایین و در پوسته جامد زمین تشکیل شده است. این ماده دارای ثبات بسیار زیادی می باشد و در حلال های آلی و یا اسیدها حل نمی شود و همچنین در درجه حرارت های معمولی اکسیده نمی شود. ذرات آواری غیر آلی این ذرات بر اثر هوازدگی بر روی سنگ های منشا تشکیل می شوند. هوازدگی به دو صورت فیزیکی و شیمیایی بر روی سنگ منشا اثر می گذارد. در هوازدگی مکانیکی عوامل شیمیایی هیچ تاثیر ندارند. از جمله عوامل مکانیکی می توان به تغییرات درجه حرارت روز و شب در نواحی کویری، ذوب را انجماد آب در درون درز و شکاف ها و... اشاره کرد. تخریب شیمایی توسط مواد محلول در آب انجام می شود. مواد محلول باعث می شوند تا قسمتی از کانی های موجود در سنگ، تجزیه شده و کانی های جدیدی حاصل شود. عوامل موثر در میزان هوازدگی سنگ منشا عبارتند از اثر توپوگرافی، آب و هوا و گیاهان موجود در محل و سنگ های موجود در منطقه. ذرات آواری غیر آلی دارای انواع زیادی هستند که در زیر برخی از آنها اشاره شده است: کوارتز تمام سنگهای آذرین و اغلب سنگهای دگرگونی به استثنای سنگ کوارتزیت که ممکن است تا حدود ۱۰۰ درصد حجم سنگ از کوارتز تشکیل شده باشد، حاوی کوارتز هستند و مقدار آن از خیلی کم تا ۴۰ درصد حجم کل سنگ را تشکیل می‌دهد. ولی برعکس در سنگهای آواری تیپیک ، کوارتز بطور فراوان یافت می‌شود، زیرا مقاومت مکانیکی و ثبات شیمیایی آن در مقابل عمل فرسایش بسیار زیاد است. با استفاده از مقاطع نازک و مطالعه آنها به توسط میکروسکوپ پلاریزان می‌توان انواع کوارتز را بر اساس نوع خاموش ، انکلوزیون و مقدار ذرات پلی‌کریستالین موجود در سنگ را ، که در رابطه با منشا آنهاست، تعیین نمود. کریستالهای منفرد کوارتز دارای خاموشی مستقیم و موجی می‌باشند. دانه‌های کوارتز ولکانیکی در نور پلاریزان دارای خاموشی مستقیم است ولی دانه‌های کوارتز پلوتونیکی و دگرگونی دارای خاموشی مستقیم و موجی هستند. خاموشی موجی معمولا منعکس کننده فشار در شبکه کریستالی است. مطالعات آماری نشان داده است که حد متوسط خاموشی در دانه‌های کوارتز دگرگونی بیشتر از ۵ درجه است در حالیکه دانه‌های کوارتز پلوتونیکی دارای حد متوسط کمتر از ۵ درجه هستند. دانه‌های کوارتز به صورت کریستال منفرد یا مرکب در سنگها یافت می‌شوند. دانه‌های کوارتز آتشفشانی غالبا تک کریستالی است. مقدار دانه‌های کوارتز پلی‌کریستالین در سنگهای پلوتونیکی کمبوده و در سنگهای دگرگونی با درجه بالا بیشتر و در سنگهای دگرگونی با درجه کم ، فراوانتر است. همچنین تعداد کریستالهای کوارتز در یک دانه پلی‌کریستالین که منشا دگرگونی با درجه کم داشته‌باشد بیشتر از سنگهای دگرگونی با درجه بالا و سنگهای پلوتونیکی است. فلدسپاتها فلدسپاتها در سنگهای آواری از نظر اهمیت در درجه دوم قرار دارند، زیرا به علت داشتن رخ ، مقاومت مکانیکی کمتری نسبت به کوارتز در مقابل عمل فرسایش دارند و در اثر عوامل شیمیایی به کانیهای رسی تجزیه می‌شوند. به این دلیل ، میزان دانه‌های فلدسپات در رسوبات رودخانه‌ای بویژه سیکل اول ، به مراتب بیشتر از ماسه‌های ساحلی و تپه‌های شنی است. فلدسپاتها در سنگهای آذرین و دگرگونی بطور فراوان یافت می‌شوند و بدین جهت در حدود ۱۰ تا ۱۵ درصد رسوبات آواری عهد حاضر را تشکیل می‌دهند. بطوری که در بالا اشاره شد، ممکن است فلدسپاتها قبل از تجزیه شدن در منشا بوسیله فرآیندهای هوازدگی مکانیکی شکسته شده و بصورت ذرات آزاد توسط جریان آب از منطقه خارج شوند که این خود به عوامل زیر بستگی دارد: ـ توپوگرافی :اگر اختلاف ارتفاع زیاد باشد، آب و هوا نقش مهمی را در تجزیه این کانیها نخواهدداشت و این کانیها قبل از تجزیه شدن توسط فرآیندهای هوازدگی مکانیکی خردشده و در مسیر جریان آب قرار می‌گیرد. ـ آب و هوا :در آب و هوا خشک ، تجزیه شیمیایی خیلی کم صورت می‌گیرد، زیرا گیاهان خیلی کم بوده و هوازدگی مکانیکی از اهمیت زیادی برخوردار است. در چنین آب و هوایی توپوگرافی اثر چندانی نخواهدداشت. ـ یخچالها :تخریب توسط یخچالهای باعث می‌شود که مقدار زیادی از سنگهای فلدسپاتدار منطقه کنده شود و قبل از تجزیه در مسیر حرکت توسط یخچالهای حمل گردد. خرده سنگها خرده سنگها دانه‌هایی هستند که خصوصیات قابل تشخیص از سنگ منشا خود را دارا باشند. اگر یک سنگ منشا ، خرد شود و کانیهای مختلفی از آن آزاد گردد، این دانه‌ها به نام خرده سنگ گفته نمی‌شود زیرا اختصاصات سنگ منشا را ندارد. خرده سنگها ممکن است از چندین کانی مختلف تشکیل شده‌ باشند. عواملی که باعث باقیماندن یا از بین رفتن این گونه دانه‌های رسوبی می‌شوند عبارتند از : نوع سنگ منشا ، فاصله یا فضای بین اجزای تشکیل دهنده ، نوع هوازدگی ، عوامل موثر در هنگام حمل و نقل ، هوازدگی (تجزیه شیمیایی) بعد از عمل رسوبگذاری و فشارهایی که در هنگام سیمانی شدن به آنها وارد می‌شود. اندازه اولیه خرده سنگها توسط قطعات شکسته شده در محل درزه‌ها ، گسل‌ها و سطح جدایی لایه‌ها از یکدیگر تعیین می‌گردد. همچنین قطعات بزرگ قبل از حرکت ممکن است دوباره شکسته شده و به قطعات ریزتری تبدیل شوند. تجزیه فلرسپاتها در خرده سنگهای گرانیتی باعث می‌گردد که این دانه‌ها خردشده و کانیهای مقاومتری از قبیل کوارتز و کانیهای سنگین را بطور جداگانه آزاد سازد. خرده سنگهایی که از ماسه سنگهای با سیمان کلسیتی سرچشمه گرفته‌اند، ممکن است بر اثر انحلال سیمان به قطعات کوچکتر تبدیل شوند و با سیمان آنها از بین رفته و کانیهای موجود در خرده سنگ به صورت آزاد در محیط رها گردد. بنابراین عمل هوازدگی ممکن است باعث از بین رفتن خرده سنگها و آزاد شدن کانیهای مقاوم گردد. در هنگام حمل و نقل بر اثر عمل فرسایش ممکن است قطعات خرده سنگها ، که دارای مقاومت کمی هستند، تخریب حاصل نموده و کوچکتر شوند. همچنین حتی بعد از عمل رسوبگذاری در اثر عوامل دیاژنز (تجزیه شیمیایی و فشارهای حاصله در هنگام سیمانی شدن) ممکن است این دانه‌های از بین بروند. کانیهای سنگین سنگهای آذرین و دگرگونی حاوی یک سری کانیهای سنگین با وزن مخصوص بیشتر از ۲.۶۵ (وزن مخصوص کوارتز) و ۲.۵۶ تا ۲.۷۶ (وزن مخصوص فلدسپاتها) می‌باشند که در برابر تجزیه شیمیایی مقاوم هستند. این کانیها درصد ناچیزی (در حدود ۱ تا ۲ درصد) از رسوبات را تشکیل می‌دهند و به دو دسته کدر و شفاف تقسیم می‌شوند. کانیهای کدر شامل اکسیدها ، سولفیدها و کانیهای معدنی هستند و کانیهای شفاف بیشتر از سیلیکاتها سرچشمه گرفته‌اند. معمولترین کانیهای سنگین شفاف در رسوبات روتیل ، تورمالین ، آپاتیت ، گارنت ، اپیدوت ، استارولیت و زیرکن هستند. ایلمنیت و مگنتیت دو کانی تخریبی کدر هستند که معمولا در رسوبات یافت می‌شوند. مطالعه کانیهای سنگین برای پی‌بردن به سنگ منشا رسوبات از اهمیت خاصی برخوردار است. بطور کلی برای بررسی سنگ منشا رسوبات باید کانیهای سنگین را بصورت گروهی در رابطه با چگونگی تشکیل آنها تقسیم‌بندی کرد. وجود کانیهای روتیل ، تورمالین و آپاتیت در رسوبات نشان‌دهنده منشا آذرین و گارنت ، اپیدوت و استارولیت موید منشا دگرگونی است. برای مطالعه کانیهای سنگین ، نخست آنها را از کانیهای سبک جدا می‌کنند و پس از تمیز کردن با استون ، آنها را با میکروسکوب مورد مطالعه قرار می‌دهند. با استفاده از مایعات سنگین نظیر برومورفورم و سانتریفوژ می‌توان کانیهای سنگین را از سبک جدا نمود. دو روش مایعات سنگین ، کانیها سبک به علت داشتن وزن مخصوص کمتر از مایع در بالا تجمع می‌یابند و کانیها سنگین که دارای وزن مخصوص بیشتری از مایع هستند، در ته ظرف رسوب می‌نمایند. پس از عبور از صافی و خشک‌کردن ، آنها را می‌توان مورد مطالعه قرار داد. میکاها و کلریت‌ها کانیهای مسکویت ، بیوتیت و کلریت در سنگهای آذرین و سنگهای دگرگونی یافت می‌شوند. این کانیها بیشتر بصورت ورقه‌ای درون رسوبات دیده می‌شوند. یکی از اختصاصات مهم این کانیها وجود رخ یک‌ جهته است که باعث جدا شدن ورقه‌ای آنها از یکدیگر می‌گردد. در سنگهای آذرین مسکویت بیشتر از سنگهای اسیدی نتیجه می‌شود و بزرگی آن تا ۲ میلی‌متر می‌رسد. مسکویت ممکن است به شکل قطعات گردشده یا ذرات خیلی ریزی دیده‌ شود که ذرات خیلی ریز آن را سرسیت می‌نامند. بیوتیت می‌تواند از سنگهای ولکانیکی نیز سرچشمه گرفته‌باشد. در سنگهای دگرگونی کانیهای مذکور بر حسب نوع درجه دگرگونی درجه بالا یا پایین در سنگ پراکنده هستند. سرسیت ، مسکویت و کلریت مربوط به سنگهای دگرگونی با درجه پایین است و در اینگونه سنگها بیوتیت یافت نمی‌شود ولی بیوتیت در سنگهای دگرگونی درجه بالا تشکیل می‌گردد که در آنها کلریت دیده نمی‌شود. در پیست‌ها ، بیوتیت و مسکویت همراه با یکدیگر یافت می‌شوند. وجود مسکویت و کلریت در سنگهای رسوبی و نبودن بیوتیت در آنها حاکی از این است که منشا این سنگها شیست‌های سبز بوده است. کانی مسکویت، بیوتیت وکلریت در سنگ های آذرین و دگرگونی یافت میشوند. از اختصاصات مهم این کانی ها داشتن یک سری رخ است که باعث جدا شدن ورقه ای آنها از یکدیگر می شود. کانی های رسی به یک سری از ذرات دانه ریز با ساختمان بلوری لایه ای اطلاق میشود و ترکیب آنها عمدتا هیدراتهای آلومینیوم و سیلیکاتها می باشد. این کانی ها از تجزیه کانی های سیلیکاته موجود در سنگ ها بویژه فلدسپات ها و سیلیکاتهای آهن و منیزیم دار تشکیل شده اند کانیهای رسی کانیهای رسی به یک سری ذرات دانه ریز میزالی با شبکه‌ای لایه‌ای اطلاق می‌شود که بیشتر از هیدراتهای آلومینیوم و سیلیکات تشکیل شده‌است. این کانیها از تجزیه کانیهای سیلیکاته تشکیل دهنده سنگها ، بویژه فلدسپاتها و سیلیکاتهای فرومنیزیم ، حاصل شده‌اند. کانیهای رسی در اثر هوازدگی سنگها ، در محیط‌های با درجه حرارت پایین و رطوبت زیاد ، تشکیل می‌شوند. همچنین این کانیها ، منعکس کننده نوع کانی هوازده و شرایط هوازدگی هستند. نوع کانی رسی از مطالعه آن با اشعه ایکس مشخص می‌گردد. کانیهای رسی در هنگام دیاژنز بر اثر تغییرات فیزیکی و شیمیایی به یکدیگر تبدیل می‌شوند. مطالعات انجام‌شده نشان داده‌است که رسوبات عهد حاضر و بیشتر شیلهای دوران دوم و سوم حاوی کانیهای ایلیت ، کلریت ، کایوینیت و مونت موریلونیت هستند ولی شیلهای دوران اول بیشتر حاوی کانیهای کلریت و ایلیت می‌باشند که این خود بیانگر مقاومت این دو کانی در مقابل تجزیه شیمیایی در مراحل دفن عمیق و زمان است. شاخصه های بافتی سنگ های رسوبی تخریبی سه جزء اصلی بافتی سنگ های رسوبی تخریبی عبارتند از ۱( دانه ها که در حد گراول ، ماسه ، و سیلت می‌باشند ۲(ماتریکس یا ماده زمینه که از ذرات دانه ریز در حد سیلت و رس تشکیل شده و دانه های رسوبی را در بر می‌گیرد. ۳(سیمان که به صورت شیمیایی تشکیل شده وعمدتاً از جنس سیلیس و یا کربنات کلسیم می باشد، البته برخی از اوقات سیمان از جنس اکسید آهن نیز دربین دانه ها تشکیل می شود. سیمان دانه‌ها را به یکدیگر می چسباند. در بسیاری از مواقع بین دانه ها فضاهای خالی باقی می ماند که بعداً ممکن است توسط آب های زیرزمینی و یا نفت و گاز اشغال شود که برخی از رشته های تخصصی زمین شناسی نظیر آب شناسی و زمین شناسی نفت وظیفه بررسی این فضاهای خالی را که اصطلاحاً تخلخل نامیده می‌شوند را دارند. ۱( اندازه دانه‌ها یکی از مهمترین شاخصه های بافتی رسوبات و سنگ های رسوبی اندازه دانه های تشکیل دهنده آن می باشد. زیرا توسط بررسی اندازه دانه ها می‌توان انرژی عامل حمل ونقل و دوری و نزدیکی رسوب نسبت به ناحیه فشار را تعیین نمود و به واسطه اندازه دانه ها تقسیم بندی رسوبات و سنگ های رسوبی مطابق جدول زیر انجام می شود. طبقه بندی دانه ها از روی بلندترین قطر آنها صورت می گیرد که برای اولین بار توسط ونثورث واودرن ارایه شد. این مقیاس لگاریتمی بوده و در آن ، هر درجه ای برابر بزرگتر از درجه قبلی است. امروزه این مقیاس میلی متری نیز معروف است. ۲) شکل دانه grain shape شکل دانه عبارت از توصیف فرم هندسی دانه در رسوب یا سنگ است که توسط فرم، کروپت ، گردشدگی و بافت سطح دانه مورد بررسی قرار می‌گیرد. الف ) فرم form : فرم عبارت است از رابطه بین سه قطر اصلی تشکیل دهنده یک دانه می باشد ( اقطار بلند، کوتاه، متوسط) که براساس آن دانه ها ممکن است به اشکال زیر دیده شوند. ب) کرویت sphericity کرویت عبارتست از این که شکل دانه تا چه حد به کره نزدیک باشد. کرویت یکی از ویژگی های ارثی دانه ها می باشد ج) گردشدگی roundness گردشدگی عبارتست از این که دانه رسوبی زوایا و گوشه های تیز خود را در حین حمل و نقل از دست بدهد. هرچه دانه رسوبی بزرگتر باشد گردشدگی سریعتر اتفاق می افتد. امروزه اگر کنار بستر یک رودخانه بروید ذراتی را خواهید دید که کاملاً‌ گوشه های تیز خودرا از دست داده اند. به واسطه میزان گردشدگی می توان به راحتی مقدار مسافت طی شده رسوب را تخمین زد. هرچه رسوبی مسافت بیشتری را طی نموده باشد گردتر می شود. باید توجه داشت ذرات دانه ریز در صد سیلت هیچگاه گرد نمی شوند. میزان گردشدگی بستگی به درجه سایش دانه در هنگام حمل ونقل ، اندازه دانه ومسافت حمل ونقل دارد. د) بافت سطح دانه grain surface texture عوارض مواد در سطح دانه ، بافت سطح دانه را تشکیل می دهند. بعنوان مثال رسوبات از منشاء یخچالی که در حد گراول باشند عمدتاً برروی آن‌ها خطوطی دیده می شود که نمایانگر جهت حرکت یخچال می‌باشد. و یا اینکه در کنار ساحل دریا به دانه های ماسه ای توجه نمایند متوجه می شوید که دانه ها ماسه‌ای درخشان و براق می باشند. زیرا سطح این دانه‌ها در اثر حرکت بر روی یکدیگر توسط امواج براق گردیده است. در محیط های بیابانی سطح دانه‌ها کدر یا مات است ، امروزه دانشمندان زمین شناسی توسط بررسی این اختصاصات توسط میکروسکوپ های پیشرفته ، به راحتی می توانند فشار بسیاری از رسوبات را شناسایی نمایند. ۳ ) جورشدگی sorting جورشدگی به یکنواختی اندازه دانه‌ها در سنگ اشاره می نماید، اگر سنگی از دانه های بااندازه تقریباً یکسان تشکیل شده باشد را سنگ با جورشدگی خوب می نامند و اگر سنگ از مخلوطی از دانه‌ها در سایزهای مختلف نظیر گراول ، ماسه و گل تشکیل شده باشد آن را سنگی با جورشدگی بد می‌نامند، به طور کلی رسوبات ساحل دریا از جورشدگی بسیار خوب و رسوبات یخچالی از جورشدگی بدی بهره می‌برند. دانشمندان از جورشدگی در تشخیص مقدار منافذ خالی موجود در سنگ استفاده می‌نمایند. ۴) طرز قرارگیری دانه ها نحوه آرایش دانه هاو رسوبات در مقدارفضای خالی بین ذرات حایز اهمیت بسزایی است. بطوریکه هرگاه دانه ها به صورت مکعبی آرایش پیدا نمایند مقدار تخلخل به صورت ۴۷ % و اگر به صورت رومبوئدر آرایش یابند میزان تخلخل تقریباً نصف خواهد شد. این مسئله در آب شناسی حائز اهمیت است طبقه‌بندی سنگ‌های رسوبی سنگهای رسوبی بوسیله پروسه‌‌های فیزیکی، شیمیائی و بیولوژیکی تشکیل می‌شوند. بر اساس پروسه اصلی تشکیل دهنده سنگهای رسوبی این سنگها به سه گروه عمده تقسیم می‌شوند. سنگهای آواری آنهایی هستند که از قطعات سنگهای قدیمیتری که حمل و نقل شده و بعداً رسوب کرده‌اند درست شده‌اند (مثل ماسه‌سنگها). رسوباتی که منشأ جانوری، بیوشیمیائی و آلی دارند (مثل کربناتها) و آنهایی که منشأ شیمیائی دارند (مثل سنگهای تبخیری) گروههای دیگر سنگهای رسوبی را شامل می‌شوند. گروههای اصلی سنگ‌های رسوبی، سنگهای رسی (۶۰%)، ماسه سنگها (۲۵-۲۰%) و سنگهای کربناته (۲۰-۱۵%) بوده و بقیه فقط ۵% سنگها را شامل می‌شوند. ۱) سنگهای رسی Mud Rocks این سنگها شامل ذراتی هستند که قطر آنها از ۶۲ میکرون کمتر می‌باشد (سیلتها ۶۲-۴ میکرون و رسها کمتر از ۴ میکرون) اکثر این سنگها دارای ذراتی کوچکتر از ۵ میکرون می‌باشند. به این دلیل ذرات سنگهای رسی در موقع تشکیل براحتی و بوسیله کمترین جریان در آب معلق شده و می‌توانند تنها در آبهای آرام انباشته شوند . ۲) ماسه‌سنگ‌ها Sand Stones این سنگها در محیطی که انرژی نسبتاً زیادی دارند (مثل محیط‌هائی با جریان سریع آب) انباشته می‌شوند. محیط‌های پر انرژی شامل تپه‌های بادی، سواحل دریاها، رودخانه‌ها و دره‌‌های عمیق زیر دریائی می‌باشند. ماسه‌هائی که در نقاط کم عمق دریا انباشته می‌شوند ممکن است توسط جریانات توربیدیتی که شامل مخلوطی از ماسه و آب می‌باشد، به ناحیه عمیق دریا حمل شده و در آنجا انباشته شوند. اکثر توده‌های ماسه‌ای در موقع ته نشست شکل ظاهری کشیده‌ای (طویل) بخود می‌گیرند (مثل ماسه‌هائی که در رودخانه‌ها و سواحل دریاها تشکیل می‌شوند). ۳( رسوبات کربناتی Carbonates رسوبات جدید کربناته دریائی تقریباً بطور کلی از قسمتهای مختلف موجودات دریائی تشکیل شده‌اند و شواهد زیادی وجود دارد که سنگهای کربناته زمان فانروزوئیک نیز چنین بوده‌اند. ولی ذرات سنگهای کربناته به آسانی می‌توانند تجزیه شده و یا تغییر جنس دهند بطوریکه منشأ آلی آنها همیشه مشخص نمی‌باشد سنگ‌های رسوبی آواری (تخریبی) چگونگی تشکیل سنگهای رسوبی آواری: در سطح زمین سنگهای رسوبی آواری از تخریب سنگهای قدیمی‌تر تشکیل میگردند. سنگهای آذرین و دگرگونی که در مقابل فرسایش مکانیکی و شیمیائی ناپایدارند، منشأ اکثر سنگهای رسوبی – آواری می‌باشند. نوع موادیکه از تجزیه شیمیائی سنگهای آذرین و دگرگونی بوجود می‌آیند بستگی به شرایط موجود در سطح زمین (مقدار آب، درجه حرارت و وجود اکسیژن کانی) و ترکیب شیمیائی این سنگها دارد. دانه‌های آواری ممکن است قطعات سنگها باشند ولی اکثر آنها را بلورهای کوارتز و فلدسپات تشکیل می‌دهند. مواد دانه‌ریز حاصل از تخریب که در موقع هوازدگی آزاد می‌شوند، بیشتر شامل کانیهای رسی بوده که در سنگهای رسی (mudrocks) فراوانند و ماتریکس ماسه‌سنگها و کنگلومراها را میسازنند. آب و هوا و نوع سنگ‌های منشأ، ترکیب سنگهای آواری را مشخص می‌نمایند. طول مسیر حمل و نقل رسوبات آواری و دیاژنز آنها تا حدی در ترکیب این سنگها مؤثرند. سنگ‌های تخریبی دانه درشت سنگ‌های آواری دانه درشت (ماسه‌سنگها، کنگلومراها و برشها) حدود ۲۰ تا ۲۵ درصد ستون چینه‌نگاری را تشکیل می‌دهند. این سنگها نسبت به سنگهای آواری دانه‌ریز بیشتر مورد توجه واقع شده‌اند، زیرا: ۱( دانه‌های این سنگها درشت بوده و ساختمانها و بافتهای رسوبی که نشان‌دهندة حمل و نقل رسوبات و محیط‌های رسوبی می‌باشند، در این سنگها فراوانند. ۲( ماسه‌سنگهای متخلخل مانند سنگهای کربناته مخزن خوبی برای نفت و گاز و آب هستند. حدود ۵۰ درصد گاز و نفت دنیا در ماسه سنگها ذخیره شده است طبقه بندی سنگهای آواری ذرات تشکیل دهنده این سنگها در اثر تخریب سنگهای مناطق قاره‌ای بوجود آمده‌اند و توسط رودخانه‌ها به درون حوضه رسوبی حمل شده و رسوب کرده‌اند. این سنگها را بر اساس اندازه ذرات تشکیل دهنده آنها به سه دسته سنگهای دانه ریز یا گل سنگها ، دانه متوسط یا ماسه سنگها و دانه درست یا کنگرومراها و برشهای رسوبی تقسیم می‌کنند. سنگهای آواری دانه ریز یا گل سنگها اندازه ذرات تشکیل دهنده این دسته از سنگهای رسوبی کمتر از ماسه و در حد سیلیت و رس (ریزتر از ۰.۰۶۲۵ میلیمتر) است. بطور کلی این دسته از سنگهای رسوبی بر اساس اندازه ذرات و قابلیت تورق آنها نامگذاری می‌شوند. قابلیت تورق یکی از خصوصیات محیط رسوبی است که نشاندهنده عدم فعالیتهای موجودات زنده کف‌زی در هنگام رسوبگذاری می‌باشد. زیرا اگر موجودات زنده دارای فعالیت باشند باعث به هم ریختگی طبقات می‌گردند. چنانچه بیش از ۳/۲ ذرات تشکیل دهنده سنگ در اندازه سیلیت باشد در صورت نبودن تورق ، سنگ را سیلتستون (Siltstone) نامیده و در صورت وجود تورق ، شیل سیلتی (silt - shale) می‌نامند. اگر ذرات سیلیت بیشتر از ۳/۱ ولی کمتر از ۳/۲ ذرات تشکیل دهنده سنگ را درست کند و بقیه ذرات در انداره رس باشد، در صورت نبود تورق سنگ را گل سنگ (mudstone) و در صورت وجود تورق آنرا شیل گل(mud - shale) می‌نامند. اگر مقدار سیلیت در سنگ کمتر از ۳/۱ ذرات تشکیل دهنده سنگ و بیشتر از رس باشد، در صورت دارا بودن تورق ، سنگ را شیل رسی (cldy-shale) نامیده و در صورت نبود تورق آنرا رس سنگ (clay stone) می‌نامند. بطور کلی واژه گل سنگ زمانی بکار برده می‌شود که میزان رس و سیلیت در سنگ تقریبا به یک اندازه باشد. همچنین گل سنگ واژه عمومی است که در هنگام طبقه‌بندی سنگهای آواری دانه ریز برا

+ نوشته شده توسط فروغ ابراهیمی در جمعه شانزدهم اردیبهشت 1390 و ساعت 18:50 |
تشریح کاملی در مورد سنگ های رسوبی و نامگذاری آنها(گلنوش ذوالفقاری شیرین رحیمی و....)

تشریح کاملی در مورد سنگ های رسوبی و نامگذاری آنها

آشنایی با سنگ های کربناته و رده بندی سنگ های اهکی:

سنگ آهک کربنات کلسیم(CaCO3) به ندرت به صورت آهک خالص در طبیعت پیدا می‌شود. این سنگ بیشتر به صورت آهک رسی ، آهک ماسه‌ای و دولومیت یافت می‌گردد. ناخالصیهای مهم سنگ آهک شامل منیزیم ، سلیس ، آلومینیم و منگنز است.

▪ نحوه تشکیل

سنگهای آهکی از نظر ژنتیکی و نحوه تشکیل به دو گروه عمده و بزرگ آهکهای برجا و آهکهای نابرجا تقسیم می‌شوند. آهکهای برجا شامل کلیه سنگ آهکهای ستونهایی می‌گردد که طی فرآیندهای شیمیایی و بیوشیمیایی در محلی که وجود دارند، تشکیل گردیده‌اند. اصولا تشکیل در جای رسوبات آهکی مربوط به فعالیتهای بیولوژیکی بوده و از منشا بیوشیمیایی می‌باشند. مانند تراورتن و ستونهای آهکی. آهکهای نابرجا آهکهایی را شامل می‌گردد که از نظر بافتی به سنگهای کلاسیک شباهت داشته ، ولی از نظر منشا تشکیلاتشان کاملا مربوط به فرآیندهای شیمیایی است. مانند آهکهای تخریبی و ماسه‌ای

عوامل کنترل کننده رسوبگذاری کربناتها

درجه حرارت
بسیاری از موجودات با اسکلت کربناته ، نظیر مرجانهای ریف ساز و بسیاری از جلبکهای سبز آهکی ، برای رشد خود به آبهای گرم نیاز دارند. بنابراین اکثر رسوبات کربناته در کمربند گرمسیری - نیمه گرمسیری و در حدود 30 درجه شمال و جنوب خط استوا یافت می‌شوند.
شوری
تولیدات بیولوژیکی در آب دریا با درجه شوذی نرمال در عمق کم (کمتر از 10 متر)، و بخش آشفته منطقه نوری (به طرف پایین تا عمقی که نور نفوذ می کند، در حدود 100 تا 200 متر) در حد ماکزیمم است.
عمق
دانه‌های غیر اسکلتی ، نظیر آئیدها و گل آهکی ، فقط در آبهای گرم کم عمق گرمسیری ته نشین می‌شوند. در محیط پلاژیک آبهای عمیق‌تر ، لجن‌های آهکی بطور وسیعی گسترش می‌یابند که عمدتا از اسکلت‌های موجودات پلاژیک ، فرامینیفر و کوکولیتی که در منطقه نوری زندگی می‌کنند، تشکیل شده‌اند. نرخ بالای انحلال کربنات در اعماق چندین کیلومتری باعث می‌شود تا مقدار کمی کربنات در زیر این عمق رسوب کند. سنگهای آهکی در دریاچه‌ها و خاک‌ها نیز تشکیل می‌شوند.

ورود مواد سیلیسی آواری

یکی از عوامل مهم کنترل کننده رسوبگذاری کربناتها، فقدان مواد سیلیسی آواری است. بیشتر موجودات تولید کننده کربنات می‌توانند ورود مقادیر زیادی گل آواری را تحلیل نمایند.

کانی شناسی رسوبات کربناته

آراگونیت و کلسیت دو کانی فراوان کربنات کلسیم در رسوبات عهد حاضر و قدیم هستند. دو نوع کلسین تشخیص داده می‌شود که به مقدار منیزیم بستگی دارد، کلسیت با منیزیم که یا کمتر از 4% مول MgCO3 و کلسیت با منیزیم بالا با بیشتر از 4% مول. ولکن بطور تیپیک بین 11 و 19 درصد مول MgCO3 دارد در مقایسه ، آراگونیت معمولا دارای مقدار خیلی کم منیزیم است. رسوب عهد حاضر بیشتر به دانه‌های اسکلتی و غیر اسکلتی موجود بستگی دارد. اسکلت‌های کربناته موجودات دارای یک ترکیب کانی شناسی خاص یا مخلوطی از کانیهاست هر چند مقدار منیزیم در کلسیت‌ها متغیر بوده و تا حدودی به درجه حرارت آب بستگی دارد.
آراگونیت در درجه حرارت و فشار سطحی ناپایدار است و با گذشت زمان کلسیت با منیزیم بالا ، Mg خود را از دست می‌دهد. بنابراین تمام رسوبات کربناته‌ای که دارای کانی شناسی اولیه مخلوطی هستند در طی دیاژنز به کلسیت با Mg پایین تبدیل می‌شوند. کانیهای غیر کربناته در سنگ آهک شامل کوارتز ، رس آواری ، پیریت ، هماتیت ، مسقات با منشا دیاژنتیکی می‌باشد. کانیهای تبخیری ، بویژه ژیپس و ایندریت ، ممکن است بطور تنگاتنگ با توالی‌های سنگ آهک همراه باشد.

آهک

آهک و گچ ، از جمله موادی هستند که کارآیی آنها از دوران باستان ، توسط بشر شناخته شده است و از آنها در ساختن انواع بناها ، استفاده می‌شد. موادی مانند آهک ، ساروج و سیمان برای اتصال محکمتر قطعات سنگ و یا چوب بکار گرفته می‌شد.

مفاهیم آهک مرده و آب آهک

هرگاه بر روی اکسید کلسیم (آهک زنده) ، آب ریخته شود، بر اثر واکنش با آب ، گرما ایجاد می‌کند که موجب بخار شدن قسمتی از آب می‌شود. در این عمل ، آهک بر اثر جذب آب ، متورم شده ، سپس به‌صورت گرد سفیدی در می‌آید که اصطلاحا «آهک مرده» نامیده می‌شود، (زیرا در تماس با آب ، دیگر واکنشی از خود نشان نمی‌دهد) و این عمل را شکفته شدن آهک نیز می‌گویند.
هر گاه مقداری آب به آهک مرده اضافه شود، به شیر آهک تبدیل می‌شود که اگر آن را صاف کنیم، محلول زلالی که در حقیقت محلول سیرشده هیدروکسید کلسیم در آب است، حاصل می‌شود که به آب آهک موسوم است. آب آهک کاربردهای بسیاری در صنایع شیمیایی دارد. مثلا در تهیه هیدروکسید سدیم ، آمونیاک ، هیدروکسید فلزات ، پرکلرین و به‌ویژه در استخراج منیزیم از آب دریا بکار می‌رود.

انواع آهک

معمولا از سه نوع آهک در کارهای ساختمانی استفاده می‌شود.

آهک چرب یا پر قوه

این نوع آهک ، حدود چهار درصد ناخالصی همراه دارد و مهمترین ویژگی آن این است که در تماس با آب به‌شدت شکفته می‌شود و حجم آن تا حدود 2.5 برابر مقدار اولیه‌اش افزایش می‌یابد. مخلوط آن با شن در تماس با گاز کربنیک به‌سرعت خود را می‌گیرد و سفت می‌شود، (به مدت 15 روز در مجاورت هوا). از اینرو ، آهک چرب را آهک هوایی نیز می‌گویند.

آهک‌های کم قوه

این نوع آهک از سنگ آهک‌هایی که 5 تا 6 درصد آهک دارند، تولید می‌شود و ناخالصی‌های عمده آن را اکسید آهن (II) (گل اُخری) ، اکسید سیلیسیم (سیلیس) و اکسید آلومینیوم (آلومین) تشکیل می‌دهد. از ویژگیهای این نوع آهک آن است که به‌کندی شکفته می‌شود و ملاط حاصل از مخلوط آن با شن ، به‌آرامی‌ در هوا سفت می‌شود.

 

صنایع فولاد

تا پیش از سال 1960 آهک به عنوان کمک ذوب در فولاد سازی همراه با دیگر مواد و به روش کوره‌های روباز ، استفاده می‌شده است. میزان آهک مصرف شده برای تهیه یک تن فولاد حدود 12 کیلوگرم است. از سال 1960 به این سو و با رواج روش کوره‌های بازی اکسیژنی (BOF) ، فقط از آهک به عنوان کمک ذوب استفاده می‌شود و میزان آهک مصرفی به حدود 50 تا 100 کیلوگرم در تن افزایش یافته است. مقدار آهک مصرفی برای صنایع فولاد از حدود 1.4 میلیون تن در سال 1961 به 8.1 میلیون تن در سال 1979 افزایش یافته است.
در آمریکا بر آهک زنده حدود 10 تا 30 درصد اکسید منیزیم زنده می‌افزایند گوگرد و فسفر از عناصر مزاحم شمرده می‌شوند و به این دلیل است که میزان آنها در سنگ آهک باید ناچیز باشد. نقش آهک علاوه بر کاهش دمای ذوب، به عنوان جدا کننده و جمع کننده عناصر زاید و از جمله گوگرد ، فسفر ، آلومینیوم و سیلیس و با افزایش آن به سرباره نیز اهمیت دارد.

مصارف متالوژی آهک

برای ذوب کردن کانسنگ بعضی از فلزات نظیر مس از آهک استفاده می‌کنند. آهک علاوه بر کاهش دمای ذوب موجب جذب گاز SO2 می‌گردد. در فلوتاسیون مواد معدنی از آهک به عنوان کنترل کننده PH محلول استفاده می‌شود. در بیشتر روشهای استخراج منیزیم از آب دریا ، آهک نیز بکار می‌رود. در تهیه آلومینیوم به روش بایر ، میزان قابل توجهی آهک مصرف می‌گردد. در استحصال طلا به روش سیانوراسیون نیز آهک را بکار می‌برند.

مصارف بهداشتی آهک

بهبود کیفیت آب آشامیدنی : بی‌کربنات موجود در آب با افزودن آهک را سبب شده و موجب کاهش سختی آب می‌گردد. برای استریل کردن آب به کمک آهک ، نخست PH آب را برای مدتی از 3 تا 10 ساعت و در حدود 11.5 تثبیت می‌کنند. پس با وارد کردن گاز CO2 سطح PH آب را به میزان استاندارد (PH=5.7) کاهش می‌دهند. بخش اعظم آهک به صورت لجن ته نشست می‌گردد. آهک همچنین موجب راسب شدن ترکیبات فسفاته و نیتروژن می‌گردند.
کنترل PH پسابها و راسب کردن مواد زاید
خنثی نمودن پسابهای اسیدی کارخانه‌ها
کنترل آلودگی هوا : در کارخانه‌های ذوب فلزات و نیز به عنوان جذب کننده گازهای سمی نظیر HCl ، HF و SO2 و غیره از آهک استفاده می‌کنند.

مصارف شیمیایی آهک

در تهیه کربنات و بی‌کربنات سدیم : برای تهیه یک تن کربنات سدیم در حدود 700 کیلوگرم آهک مورد نیاز است.
تهیه کاربید کلسیم : مخلوط آهک و کک در کوره الکتریکی و دمای 3000 تا 3400 درجه سانتیگراد به کاربید کلسیم تبدیل می‌شود. برای تهیه یک تن کاربید کلسیم به حدود یک تن آهک احتیاج است. از کاربید کلسیم به منظور تولید گاز استیلن (C2H2) استفاده می‌شود. هم اینک ، گاز استیلن را از گاز اتیلن تهیه می‌کنند و این روش از کاربید کلسیم مناسبتر است.
مواد شیمیایی آلی : برای تهیه ترکیبهای اتیلن و پروپیلن ، گلینکولها ، نمکهای آلی کلسیم‌دار ، همچنین تصفیه و تغلیظ اسید سیتریک و گلوکز ، به آهک نیاز است.
سایر مصارف شیمیایی : تهیه منیزیم از آب دریا، تهیه نمک طعام و حشره کشها و مواد رنگی.

مصرف آهک در کاغذ سازی

در صنعت کاغذ سازی به منظور تهیه پالپ سولفات ، استفاده دوباره از کربنات سدیم و تهیه هیپوکلریت کلسیم که خاصیت سفید کنندگی دارد از آهک استفاده می‌کنند.

مصرف آهک در مصالح ساختمانی و سرامیک

به عنوان ملات ، روکش داخل ساختمان و در شیشه سازی به عنوان کمک ذوب از آهک بهر می‌گیرند. در دیرگدازهای دولومیتی ، آهک نیز بکار می‌رود. در تهیه سیمان نیز آهک ماده اصلی و عمده را تشکیل می‌دهد.

دیگر مصارف آهک

کارخانه‌های قند و شکر : در تهیه قند و شکر ، از آهک برای تصفیه و جداسازی ترکیبات فسفاته و اسیدهای آلی استفاده می‌شود. در کارخانه‌هایی که از چغندر استفاده می‌کنند. به ازای هر تن شکر ، 250 کیلوگرم و در کارخانه‌هایی که از نیشکر تغذیه می‌شوند، برای تهیه هر تن شکر ، 2 تا 7 کیلوگرم آهک بکار می‌گیرند.
صنایع نفت : برای خنثی کردن ترکیبات آلی سولفورها ، بی‌اثر ساختن گاز SO2 و تهیه گریس مخصوص از آهک استفاده می‌شود.
در صنایع رنگ سازی : از آهک به عنوان ماده پرکننده استفاده می‌کنند.
در چرم سازی : برای جدا کردن مو یا پشم از پوست حیوانات از آهک بهره می‌گیرند (صنعت دباغی)
در کشاورزی : برای کنترل PH آب از آهک استفاده می‌کنند.

میزان تولید آهک

میزان آهک زنده و هیدراته تولیدی جهان در سال 1979 بالغ بر 112972290 تن گزارش گردیده که از این تعداد ، 21 درصد در شوروی (سابق) ، 16 درصد در ایالات متحده آمریکا ، 9 درصد در آلمان غربی (سابق) ، 7 درصد در لهستان و 8 درصد در ژاپن تولید شده است.

 

 

 

آركوز(arkose)

آرکوز عبارت از سنگی است که بیش از 25٪ ذرات آن را فلدسپات تشکیل داده و نسبت بین F/RF از 1/3 بیشتر می‌باشد.

ليتار نايت (litharenite)

لیتارنایت سنگی است که بیش از 25٪ ذارت آن در قطب R بوده و نسبت بین F/RF از 3/1 کمتر است.

 

ليتيك آركوز (lithic arkose)

 

در صورتی که نسبت F/RF بین 1/1 تا 1/3 باشد، سنگ را لیتیک آرکوز می‌نامند.

فلدسپاتيك ليتارنايتlitharnite feldspatic))

این واژه هنگامی بکار می‌رود که نسبت F/RF بین 3/1 تا 1/1 باشد.

ساب ليتار نايت (Sublitharenite)

گر بین 5 تا 25 درصد ذرات اصلی تشکیل دهنده سنگ از نوع خرده سنگ‌ها باشد و مقدار آنها از فلدسپات‌ها بیشتر باشد نام سنگ ساب لیتارنایت خواهد بود.

تقسيم بندي ريزتر سنگهاي حاوي خرده سنگ

اگر بعد از محاسبه نام سنگ یکی از اسامی لیتارنایت ، ساب لیتارنایت و یا فلدسپاتیک لیتارنایت باشد، مقدار خرده سنگ‌های موجود در سنگ را به درصد جدید تبدیل کرده و به روی مثلث دیگری بر اساس این درصد جدید می‌توان نام سنگ را مشخص کرد. اگر جنس خرده سنگ‌ها از نوع ولکانیکی باشد، سنگ را ولکانیک آرنایت (Volcanic aernite) و اگر از جنس دگرگونی باشد، فیلارنایت (phillarnite) و اگر رسوبی باشد، سدیمنت آرنایت یا سدآرنایت (Sediment arnite or Sedarenite) می‌نامند.

تقسيم بندي سد آرانيت ها

اگر نام سنگ در قسمت سد آرانایت‌ها قرار بگیرد می‌توان دو مرتبه مقدار خرده سنگ‌های رسوبی را به دو درصد جدید تبدیل کرده و نام سنگ را بر روی مثلث دیگری مشخص نمود. اگر خرده سنگ‌ها بیشتر از نوع چرت باشد، سنگ را چرت آرنایت
(Chert-arnite) و اگر بیشتر از نوع آهک باشد، کالک آرنایت (Calc-arnite) و اگر از جنس ماسه سنگی یا شیلی باشد، سنداستون آرنایت و یا شیل آرنایت (Sandstan-arnite or Shale arnite) می‌نامند.

نامگذاري دقيق و توصيف بيشتر ماسه سنگها

تقسیم بندی‌های ذکر شده بر اساس کانی‌های تشکیل دهنده سنگ می‌باشد. برای نامگذاری دقیق و توصیف بیشتر ماسه سنگها ، فولک معتقد است که علاوه بر نام اصلی سنگ باید 4 خاصیت مهم را در توصیف ماسه سنگ‌ها در نظر گرفت تا بتوان آنها را دقیقا از یکدیگر تفکیک نمود. این چهار خاصیت شامل اسم اندازه ذرات تشکیل دهنده سنگ ، سیمان یا سیمان شیمیایی موجود در سنگ ، بلوغ بافتی در سنگ ، عناصر فرعی از قبیل گلاگونیت و غیره است.

طبقه بندی سنگ های اهکی توسط دانهام:

این طبقه‌بندی بر اساس بافت ، در هنگام رسوبگذاری ، برای سنگهای آهکی ارائه شده است. در این تقسیم‌بندی سنگها به دو دسته تقسیم می‌شوند:
ـ دسته اول شامل سنگهایی است که در هنگام رسوبگذاری اجزای تشکیل دهنده آنها به هم متصل بوده‌اند و باندستون نامیده می‌شوند.
ـ دسته دوم سنگهایی هستند که اجزای تشکیل دهنده آنها در هنگام رسوبگذاری به هم متصل نشده‌اند. این دسته شامل چهار گروه گرینستون (Grain stone) ، پکستون (Packstone) ، وکستون (Wacke stone) و مادستون (Mud stone) می‌باشند.
علاوه بر این دو دسته اصلی از سنگهای آهکی که بر اساس بافت رسوبی در هنگام رسوبگذاری تقسیم‌بندی شده‌اند گروه دیگری از سنگهای آهکی وجود دارد که بافت رسوبی در آنها قابل تشخیص نمی‌باشد. این دسته از سنگها متبلور بوده و در آنها عمل تبلور مجدد صورت گرفته است. این نوع سنگها را کربناتهای بلورین می‌نامند. مانند سنگ آهک کریستالین و دولومیت کریستالین. گرچه این دسته از سنگها فاقد بافت رسوبی هستند ولی معمولا از روی شبح و شکل دانه‌های متبلور موجود در سنگ می‌توان آنها را بر مبنای منشا تشکیل دانه‌ها نامگذاری کرد

ـ کربناتهای بلورین

علاوه بر دو دسته سنگهای بلورین آهکی که بر اساس بافت رسوبی در هنگام رسوبگذاری تقسیم‌بندی شده‌اند. گروه دیگری از سنگهای آهکی وجود دارد که بافت رسوبی در آنها قابل تشخیص نمی‌باشد. این دسته از سنگها را کربناتهای بلورین نامگذاری کرده اند مانند سنگ آهک کریستالین. اگر چه این سنگها فاقد بافت رسوبی هستند ولی معمولا از روی آثار باقی مانده و شکل دانه‌های متبلور موجود در سنگ می‌توان آنها را بر مبنای منشا تشکیل دانه‌ها نامگذاری کرد

کوارتز

تمام سنگهای آذرین و اغلب سنگهای دگرگونی به استثنای سنگ کوارتزیت که ممکن است تا حدود ۱۰۰ درصد حجم سنگ از کوارتز تشکیل شده باشد، حاوی کوارتز هستند و مقدار آن از خیلی کم تا ۴۰ درصد حجم کل سنگ را تشکیل می‌دهد. ولی برعکس در سنگهای آواری تیپیک ، کوارتز بطور فراوان یافت می‌شود، زیرا مقاومت مکانیکی و ثبات شیمیایی آن در مقابل عمل فرسایش بسیار زیاد است.
با استفاده از مقاطع نازک و مطالعه آنها به توسط میکروسکوپ پلاریزان می‌توان انواع کوارتز را بر اساس نوع خاموش ، انکلوزیون و مقدار ذرات پلی‌کریستالین موجود در سنگ را ، که در رابطه با منشا آنهاست، تعیین نمود. کریستالهای منفرد کوارتز دارای خاموشی مستقیم و موجی می‌باشند. دانه‌های کوارتز ولکانیکی در نور پلاریزان دارای خاموشی مستقیم است ولی دانه‌های کوارتز پلوتونیکی و دگرگونی دارای خاموشی مستقیم و موجی هستند. خاموشی موجی معمولا منعکس کننده فشار در شبکه کریستالی است.
مطالعات آماری نشان داده است که حد متوسط خاموشی در دانه‌های کوارتز دگرگونی بیشتر از ۵ درجه است در حالیکه دانه‌های کوارتز پلوتونیکی دارای حد متوسط کمتر از ۵ درجه هستند. دانه‌های کوارتز به صورت کریستال منفرد یا مرکب در سنگها یافت می‌شوند. دانه‌های کوارتز آتشفشانی غالبا تک کریستالی است. مقدار دانه‌های کوارتز پلی‌کریستالین در سنگهای پلوتونیکی کمبوده و در سنگهای دگرگونی با درجه بالا بیشتر و در سنگهای دگرگونی با درجه کم ، فراوانتر است. همچنین تعداد کریستالهای کوارتز در یک دانه پلی‌کریستالین که منشا دگرگونی با درجه کم داشته‌باشد بیشتر از سنگهای دگرگونی با درجه بالا و سنگهای پلوتونیکی است.

فلدسپاتها

فلدسپاتها در سنگهای آواری از نظر اهمیت در درجه دوم قرار دارند، زیرا به علت داشتن رخ ، مقاومت مکانیکی کمتری نسبت به کوارتز در مقابل عمل فرسایش دارند و در اثر عوامل شیمیایی به کانیهای رسی تجزیه می‌شوند. به این دلیل ، میزان دانه‌های فلدسپات در رسوبات رودخانه‌ای بویژه سیکل اول ، به مراتب بیشتر از ماسه‌های ساحلی و تپه‌های شنی است. فلدسپاتها در سنگهای آذرین و دگرگونی بطور فراوان یافت می‌شوند و بدین جهت در حدود ۱۰ تا ۱۵ درصد رسوبات آواری عهد حاضر را تشکیل می‌دهند. بطوری که در بالا اشاره شد، ممکن است فلدسپاتها قبل از تجزیه شدن در منشا بوسیله فرآیندهای هوازدگی مکانیکی شکسته شده و بصورت ذرات آزاد توسط جریان آب از منطقه خارج شوند که این خود به عوامل زیر بستگی دارد:
ـ توپوگرافی :اگر اختلاف ارتفاع زیاد باشد، آب و هوا نقش مهمی را در تجزیه این کانیها نخواهدداشت و این کانیها قبل از تجزیه شدن توسط فرآیندهای هوازدگی مکانیکی خردشده و در مسیر جریان آب قرار می‌گیرد.
ـ آب و هوا :در آب و هوا خشک ، تجزیه شیمیایی خیلی کم صورت می‌گیرد، زیرا گیاهان خیلی کم بوده و هوازدگی مکانیکی از اهمیت زیادی برخوردار است. در چنین آب و هوایی توپوگرافی اثر چندانی نخواهدداشت.
ـ یخچالها :تخریب توسط یخچالهای باعث می‌شود که مقدار زیادی از سنگهای فلدسپاتدار منطقه کنده شود و قبل از تجزیه در مسیر حرکت توسط یخچالهای حمل گردد.

آلومینیوم و سیلیکاتها می باشد. این کانی ها از تجزیه کانی های سیلیکاته موجود در سنگ ها بویژه فلدسپات ها و سیلیکاتهای آهن و منیزیم دار تشکیل شده اند

کانیهای رسی

کانیهای رسی به یک سری ذرات دانه ریز میزالی با شبکه‌ای لایه‌ای اطلاق می‌شود که بیشتر از هیدراتهای آلومینیوم و سیلیکات تشکیل شده‌است. این کانیها از تجزیه کانیهای سیلیکاته تشکیل دهنده سنگها ، بویژه فلدسپاتها و سیلیکاتهای فرومنیزیم ، حاصل شده‌اند. کانیهای رسی در اثر هوازدگی سنگها ، در محیط‌های با درجه حرارت پایین و رطوبت زیاد ، تشکیل می‌شوند. همچنین این کانیها ، منعکس کننده نوع کانی هوازده و شرایط هوازدگی هستند.
نوع کانی رسی از مطالعه آن با اشعه ایکس مشخص می‌گردد. کانیهای رسی در هنگام دیاژنز بر اثر تغییرات فیزیکی و شیمیایی به یکدیگر تبدیل می‌شوند. مطالعات انجام‌شده نشان داده‌است که رسوبات عهد حاضر و بیشتر شیلهای دوران دوم و سوم حاوی کانیهای ایلیت ، کلریت ، کایوینیت و مونت موریلونیت هستند ولی شیلهای دوران اول بیشتر حاوی کانیهای کلریت و ایلیت می‌باشند که این خود بیانگر مقاومت این دو کانی در مقابل تجزیه شیمیایی در مراحل دفن عمیق و زمان است.

شاخصه های بافتی سنگ های رسوبی تخریبی

سه جزء اصلی بافتی سنگ های رسوبی تخریبی عبارتند از
۱( دانه ها که در حد گراول ، ماسه ، و سیلت می‌باشند
۲(ماتریکس یا ماده زمینه که از ذرات دانه ریز در حد سیلت و رس تشکیل شده و دانه های رسوبی را در بر می‌گیرد.
۳(سیمان که به صورت شیمیایی تشکیل شده وعمدتاً از جنس سیلیس و یا کربنات کلسیم می باشد، البته برخی از اوقات سیمان از جنس اکسید آهن نیز دربین دانه ها تشکیل می شود. سیمان دانه‌ها را به یکدیگر می چسباند. در بسیاری از مواقع بین دانه ها فضاهای خالی باقی می ماند که بعداً ممکن است توسط آب های زیرزمینی و یا نفت و گاز اشغال شود که برخی از رشته های تخصصی زمین شناسی نظیر آب شناسی و زمین شناسی نفت وظیفه بررسی این فضاهای خالی را که اصطلاحاً تخلخل نامیده می‌شوند را دارند.

+ نوشته شده توسط فروغ ابراهیمی در جمعه شانزدهم اردیبهشت 1390 و ساعت 18:50 |
مثلث برمودا محلی است وهم‌انگیز که در آن صدها هواپیما و کشتی در هوا و دریا ناپدید شده‌اند. بیش از هزار نفر در این منطقه وحشت گم شده‌اند، بدون اینکه حتی یک جسد یا قطعه پاره‌ای از یک هواپیما یا کشتی مفقود شده ، به جا مانده باشد.




img/daneshnameh_up/3/3e/bermudatriangle23.gif

موقعیت مثلث برمودا

مثلث برمودا واقعا یک مثلث نیست، بلکه شباهت بیشتری به یک بیضی (و شاید هم دایره‌ای بزرگ) دارد که در روی بخشی از اقیانوس اطلس در سواحل جنوب شرقی آمریکا واقع است. راس آن نزدیک برمودا و قسمت انحنای آن از سمت پایین فلوریدا گسترش یافته و از پورتوریکو گذشته ، به طرف جنوب و شرق منحرف شده و از میان دریای سارگاسو عبور کرده و دوباره به طرف برمودا برگشته است. طول جغرافیایی در قسمت غرب مثلث برمودا 80 درجه است، بر روی خطی که شمال حقیقی و شمال مغناطیسی بر یکدیگر منطبق می‌گردند. در این نقطه هیچ انحرافی در قطب نما محاسبه نمی‌شود.

وینسنت گادیس که مثلث برمودا را نامگذاری کرده، آن را به صورت زیر توصیف می‌کند: « یک خط از فلوریدا تا برمودا ، دیگری از برمودا تا پورتویکو می‌گذرد و سومین خط از میان باهاما به فلوریدا بر می‌گردد. »

این محل فتنه‌انگیز و تقریبا باور نکردنی اسرار غیر قابل توصیف جهان را به خود اختصاص داده است. مثلث برمودا نامش را در نتیجه ناپدید شدن 6 هواپیمای نیروی دریایی همراه با تمام سرنشینان آنها در پنجم دسامبر 1945 کسب کرد. 5 فروند از این هواپیماها به دنبال اجرای ماموریتی عادی و آموزشی ، در منطقه مثلث ، پرواز می‌کردند که با ارسال پیامهایی عجیبی درخواست کمک کردند. هواپیمای ششم برای انجام عملیات نجات ، به هوا برخاست که هر شش هواپیما به طرز فوق‌العاده مشکوکی مفقود شدند.

آخرین پیامهای مخابره شده آنها با برج مراقبت حاکی از وضعیت غیر عادی ، عدم روئیت خشکی ، از کار افتادن قطب نماها یا چرخش سریع عقربه آنها و اطمینان نداشتن از موقعیتشان بود. این در حالی بود که شرایط جوی برای پرواز مساعد بود و خلبانان و دیگر سرنشینان افرادی با تجربه و ورزیده بودند. با وجود مدتها جستجو هیچ اثری از قطعه شکسته ، لکه روغن ، آثاری از اجسام شناور ، خدمه یا تجمع مشکوکی از کوسه‌ها دیده نشد. هیچ حادثه‌ای چه قبل و چه بعد از آن ، تا این حد حیرت‌آورتر از ناپدید شدن دسته جمعی هواپیماهای مذکور نبوده است. در حوادثی مشابه در این منطقه ‌قایقها و کشتیهایی مفقود شده‌اند (قربانیان مثلث برمودا)، در برخی موارد هم فقط خدمه و سرنشینان ناپدید گشته‌اند.

منطقه وحشت

همه روزه هواپیماهای متعددی بر فراز مثلث برمودا پرواز می‌کنند. کشتیهای بزرگ و کوچک در آبهای آن در حال تردند و افراد زیادی برای بازدید ، به این منطقه مسافرت می‌کنند، بدون آنکه اتفاقی بیفتد. از طرف دیگر ، در دریاها و اقیانوسها در سراسر دنیا ، کشتیها و هواپیماهای زیادی مفقود شده و می‌شوند. پس چرا فقط مثلث برمودا از بقیه مناطق تفکیک شده است. علت این است که اولا هیچ امیدی برای یافتن حتی اثر و نشانه‌ای وجود ندارد. ثانیا در هیچ منطقه دیگر چنین ناپدید شدنهای بی دلیل ، بیشمار و نامعلوم روی نداده و به این خوبی ثبت نشده است.

مشاهدات و گزارشات

در بیشتر اتفاقات مثلث برمودا ، اکثر هواپیماها در حالی ناپدید شده‌اند که تماس رادیویی خود را با ایستگاههای مبدا و مقصدشان تا آخرین لحظه حفظ کرده‌اند و یا برخی دیگر در لحظات آخر پیامهای غیر عادی مخابره کرده‌اند که حاکی از عدم کنترل آنان بر روی دستگاه و ابزارها بوده است و یا چرخش عقربه‌های قطب نما به دور خود و تغییر رنگ آسمان اطراف به زردی و مه آلودی ، آن هم در روز صاف و آفتابی و یا تغییراتی غیر عادی در آبها که تا لحظاتی قبل آرام بوده‌اند، بدون بیان هیچ دلیل روشنی از چگونگی این وقایع.

این پیامها رفته رفته ضعیف‌تر و غیرقابل تشخیص‌تر شده و یا سریعا قطع شده‌اند. دقیقا مثل اینکه چیزی ارتباط رادیویی را قطع کرده باشد و یا چنانچه اظهار عقیده شده، در حال دور شدن و عقب رفتن از فضا و زمان بوده و دورتر و دورتر شده‌اند. در برخی موارد گزارشها حاکی از آن بود که نوری ناشناخته و غیر قابل تشریح روئیت شده است. همچنین توده سیاه و تاریکی در سطح دریا که پس از مدتی ناپدید شده ، در جریان اتفاقات مزبور گزارش شده است.

در مواردی هم گزارش شده که نقطه تاریک بزرگی در میان ستارگان در آسمان دیده شده که نوری متحرک از طرف زمین به آن قسمت وارد شده و سپس هر دو ناپدید شده‌اند. در تمام مدت دیده شدن تاریکی ، دستگاهها و سایر ابزارهای قایق‌های ناظر از کار افتاده بودند که پس از رفع تاریکی آسمان ، دوباره شروع بکار کرده‌اند.

در یک مورد هم پیامی عجیب از یک کشتی باری ژاپنی بدین مضمون دریافت گردید. "خطری همانند یک خنجر هم اکنون ... به سرعت می‌آید ... ما نمی‌توانیم فرار کنیم ..." در هر حال بدون اینکه مشخص شود خنجر چه بود، کشتی ناپدید شد.

علل واقعه

علل فرضی طبیعی

توضیحات و علل فرضی مختلفی درباره حوادث مثلث برمودا ارائه شده است که معمول‌ترین فرضیات بر اساس مرگ غیر طبیعی (زیرا هیچ جسدی تا کنون بدست نیامده است.) بنا شده است. این توضیحات عبارتند از:

جزر و مد ناگهانی دریا در نتیجه زلزله در اعماق دریا ، وزش بادهای مخرب و اختلالات جوی ، گویهای آتشفشان که موجب انفجار هواپیماها می‌شود، گرفتار آمدن در جاذبه یک گرداب یا گردباد که باعث سقوط و انهدام هواپیماها یا انحراف مسیر کشتیها و مفقود شدن آنها در آب می‌شود، تحت تاثیر نیرویی مغناطیسی قرار گرفتن و اختلالات امواج الکترومغناطیسی، ولی این دلایل توجیه قابل قبولی برای ناپدید شدن هواپیماها و کشتیهای متعدد در یک منطقه نیست.

علل فرضی غیر طبیعی

دستگیری و ربوده شدن به وسیله زیردریایی یا بشقاب پرنده‌هایی متعلق به کراتی دیگر که برای تحقیق درباره حیات و زندگی باستان و حال ما انسانها به کره زمین آمده‌اند، می‌تواند علتی غیر طبیعی برای توجیه وقایع باشد.

یکی از عجیب‌ترین پیشنهادات در این مورد بوسیله ادگار کایس ، پیشگو و روانکاو و حکیم در دهه پنجم قرن بیست ، ارائه شده است. به عقیده وی قرنها قبل از کشف اشعه لیزر ، بومیان سواحل اقیانوس اطلس از کریستال به عنوان یک منبع انرژی و قدرت استفاده می‌کردند. به نظر کاین نوعی نیروی شیطانی القا شده از سوی آنها ، در عمق یک مایلی در قسمت غرب اندروس غرق شده که هنوز در برخی مواقع باعث از کار انداختن ابزار و وسایل الکتریکی کشتیها ، هواپیماها و در نهایت نابودی آنها می‌گردد.

ام. ک. جساپ که یک فضانورد ، منجم و متخصص کره ماه است، در کتابش به نام « در مورد بشقاب پرنده‌ها » ابزار می‌دارد که ناپدید شدن کشتیهای مشهور در مثلث برمودا ، به وسیله اجسام پرنده صورت گرفته است. وی مفقود شدن خدمه آنها را نیز به اجسام مزبور ربط می‌دهد. به عقیده جساپ یوفوها هر چه هستند، حوزه مغناطیسی موقتی ایجاد می‌کنند که دارای طرحی یونیزه شده است و می‌تواند باعث متلاشی شدن یا ناپدید شدن هواپیماها و کشتیها گردد. او روی این سوال کار می‌کرد که چگونه نیروی مغناطیسی کنترل شده و می‌تواند باعث نامرئی شدن گردد. نظریه میدان واحد انیشتین او را مجذوب کرده بود. جساپ هر دو اینها را کلیدی می‌دانست برای ظهور و محو شدن ناگهانی بشقاب پرنده‌ها و ناپدید شدن کشتیها و هواپیماها. ولی مرگ امکان ادامه فعالیت و نتیجه گیری را از جساپ گرفت و تحقیقاتش نیمه تمام ماند.

داستانی عجیب

حادثه‌ای در اثر اختلال زمانی در فرودگاه میامی رخ داد که هرگز توضیحی قابل قبول برای آن وجود نداشته است. این واقعه مربوط به یک هواپیمای مسافربری بود که برای فرود در باند آماده بود و با رادار مرکز کنترل هوایی ردیابی می‌گردید که ناگهان ده دقیقه از صفحه رادار ناپدید شد و سپس دوباره ظاهر گشت. هواپیما بدون هیچ واقعه‌ای فرود آمد و خلبان و خدمه از آنچه افراد پایگاه می‌گفتند ابراز تعجب کردند، زیرا تا آنجا که به خدمه مربوط می‌شد، هیچ اتفاق غیر عادی نیفتاده بود. جالب این که ساعتهای همه آنها حدود ده دقیقه از زمان واقعی عقب‌تر بود. در حالی که هواپیما درست 20 دقیقه قبل از این واقعه وقت اصلی را کنترل کرده بود و در آن هنگام هیچ اختلاف زمانی وجود داشت.


  • آیا مثلث برمودا و نقاط مشخص دیگر به صورت ماشینی عظیم عمل می‌کنند تا اختلالاتی بوجود آورند؟

  • آیا آنها می‌توانند گردابهایی را چه در داخل و چه در خارج از جو بوجود آورند که اجسام و اشیا به داخل آنها بیفتد و به بعد زمان و مکانی دیگر منتقل شوند؟

گذشته و آینده برمودا

به نظر می‌رسد که این منطقه طی زمانهای متمادی گذشته نیز در افسانه‌ها به منزله مکانی ترسناک وجود داشته و حتی خیلی قبل از تاریخ کشف آن و بعد از آن تاریخ تا صدها سال با عناوین «دریایی از مقبره‌ها» ، «مثلث شیطان» ، «مثلث مرگ» ، «دریای بدبختی» ، «گورستان آتلانتیک» نامیده می‌شده است.
شومی و بدشگونی مثلث برمودا حتی در عصر فضا نیز باعث تعجب انسانهایی چون کریستف کلمب و فضانوردان آپولو 13 که یکی کاشف در زمین و دیگری در فضاست، شده است.

اینکه چرا وقایع عجیب این منطقه گزارش نمی‌شود، شاید به دلیل ایجاد رعب و وحشت عمومی باشد، شاید هم چون دلیل اصلی وقایع معلوم نیست، اتفاقات مربوطه بازتاب نمی‌یابد. البته در اغلب گزارشات ارائه شده هم سانسورهایی وجود دارد که اصل وقایع را سرپوشیده نگه می‌دارد.


  • آیا این مثلث دوباره قربانیان دیگری می‌گیرد؟

  • آیا بشر موفق به کشف راز آن خواهد شد؟

و بسیاری آیاها و پرسشهای بی جواب دیگر که مسلما در ذهن شما هم وجود دارد

گروه کومولونیمبوس.سوم تجربی

+ نوشته شده توسط فروغ ابراهیمی در شنبه سوم اردیبهشت 1390 و ساعت 16:10 |


Powered By
BLOGFA.COM